موسسه خیریه علی و حسین همدانیان

فرا رسیدن مـاه مبارک رمـضان، ماه خیر و برکـت و ماه نزول قـرآن را به همه مسلمین جهان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

 

 

 

 

اعمال ماه مبارک رمضان

 

 

 

 

 

 

 

 

در فضيلت مبارك رمضان

ü فهرست

شيخ صدوق به سند معتبره روايت كرده از حضرت امام رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوار خود از حضرت اميرالمؤ منين (عليه و على اولاده السلام) كه فرمود : خطبه اى خواند براى ما روزى حضرت رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) پس فرمود : اَيُّها النّاس بدرستى كه رو كرده است به سوى شما ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش. ماهى است كه نزد خدا بهترين ماه ها است و روزهايش بهترين روزها است و شب هايش بهترين شب ها است و ساعت هايش بهترين ساعتها است و آن ماهي است كه خوانده اند شما را در آن بسوى ضيافت خدا و گرديده ايد در آن از اهل كرامت خدا . نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبول است و دعاهاى شما در آن مستجاب است . پس سؤ ال كنيد از پروردگار خود به نيّت هاى درست و دل هاى پاكيزه از گناهان و صفات ذميمه كه توفيق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت كردن قرآن در آن .

به درستى كه شقى و بد عاقبت كسى است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم و ياد كنيد به گرسنگى و تشنگى شما در اين ماه تشنگى و گرسنگى روز قيامت را و تَصدّق كنيد بر فقيران و مسكينان خود و تعظيم نمائيد پيران خود را و رحم كنيد كودكان خود را و نوازش نمائيد خويشان خود را و نگاه داريد زبان هاى خود را از آنچه نبايد گفت و بپوشيد ديدهاى خود را از آنچه حلال نيست شما را در نظر كردن به سوى آن و بازداريد گوش هاى خود را از آنچه حلال نيست شما را شنيدن آن و مهربانى كنيد با يتيمان مردم تا مهربانى كنند بعد از شما با يتيمان شما و بازگشت كنيد به سوى خدا از گناهان خود و بلند كنيد دست هاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود ، زيرا كه وقت نمازها بهترين ساعت ها است که نظر مى كند حق تعالى در اين اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گويد ايشان را هرگاه او را مناجات كند و لبّيك مى گويد ايشان را هرگاه او را ندا كنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان . به درستى كه جان هاى شما در گروِ  كرده هاى شما است ، پس از گرو به در آوريد به طلب آمرزش از خدا و پشت هاى شما گرانبار است از گناهان شما ، پس سبك گردانيد آنها را به طول دادن سجده ها و بدانيد كه حق تعالى سوگند ياد كرده است به عزّت و جلال خود كه عذاب نكند نمازگذارندگان و سجده كنندگان در اين ماه را و نترساند ايشان را به آتش جهنم در روز قيامت .

ايُّها النّاس هر كه از شما افطار دهد روزه دار مؤمنى را در اين ماه از براى او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته . پس ‍ بعضى از اصحاب گفتند : يا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداريم .  حضرت فرمود : بپرهيزيد از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به يك شربت آبى باشد ؛ به درستى كه خدا اين ثواب را مى دهد كسى را كه چنين كند اگر قادر بر زياده از اين نباشد .

اَيُّها النّاسُ هر كه خُلْق خود را در اين ماه نيكو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى كه قدم ها بر آن لغزد و هر كه سبك گرداند در اين ماه خدمت غلام و كنيز خود را ، خدا در قيامت حساب او را آسان گرداند و هر كه در اين ماه شرّ خود را از مردم باز دارد ، حق تعالى غضب خود را در قيامت از او باز دارد و هر كه در اين ماه يتيم بى پدرى را ، گرامى دارد خدا او را در قيامت گرامى دارد و هر كه در اين ماه صله و احسان كند با خويشان خود خدا وَصل كند او را به رحمت خود در قيامت و هر كه در اين ماه قطع احسان از خويشان خود بكند ، خدا در قيامت قطع رحمت از او كند و هر كه نماز سنّتى در اين ماه بكند خدا براى او برات بيزارى از آتش جهنم بنويسد و هر كه در اين ماه نماز واجبى را ادا كند خدا عطا كند به او ثواب هفتاد نماز واجب كه در ماه هاى ديگر كرده شود و هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد خدا سنگين گرداند ترازوى عمل او را در روزى كه ترازوهاى اعمال سبك باشد و كسى كه يك آيه از قرآن در اين ماه بخواند ثواب كسى دارد كه در ماه هاى ديگر ختم قرآن كرده باشد .

اَيُّها النّاسُ بدرستى كه درهاى بهشت در اين ماه گشاده است پس سؤ ال كنيد از پروردگار كه آن را به روى شما نبندد ؛ و درهاى جهنّم در اين ماه بسته است . پس سؤ ال كنيد از پروردگار تبارك و تعالى به تلاوت كردن قرآن مجيد در شب ها و روزهاى اين ماه و به ايستادن به نماز و جِدّ و جَهد كردن در عبادت و بجا آوردن نمازها در اوقات فضيلت و كثرت استغفار و دعا .

فَعَنِ الصّادِقِ عليه السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِ

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشود

رَمَضانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ

تا سال آينده آمرزيده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود

و نگاه دارد خود را از چيزهايى که خدا حرام كرده است و از افطار كردن بر چيزهاى حرام و رفتار كن به نحوى كه مولاى ما حضرت صادق (عليه السلام) وصيّت نموده و فرموده هرگاه روزه دارى ، مى بايد كه روزه داری گوش و چشم و مو و پوست و جميع اعضاى تو ، يعنى از محرّمات بلكه از مكروهات و فرمود بايد كه روزِ روزه داری تو مانند روزِ افطار تو نباشد و نيز فرموده كه روزه نه همين ترک از خوردن و آشاميدن است ؛ بلكه بايد در روز روزه نگاه داريد زبان خود را از دروغ و بپوشانيد ديده هاى خود را از حرام و با يكديگر نزاع مكنيد و حَسَد مبريد و غيبت مكنيد و مجادله مكنيد و سوگند دروغ مخوريد بلكه سوگند راست نيز و دشنام مدهيد و فحش مگوئيد و ستم مكنيد و بى خردى مكنيد و دلتنگ مشويد و غافل مشويد از ياد خدا و از نماز و خاموش باشيد از آنچه نبايد گفت و صبر كنيد و راستگو باشيد و دورى كنيد از اهل شرّ و اجتناب كنيد از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت كردن با مردم و گمان بد بردن و غيبت كردن و سخن چينى كردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانيد و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّد (عليه السلام) باشيد و آرزومند ثوابهاى آخرت باشيد و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت برداريد .

بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بنده اى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشيد از عذاب خدا و اميدوار باشيد رحمت او را و بايد پاك باشد اى روزه دار دل تو از عيبها و باطن تو از حيله ها و مكرها و پاكيزه باشد بدن تو از كثافتها و بيزارى بجوى به سوى خدا از آنچه غير اوست و در روزه ولايت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسيدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ايّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و ياد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است به سوى آن اگر همه اينها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت كرده اى و آنچه كم كنى از آنها كه بيان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مى شود از فضل آن و ثواب آن .

به درستى كه پدرم گفت : رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) شنيد كه زنى در روز روزه اى جاريه خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبيد . آن زن را گفت بخور زن . زن گفت من روزه ام . فرمود : چگونه روزه اى كه جاريه خود را دشنام دادى . روزه فقط همین نخوردن و نیاشاميدن تنها نيست . به درستى كه حق تعالى روزه را حجابى گردانيده است از ساير امور قبيحه . از كردار بد و گفتار بد . چه بسيار كمند روزه داران و چه بسيارند گرسنگى كشندگان و حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود كه چه بسيار روزه دارى كه بهره اى نيست او را از روزه به غير از تشنگى و گرسنگى و چه بسيار عبادت كننده اى كه نيست او را بهره اى از عبادت به غير تَعَب . اى خوشا خواب زيركان كه بهتر از بيدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بى خردان است .

و روايت شده از جابربن يزيد از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) كه حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : اى جابر اين ماه رمضان است ، هر كه روزه بدارد روز آن را و بايستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بيرون رود از گناهان خود مثل بيرون رفتن او از ماه . جابر گفت يا رسول اللّه چه نيكو است اين حديث كه فرمودى ،  فرمود : اى جابر  چقدر سخت است اين شرطهايى كه نمودم و بالجمله اعمال اين ماه شريف در دو مطلب و يك خاتمه ذكر مى شود.

 

دعا بعد از هر فريضه

ü فهرست

اعمال مشتركه اين ماه چهار قسم است :

قسم اوّل : اعمالى است كه در هر شب و روز اين ماه بجا آورده مى شود.

دعا بعد از هر فريضه

سيّد بن طاوس روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم (عَليهِما السَّلام) كه فرمودند مى گوئى در ماه رَمَضان از اوّل تا به آخر آن بعد از هر فريضه :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى

خدايا روزيم گردان حج خانه كعبه را در

عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ ما اَبْقَيْتَنى فى يُسْرٍ مِنْكَ وَ عافِيَةٍ وَ سَعَةِ

اين سال و در هر سال تا زنده هستم در آسايش و تندرستى از جانب تو و وسعت

رِزْقٍ وَ لا تُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ وَالْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ

روزى و دورم مكن از اين اماكن گرامى و مشاهد شريفه

وَ زِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ فى جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا

و زيارت قبر پيامبرت كه درود تو بر او و آلش باد در همه حاجتهاى دنيا

وَالا خِرَةِ فَكُنْ لى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيما تَقْضى وَ تُقَدِّرُ مِنَ الاَمْرِ

و آخرتم پشتيبان من باش خدايا از تو خواهم در آنچه بنا هست درباره اش حكم فرمائى و مقدر كنى در آن فرمان

الْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ اَنْ

حتمى و مسلم در شب قدر از آن تقديرى كه برگشت ندارد و تغيير نپذيرد كه

تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ

مرا از حاجيان خانه محترم كعبه ات ثبت فرمايى آن حاجيانى كه حجشان درست و سعيشان مورد تقدير و سپاس است

الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى

و گناهانشان آمرزيده و كارهاى بدشان بخشيده شده است و قرار ده در همان قضا

وَ تُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَ تُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقى وَ تُؤدِّى عَنّى اَمانَتى

و تقديراتت كه عمر مرا طولانى گردانى و روزيم را فراخ كنى و امانت و قرضم را

وَ دَيْنى آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ

ادا فرمائى ، اجابت فرما اى پروردگار جهانيان

 

 

دعا عقب نمازهاى فريضه

ü فهرست

و مى خوانى عقب نمازهاى فريضه :

يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا غَفُورُ يا رَحيمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ

اى والا اى بزرگ اى آمرزنده اى مهربان تويى پروردگار بزرگى كه نيست مانند او چيزى

وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ

و او شنوا و بينا است و اين ماهى است كه آنرا بزرگ و گرامى داشته و او را شرافت و برترى داده اى

عَلَى الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ وَ هُوَ شَهْرُ

بر ماههاى ديگر و اين ماهى است كه روزه آن را بر من واجب كرده و اين ماه

رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى

رمضان است همان ماهى كه قرآن را در آن فرو فرستادى آن قرآنى كه راهنماى مردم و نشانه هاى روشنى از هدايت

وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَيا

و جدا ساختن (ميان حق و باطل ) است و قراردادى در اين ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه كردى پس اى

ذَالْمَنِّ وَ لا يُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنُّ

منت دارى كه كسى بر تو منت ندارد منت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش در ميان آنانكه

عَلَيْهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

بر آنها منت نهى و داخل بهشتم گردان برحمتت اى مهربانترين مهربانان

 

 

دعا بعد از هر نماز واجب

ü فهرست

شيخ كفعمى درمصباح و بلد الامين و شيخ شهيد در مجموعه خود از حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود هركه اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند حق تعالى بيامرزد گناهان او را تا روز قيامت و دعا اين است :

اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ

خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور

اَللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جايِعٍ اَللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ

خدايا دارا كن هر ندارى را خدايا سير كن هر گرسنه اى را خدايا بپوشان هر برهنه را

اَللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ اَللّهُمَّ رُدَّ

خدايا ادا كن قرض هر قرضدارى را خدايا بگشا اندوه هر غمزده را خدايا به وطن بازگردان هر

كُلَّ غَريبٍ اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ

دور از وطنى را خدايا آزاد كن هر اسيرى را خدايا اصلاح كن هر فسادى را از كار

الْمُسْلِمينَ اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ اَللّهُمَّ

مسلمين خدايا درمان كن هر بيمارى را خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارائى خود خدايا

غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَاَغْنِنا مِنَ

بدى حال ما را بخوبى حال خودت مبدل كن خدايا ادا كن از ما قرض و بدهيمان را و بى نيازمان كن از

الْفَقْرِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىءٍ قَديرٌ

ندارى كه راستى تو بر هر چيز توانائى

 

 

دعاى حجّ

ü فهرست

و شيخ كلينى در كافى روايت كرده از ابوبصير كه حضرت صادق (عليه السلام) در ماه رمضان اين دعا رامى خواند :

اَللّهُمَّ اِنّى بِكَ وَ مِنْكَ اَطْلُبُ

خدايا من بوسيله تو و از شخص تو مى جويم

حاجَتى وَ مَنْ طَلَبَ حاجَةً اِلىَ النّاسِ فَاِنّى لا اَطْلُبُ حاجَتى اِلاّ

حاجتم را و هر كه حاجت خويش از مردم مى جويد ولى من نجويم حاجتم را جز

مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَ اَسْئَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوانِكَ اَنْ تُصَلِّىَ

از تو تنها كه شريكى ندارى و از تو خواهم به حق فضل و خوشنوديت كه درود فرستى

عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ اَنْ تَجْعَلَ لى فى عامى هذا اِلى بَيْتِكَ

بر محمد و خاندان او و اينكه در اين سال براى رسيدن من به خانه

الْحَرامِ سَبيلاً حِجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقبَّلَةً زاكِيَةً خالِصَةً لَكَ تَقَرُّ بِها عَيْنى

محترمت كعبه راهى قرار دهى كه حجى صحيح و پذيرفته و پاكيزه و خالص براى تو انجام دهم آن چنانكه ديده ام

وَ تَرْفَعُ بِها دَرَجَتى وَ تَرْزُقَنى اَنْ اَغُضَّ بَصَرى وَ اَنْ اَحْفَظَ فَرْجى

بدان روشن شود و درجه ام بدان بالا رود و روزيم كن كه ديده ام را بپوشانم و عورتم را (از گناه ) نگهدارم

وَ اَنْ اَكُفَّ بِها عَنْ جَميعِ مَحارِمِكَ حَتّى لايَكُونَ شَىءٌ آثَرَ عِنْدى

و خود را از همه كارهاى حرام تو باز دارم تا بدان حد كه هيچ چيزى در پيش من محبوبتر

مِنْ طاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَالْعَمَلِ بِما اَحْبَبْتَ وَالتَّرْكِ لِما كَرِهْتَ

از اطاعت و ترس از تو و انجام آنچه دوست دارى و نكردن آنچه را ناخوش دارى

وَ نَهَيْتَ عَنْهُ وَاجْعَلْ ذلِكَ فى يُسْرٍ وَ يَسارٍ وَ عافِيَةٍ وَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ

و آنرا قدغن كرده اى نباشد و قرار ده همه اينها را در گشايش و آسودگى و تندرستى با هر چه نعمت كه

عَلَىَّ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلاً فى سَبيلِكَ تَحْتَ رايَةِ نَبِيِّكَ

به من داده اى و از تو خواهم كه مرگ مرا كشته شدن در راهت قرار دهى كه در زير پرچم پيغمبرت

مَعَ اَوْلِياَّئِكَ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَقْتُلَ بى اَعْداَّئَكَ وَ اَعْداَّءَ رَسُولِكَ وَ اَسْئَلُكَ

با دوستانت كشته شوم و از تو خواهم كه دشمنان خود و دشمنان پيامبرت را بدست من بكشى و از تو خواهم

اَنْ تُكْرِمَنى بِهَوانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لا تُهِنّى بِكَرامَةِ اَحَدٍ مِنْ

كه مرا گرامى دارى بخوار كردن هر يك از خلق خود كه خواهى ولى خوارم نكنى به گرامى داشتن هيچيك از

اَوْلِياَّئِكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً حَسْبِىَ اللّهُ ما شاَّءَ اللّهُ

دوستانت خدايا قرار ده براى من با پيامبرت راهى خدا مرا بس است و آنچه خواهد شود

مؤ لف گويد: كه اين دعاء موسوم به دعاى حجّ است سيّد در اقبال از حضرت صادق (عليه السلام) روايت كرده خواندن آن را در شبهاى ماه رمضان بعد از مغرب و كفعمى در بلدالا مين گفته كه مستحب است خواندن آن در هر روز از ماه رمضان و در شب اوّل نيز و شيخ مفيد در مقنعه براى خصوص شب اوّل نقل كرده بعد از نماز مغرب .

و بدانكه بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان خواندن قرآن است و بسيار بايد خواند چه آنكه قرآن در اين ماه نازل شده است و وارد شده كه هر چيزى را بهاريست و بهار قرآن ماه رمضان است و در ماه هاى ديگر هر ماهى يك ختم سنت است و اقلّش شش روز است و در ماه رمضان در هر سه روز يك ختم سنّت است و اگر روزى يك ختم تواند بكند خوب است .

علامه مجلسى (رَحَمهُ اللّهُ ) فرموده كه در حديث است كه بعضى از ائمّه (عَليهمُ السلام) در اين ماه چهل ختم قرآن و زياده مى كردند و اگر ثواب هر ختم قرآنى را به روح مقدّس ‍ يكى از چهارده معصوم (عَليهمُ السلام) هديّه كند ثوابش مضاعف گردد و از روايتى ظاهر مى شود كه اجر چنين كسى آن است كه با ايشان باشد در روز قيامت و دراين ماه دعا و صلوات و استغفار بسيار بايد نمود و لااِلهَ اِلا اللّهُ بسيار بايد گفت و روايت شده كه جناب امام زين العابدين (عليه السلام) چون ماه رمضان داخل مى شد تكلّم نمى كرد مگر به دعاء و تسبيح و استغفار و تكبير و بايد اهتمام بسيار نمود به عبادت و نافله هاى شب و روز .

 

 

آداب افطار و ساير اعمال در شبهاى ماه رمضان

ü فهرست

قسم دوّم : اعمالى است كه در شب هاى ماه رمضان بايد بجا آورد و آن چند امر است :

اوّل افطار است و مستحب است كه بعد از نماز شام افطار كند مگر آنكه ضعف بر او غلبه كرده باشد يا جمعى منتظر او باشند.

دوّم آنكه افطار كند با چيز پاكيزه از حرام و شُبهات و بهتر آن است كه به خرماى حلال افطار كند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد و به خرما و آب و به رطب و به لبن و به حلوا و به نبات و به آب گرم به هر كدام كه افطار كند نيز خوب است.

سوّم آنكه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند از جمله آنكه بگويد:

اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَعَلى رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ

خدايا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار كنم و بر تو توكل كنم

تا خدا عطا كند به او ثواب هر كسى را كه در اين روز روزه داشته و اگر دعاى اَللّهُمَّ رَبَّ النّورِ الْعَظيمِ را كه سيّد و كفعمى روايت كرده اند بخواند فضيلت بسيار يابد و روايت شده كه حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) هرگاه مى خواست افطار كند مى گفت :

بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ لَكَ صُمْنا وَعَلى رِزْقِكَ

خدايا براى تو روزه گرفتيم و با روزى تو

اَفْطَرْنا فَتَقَبَّلْ مِنّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ

افطار كنيم پس از ما بپذير كه براستى تو شنوا و دانايى

چهارم در لقمه اوّل بگويد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرّحَيمِ يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ اِغْفِرْ لى تا خدا او را بيامرزد و در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان خدا هزار هزار كس را از آتش جهنّم آزاد مى كند پس از حق تعالى بخواه كه تو را يكى از آنها قرار دهد .

پنجم در وقت افطار سوره قدر بخواند .

ششم در وقت افطار تصدّق كند و افطار دهد روزه داران را اگر چه به چند دانه خرما يا شربتى آب باشد و از حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) مرويست كه كسى كه افطار دهد روزه دارى را از براى او خواهد بود مثل اجرِ آن روزه دار بدون آنكه از اجر او چيزى كم شود و هم از براى او خواهد بود مثل آن عمل نيكويى كه بجا آورد آن افطار كننده به قوه آن طعام و آية الله علامه حلّى در رساله سَعدِيَّه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود هر مؤمنى كه اطعام كند مؤمنى را لقمه اى در ماه رمضان بنويسد حق تعالى براى او اجر كسى كه سى بنده مؤمن آزاد كرده باشد و از براى او باشد نزد حق تعالى يك دعاى مستجاب .

هفتم در هر شب خواندن هزار مرتبه اِنّا اَنزَلْناهُ وارد است

هشتم در هر شب صد مرتبه حمَّ دُخان را بخواند اگر ميسّر شود

نهم سيّد روايت كرده كه هر كه اين دعا را بخواند در هر شب ماه رمضان آمرزيده شود گناهان چهل سال او :

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على

خدايا اى پروردگار ماه رمضان كه در آن قرآن را فرستادى و بر

عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ

بندگان روزه را در اين ماه واجب كردى درود فرست بر محمد و آل محمد و روزيم گردان حج خانه

الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ

محترم خود كعبه را در اين سال و در هر سال و بيامرز برايم اين گناهان بزرگ را

فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ

كه براستى نيامرزد آنها را جز تو اى بخشاينده و اى بسيار دانا

دهم در هر شب بخواند بعد از مغربدعاى حجّ را كه در قسم اوّل گذشت

 

دعاى افتتاح

ü فهرست

يازدهم بخواند در هر شب از ماه رمضان :

اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَ اَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ وَ اَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ

خدايا من ستايش را به وسيله حمد تو مى گشايم و تويى كه به نعمت بخشى خود بندگان را به درستى وادارى و يقين دارم كه براستى تو

اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبينَ فى

مهربانترين مهربانانى اما در جاى گذشت و مهربانى ولى سخت ترين كيفركننده اى در

مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءِ

جاى شكنجه و انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و

وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَ مَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ

عظمت خدايا تو به من اجازه دادى در اين كه بخوانمت و از تو درخواست كنم پس اى خداى شنوا

مِدْحَتى وَ اَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى فَكَمْ يا

مدح و ثنايم را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و ناديده گير اى آمرزنده لغزشم را اى

اِلهى مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها وَ هُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها وَ عَثْرَةٍ قَدْ اَقَلْتَها

معبود من چه بسيار گرفتارى كه برطرف كردى و چه بسيار اندوه كه زدودى و لغزشها كه چشم پوشيدى

وَ رَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها وَ حَلْقَةِ بَلاَّءٍ قَدْ فَكَكْتَها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ

و مهر و رحمت كه گستردى و زنجير بلا كه از هم باز كردى ستايش خاص خدايى است كه نگيرد

صاحِبَةً وَ لا وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ

همسرى و نه فرزندى و نيست برايش شريكى در فرمانروايى و نيست برايش ياورى

مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كُلِّهَا عَلى جَميعِ

از خوارى و به كمال بزرگى او را ياد كن ستايش خداى را به همه ستودگيهايش يكسر بر همه

نِعَمِهِ كُلِّها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْكِهِ وَ لا مُنازِعَ لَهُ فى

نعمتهايش يكسر ستايش براى خدايى است كه ضد و دشمنى در پادشاهى او و ستيزه جويى در

اَمْرِهِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا شَريكَ لَهُ فى خَلْقِهِ وَ لا شَبيهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ

فرمانش نيست ستايش خدايى را است كه شريكى در خلقتش ندارد و شبيهى در عظمت او نيست

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ

ستايش خاص خدايى است كه هويدا است در ميان خلق كارش و ستايشش و آشكار است به بزرگوارى شوكتش

الْباسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ الَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ وَ لا تَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطآءِ

و گشاده است دستش آنكه نقصان نپذيرد خزينه هايش و نيفزايدش بسيارى عطا

اِلاّ جُوداً وَ كَرَماً اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ قَليلاً مِنْ

مگر جود و بزرگوارى براستى كه او عزيز و بسيار بخشنده است خدايا از تو خواهم اندكى از

كَثيرٍ مَعَ حاجَةٍ بى اِلَيْهِ عَظيمَةٍ وَ غِناكَ عَنْهُ قَديمٌ وَ هُوَ عِنْدى كَثيرٌ

بسيار با اينكه نيازمنديم بدان بزرگ است و بى نيازى تو از آن قديم و ازلى است و آن درخواست پيش من بسيار

وَ هُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبى وَ تَجاوُزَكَ عَنْ

ولى در نزد تو اندك و آسان است خدايا براستى گذشت تو از گناهم و چشم پوشيت از

خَطيَّئَتى وَ صَفْحَكَ عَنْ ظُلْمى وَ سَِتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلى وَ حِلْمَكَ

خطايم و ناديده گيريت از ستمم و پرده پوشيت بر كار زشتم و بردباريت

عَنْ كَثيرِ جُرْمى عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطایى وَ عَمْدى اَطْمَعَنى فى اَنْ

در برابر جنايت و جرم بسيارم كه به خطا يا از روى تعمد كردم مرا به طمع انداخت تا از تو

اَسْئَلَكَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ الَّذى رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِكَ وَ اَرَيْتَنى

درخواست كنم چيزى را كه مستحق آن نيستم ، درخواست كنم آنچه را كه از رحمتت روزى من كردى و

مَنْ قُدْرَتِكَ وَ عَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِكَ فَصِرْتُ اَدْعُوكَ آمِناً وَ اَسْئَلُكَ

از قدرتت به من نماياندى و از اجابت دعايت به من شناساندى و اين سبب شد كه من از روى اطمينان تو را بخوانم

مِسْتَأنِساً لا خآئِفاً وَ لا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَيْكَ فيما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيْكَ

و با تو انس گرفته بدون ترس و واهمه از تو حاجت بخواهم و تازه در مطلوب و مقصود خود با ناز و عشوه به درگاهت آيم

فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَيْكَ وَ لَعَلَّ الَّذى اَبْطَاَ عَنّى هُوَ خَيْرٌ لى

و اگر حاجتم دير برآيد بواسطه نادانيم بر تو اعتراض كنم در صورتى كه شايد دير كردن آن براى من بهتر باشد زيرا

لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْكَ

تو داناى به سرانجام كارها هستى و از اينرو من نديدم مولاى بزرگوارى را كه بر بنده پست خود شكيباتر از تو باشد

عَلَىَّ يا رَبِّ اِنَّكَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْكَ وَ تَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ

بر من اى پروردگارم تو مرا مى خوانى ولى من از تو رومى گردانم و تو به من دوستى مى كنى ولى من با تودشمنى مى كنم و تو

وَ تَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ كَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ

به من محبت كنى و من نپذيرم گويا من منتى بر تو دارم و باز اين احوال بازندارد تو را از

مِنَ الرَّحْمَةِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ

مهر به من و و احسان بر من و بزرگواريت نسبت به من از روى بخشندگى و بزرگواريت

فَارْحَمَ عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ

پس بر بنده نادانت رحم كن و از زيادى احسانت بر او ببخش كه براستى تو بخشنده و بزرگوارى

اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِكِ الْمُلْكِ مُجْرِى الْفُلْكِ مُسَخِّرِ الرِّياحِ فالِقِ الاِْصْباحِ

ستايش خاص خدا است كه مالك سلطنت و روان كننده كشتى (وجود) و مسخركننده بادها و شكافنده سپيده صبح

دَيّانِ الدّينِ رَبِّ الْعَالَمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ

و حكمفرماى روز جزا و پروردگار جهانيان است ستايش خداى را است كه بردباريش پس از دانستن و ستايش

لِلّهِ عَلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلى طُولِ اَناتِهِ فى غَضَبِهِ

براى خدا است بر گذشتش با اينكه نيرومند است و ستايش براى خدا است بر زيادى تحمل و بردباريش در عين خشم

وَهُوَ قادِرٌ عَلى ما يُريدُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ خالِقِ الْخَلْقِ باسِطِ الرِّزْقِ فاِلقِ

او با اينكه او بر هرچه بخواهد تواناست ستايش خداى را است كه آفريننده خلق و گسترنده روزى و شكافنده

اَلاِْصْباحِ ذِى الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِْنْعامِ الَّذى بَعُدَ فَلا

صبح صاحب جلال و بزرگوارى و فضل و نعمت بخشى آنكه دور است پس

يُرى وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَكَ وَتَعالى اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَيْسَ لَهُ

ديده نشود و نزديك است كه مطلع از گفتگوهاى سرى است برتر و والا است ستايش خدايى را كه نيست براى او

مُنازِ عٌ يُعادِلُهُ وَلا شَبيهٌ يُشاكِلُهُ وَلا ظَهيرٌ يُعاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ

ستيزه جويى كه با او برابرى كند و نه شبيهى كه هم شكل او باشد و نه پشتيبانى كه كمكش كند به عزت خويش

الاْعِزّآءَ وَتَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما يَشآءُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ

چيره دستان را مقهور ساخته و در مقابل عظمتش بزرگان فروتنى كرده پس بوسيله نيرويش بهرجا كه خواهد رسيده ستايش خدايى را

الَّذى يُجيبُنى حينَ اُناديهِ وَيَسْتُرُ عَلَىَّ كُلَّ عُورَةٍ وَاَنَا اَعْصيهِ وَ

كه پاسخم دهد هرگاه بخوانمش و بپوشاند بر من هر زشتى را و من نافرمانيش كنم و

يُعَظِّمُ الْنِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلاَّ اُجازيهِ فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنيَّئَةٍ قَدْ اَعْطانى

بزرگ گرداند بر من نعمتش را ولى من پاداشش ندهم پس چه بسيار بخششهاى جانبخشى كه به من عطا فرمود

وَعَظيمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ كَفانى وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ اَرانى فَاُثْنى عَلَيْهِ

و چه پيش آمدهاى بزرگ و هولناكى را كه از من دور كرد و چه خوشيهاى شگفت انگيزى كه به من نماياند او را

حامِدا وَاَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا يُهْتَكُ حِجابُهُ وَلا يُغْلَقُ

ستايش كنان ثنا گويم و تسبيح گويان يادش كنم ستايش خاص خدايى است كه پرده اش دريده نشود و در خانه اش

بابُهُ وَلا يُرَدُّ سآئِلُهُ وَلا يُخَيَّبُ آمِلُهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى يُؤْمِنُ الْخآئِفينَ

بسته نگردد و خواهنده اش رد نشود و آرزومندش نوميد نگردد ستايش خاص خدايى است كه هراسناكان را امان بخشد

وَيُنَجِّى الصّالِحينَ وَيَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ وَيَضَعُ الْمُسْتَكْبِرينَ وَ

و شايستگان را نجات دهد و ناتوان شمردگان را بلند كند و گردنكشان را زبون كند و

يُهْلِكُ مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرينِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ الجَّبارينَ مُبيرِ

شاهان را نابود كند و به جايشان دسته ديگرى نشاند ستايش خداى را در هم شكننده سركشان و نابودكننده

الظّالِمينَ مُدْرِكِ الْهارِبينَ نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ الْمُسْتَصْرِخينَ

ستمكاران دريابنده گريختگان كيفردهنده ظالمان فريادرس فريادخواهان

مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى مِنْ

جايگاه حاجتهاى جويندگان تكيه گاه مؤ منان ستايش خدايى را است كه

خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَ سُكّانُها وَتَرْجُفُ الاْرْضُ وَعُمّارُها

از ترس او آسمان و ساكنانش غرش كنند و زمين و آباد كنندگانش بر خود بلرزند

وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ يَسْبَحُ فى غَمَراتِها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِهذا

و درياها و آنانكه در قعر آنها شناورى كنند به جنبش و موج درآيد ستايش خاص خدايى است كه ما را به اين (دين ) هدايت فرمود

وَما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى يَخْلُقُ وَلَمْ يُخْلَقْ

و اگر او ما را هدايت نكرده بود ما بدان هدايت نمى شديم ستايش خدايى را است كه آفريد و خود آفريده نشده

وَيَرْزُقُ وَلا يُرْزَقُ وَيُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ وَيُميتُ الاْحيآءَ وَيُحْيِى

روزى دهد و كسى او را روزى ندهد و بخوراند و خود بى نياز از خوراك است و بميراند زندگان را و زنده كند

الْمَوْتى وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ

مردگان را و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است به دست او است و او براى هرچيز توانا است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَاَمينِكَ وَصَفِيِّكَ

خدايا درود فرست بر محمد بنده ات و پيامبرت و امين بر وحيت و پسنديده ات

وَحَبيبِكَ وَخِيَرَتِكَ مَنْ خَلْقِكَ وَحافِظِ سِرِّكَ وَمُبَلِّغِ رِسالاتِكَ اَفْضَلَ

و حبيبت و برگزيده ات از ميان خلق و نگهدار رازت و رساننده پيامهايت برترين درود

وَاَحْسَنَ وَاَجْمَلَ وَاَكْمَلَ وَاَزْكى وَاَنْمى وَاَطْيَبَ وَاَطْهَرَ وَاَسْنى

و بهترين و زيباترين و كاملترين و پاكيزه ترين و پررشدترين و خوشترين و پاكترين و بلندترين

وَاَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلى اَحَدٍ

و بيشترين درودى كه فرستادى و بركتى كه دادى و ترحمى كه كردى و عطوفتى كه ورزيدى و تحيتى كه فرستادى بر هر يكى

مِن عِبادِكَ وَاَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ وَصِفْوَتِكَ وَاَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَيْكَ مِن

از بندگانت و پيمبرانت و رسولانت و برگزيدگانت و گراميان تو از ميان

خَلْقِكَ اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلى عَلي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَوَصِىِّ رَسوُلِ رَبِّ

خلقت خدايا و درود فرست بر على امير مؤ منان و وصى فرستاده پروردگار

الْعالَمينَ عَبْدِكَ وَوَليِّكَ وَاَخى رَسُولِكَ وَحُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ

جهانيان بنده تو و ولى تو و برادر پيامبر تو و حجت تو بر خلقت

وَآيَتِكَ الْكُبْرى وَالنَّباءِ الْعَظيمِ وَصَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ

و نشانه بزرگت و نباء عظيم (آن خبر بزرگ ) و درود فرست بر صديقه طاهره فاطمه (زهرا)

سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ وَصَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَاِمامَىِ الْهُدى

بانوى زنان جهانيان و درود فرست بر دو سبط (پيامبر) رحمت و دو پيشواى هدايت

الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَةِ وَصَلِّ عَلى اَئِمَّةِ

حسن و حسين دو آقاى جوانان اهل بهشت و درود فرست بر پيشوايان

الْمُسْلِمينَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

مسلمانان على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد

وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَعَلِىِّ بْنِ

و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على

مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِي وَالْخَلَفِ الْهادى الْمَهْدِىِّ حُجَجِكَ عَلى

بن محمد و حسن بن على و يادگار شايسته و راهنمايش حضرت مهدى كه اينها حجتهاى تو بر

عِبادِكَ وَاُمَناَّئِكَ فى بِلادِكَ صَلَوةً كَثيرَةً دآئِمَةً اَللّهُمَّ وَصَلِّ عَلى

بندگانت هستند و امينهاى تو در شهرها و بلاد تواند درودى فرست كه بسيار و هميشگى باشد خدايا و بالخصوص درود فرست

وَلِىِّ اَمْرِكَ الْقآئِمِ الْمُؤَمَّلِ وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَحُفَّهُ بِمَلاَّئِكَتِكَ

برسرپرست دستورت آن امام قائم كه مايه اميد است وآن عدل ودادى كه همه چشم براهش هستند و فراگير او را به فرشتگان

الْمُقَرَّبينَ وَاَيِّدْهُ بِروُحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ

مقربت حلقه وار و به روح القدس ياريش كن اى پروردگار جهانيان خدايا (وسائل آمدنش را) آماده كن

الدّاعِىَ اِلى كِتابِكَ وَالْقآئِمَ بِدينِكَ اسْتَخْلِفْهُ فى الاْرْضِ كَمَا

تا او به كتابت دعوت كند و به دين تو قيام كند و او را روى زمين جايگزين گردان چنانچه

اسْتَخْلَفْتَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكِّنْ لَهُ دينَهُ الَّذِى ارْتَضَيْتَهُ لَهُ اَبْدِلْهُ مِنْ

جايگزين كردى آنانكه پيش از او بودند و آن دينى را كه برايش پسنديده اى بدست او پابرجا كن و پس از

بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً اَللّهُمَّ اَعِزَّهُ وَاَعْزِزْ بِهِ

ترس و خوفى كه داشته آسايش خاطرى به او بده كه با كمال خلوص تو را پرستش كند خدايا عزيزش گردان و ديگران را به او عزيز كن

وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ وَانْصُرْهُ نَصْرا عَزيزا وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسيراً

ياريش كن و بوسيله او ديگران را يارى كن و بطور پيروزمندانه اى او را يارى كن و گشايش آسانى

وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً اَللّهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دينَكَ وَسُنَّةَ

بهره اش كن و قرار ده برايش از نزد خود حكومتى نصرت آور خدايا بدو دين خود و روش

نَبِيِّكَ حَتّى لا يَسْتَخْفِىَ بِشَىْءٍ مِنَالْحَقِّ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ

پيامبرت را آشكار ساز بطورى كه چيزى از امور حقه نماند كه ناچار باشد از ترس مردم پنهانش كند

اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فى دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ

خدايا ما با تضرع و زارى به درگاهت از تو خواستاريم دولتى گرامى را كه به وسيله آن اسلام و مسلمين

وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فيها مِنَالدُّعاةِ اِلى طاعَتِكَ

را عزت بخشى و نفاق و منافقين را منكوب سازى و ما را در آن دولت از زمره خوانندگان مردم بسوى اطاعت تو

وَالْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ ما

و از برندگان بسوى راه خود قرارمان دهى و بدان وسيله بزرگوارى دنيا و آخرت را نصيب ما گرداندى خدايا آنچه را كه

عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ

از حق به ما شناسانده اى تاب تحملش را نيز به ما بده و آنچه را كه از رسيدن بدان كوتاه آمديم تو ما را بدان برسان خدايا بدان حضرت

شَعَثَنا وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَكَثِّرْبِهِ قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ

پراكندگيمان را برطرف كن و گسيختگيمان را دور كن و پريشانى ما را بدو پيوست كن و كمى ما را بدو زياد كن

ذِلَّتَنا وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ

وخوارى ما را بدو عزت بخش و ندارى ما را بدو توانگرى بخش و بدهى ما را بوسيله اش بپرداز و فقر ما را بدو جبران كن

خَلَّتَنا وَيَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُكَّ بِهِ اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ

و شكاف و تفرقه ما را بدو برطرف كن و سختى ما را بدو آسان كن و چهره هاى ما را بدو سفيد گردان و گرفتاران ما را بدو آزاد

طَلِبَتَنا وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا

كن و خواسته هاى ما را بدو روا كن و وعده هاى ما را به او تحقق بخش و دعاى ما را بدو مستجاب كن وخواهشهاى ما را

وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ آمالَنا وَاَعْطِنا بِهِ فُوْقَ رَغْبَتِنا يا خَيْرَ

بوسيله او عطا كن و بوسيله او ما را به آرزوهاى دنيا و آخرت برسان و بوسيله او بيش از آنچه ما خواهانيم به ما بده اى بهترين

الْمَسْئُولينَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطينَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ

درخواست شدگان و دست بازترين عطاكنندگان سينه هاى ما را با ظهورش شفا بخش و بوسيله او عقده

قُلُوبِنا وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ اِنَّكَ تَهْدى مَنْ

دلهاى ما را برطرف كن و بدو ما را بدان حقى كه مورد اختلاف است به اذن خود راهنمايى كن كه براستى تو هركه

تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنآ اِلهَ

را بخواهى به راه راست هدايت فرمايى و بدست او ما را بر دشمنانت و دشمنان ما نصرت ده اى معبود

الْحَقِّ آمينَ اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكوُ اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَالِهِ

برحق – آمين – خدايا ما به تو شكايت كنيم از نبودن پيامبرمان كه درودهاى تو بر او و آلش باد

وَغَيْبَةَ وَلِيِّنا وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا وَشِدّةَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ

و از غيبت مولايمان و از بسيارى دشمنان و كمى افرادمان و از سختى آشوبها و از كمك دادن اوضاع

الزَّمانِ عَلَيْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ

زمانه به زيان ما پس درود فرست بر محمد و آلش و كمك ده ما را بر اين اوضاع به گشايش

تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَةٍ

فورى از طرف خود و برطرف كردن رنج وناراحتى و يارى با عزت و ظاهر ساختن سلطنت حقه و رحمتى

مِنْكَ تَجَلِّلُناها وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

از جانب تو كه ما را فراگيرد و تندرستى از طرف تو كه ما را بپوشاند به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

 

 

دعاهای وارده

ü فهرست

دوازدهم در هر شب بخواند:

اَللّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِى الصّالِحينَ فَاَدْخِلْنا وَفى

خدايا بوسيله رحمتت ما را در جرگه شايستگان وارد كن و در

عِلِّيّينَ فَارْفَعْنا وِبَكَاْسٍ مِنْ مَعينٍ مِنْ عَيْنٍ سَلْسَبيلٍ فَاسْقِنا وَمِنَ

عليين بهشت بالا بر و جامى از آب خوشگوار چشمه سلسبيل به ما بنوشان و از

الْحُورِ الْعينِ بِرَحْمَتِكَ فَزَوِّجْنا وَمِنَ الْوِلْدانِ الْمُخَلَّدينَ كَاَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ

حوريان بهشتى به رحمت خود به ازدواج ما درآور و از پسران جاويدان كه همچون مرواريدانى

مَكْنُونٌ فَاَخْدِمْنا وَمِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ وَلُحُومِ الطَّيْرِ فَاَطْعِمْنا وَ مِنْ

در صدفند به خدمت ما بگمار و از ميوه هاى بهشتى و گوشت پرندگان به ما بخوران و از

ثِيابِ السُّنْدُسِ وَالْحَريرِ وَالاِْسْتَبْرَقِ فَاَلْبِسْنا وَلَيْلَةَ الْقَدْرِ وَحَجَّ

جامه هاى زربفت و ابريشم و ديبا به ما بپوشان و بدرك فضيلت شب قدر و حج

بَيْتِكَ الْحرامِ وَقَتْلاً فى سَبيلِكَ فَوَفِّقْ لَنا وَصالِحَ الدُّعاَّءِ وَالْمَسْئَلةِ

خانه كعبه و كشته شدن در راه خود ما را موفق بدار و دعاى شايسته و خواهش ما را

فَاسْتَجِبْ لَنا وَاِذا جَمَعْتَ الاَوَّلينَ وَالا خِرينَ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَارْحَمْنا

برآور و چون اولين و آخرين را در روز قيامت گردآوردى در آن هنگام به ما ترحم كن و

وَبَراَّئَةً مِنَ النّارِ فَاكْتُبْ لَنا وَفى جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا وَفى عَذابِكَ

منشور رهايى ما را از آتش بر ايمان بنويس و در دوزخ ما را به زنجير مبند و در شكنجه

وَهَوانِكَ فَلا تَبْتَلِنا وَمِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّريعِ فَلا تُطْعِمْنا وَمَعَ

و خواريت ما را مبتلا مكن و از درخت زقوم و ضريع به ما مخوران و با

الشَّياطينِ فَلا تَجْعَلْنَا وَفِى النّارِ عَلى وُجُوهِنا فَلا تَكْبُبْنا وَمِنْ

شياطين ما را در يك جا قرار مده و برو در آتش دوزخ ما را مينداز و از

ثِيابِ النّارِ وَسَرابيلِ الْقَطِرانِ فَلا تُلْبِسْنا وَمِنْ كُلِّ سُوَّءٍ يا لا اِلهَ اِلاّ

جامه هاى آتشين و پيراهنهاى آتش زاى قطران (آهن آب شده ) به ما مپوشان و از هر بدى اى خدايى كه جز تو معبودى نيست

اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ فَنَجِّنا

به حق كلمه ((لا اله الاّ اءنت )) ما را نجات بخش

 

سيزدهم از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه در هر شب ماه رمضان مى خوانى:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ فيما تَقْضى

خدايا از تو خواهم كه در قضاء

وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ فِى الاْمْرِ الْحَكيمِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و قدر حتمى و فرمان حكيمانه خود از آن قضايى كه برگشت ندارد

يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

و تغييرپذير نيست چنان مقرر دارى كه ثبت كنى نام مرا از حاجيان كعبه ات كه حجشان قبول شده و سعيشان

الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ وَاَنْ تَجْعَلَ

پذيرفته گرديده و گناهانشان آمرزيده شده و از بديهاشان صرفنظر گرديده و

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى فى خَيْرٍ وَعافِيَةٍ وَتُوَسِّعَ فى

نيز در قضا و قدر خود مقرر دارى كه عمر مرا در خوبى و تندرستى طولانى كنى و

رِزْقی َوَتَجْعَلَنى مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدينِكَ وَلا تَسْتَبْدِلْ بى غَيْرى

روزيم توسعه دهى و بگردانى مرا از آن كسانى كه بوسيله آنان دينت را يارى كنى و مرا با ديگرى عوض نكنى

 

چهاردهم در انيس الصّالحين است كه در هر شب از شبهاى ماه رمضان بخواند:

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ يَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ يَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اينكه ماه رمضان از من بگذرد يا سپيده دم امشب

الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنى عَلَيْهِ

بزند و هنوز از تو در پيش من بازخواست يا گناهى مانده باشد كه مرا بدان عذاب كنى

 

 

نماز شبهاى ماه رمضان

ü فهرست

پانزدهم شيخ كفعمى در حاشيه بلد الا مين از سيّد بن باقى نقل كرده كه فرموده مستحبّ است در هر شب ماه رَمَضان دو ركعت نماز در هر ركعت حمد و توحيد سه مرتبه و چون سلام داد بگويد:

سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَفيظٌ لا يَغْفُلُ سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحيمٌ لا يَعْجَلُ

منزه است آن خداى نگهبانى كه غفلت نكند منزه است آن خداى مهربانى كه شتاب نكند

سُبْحانَ مَنْ هُوَ قاَّئِمٌ لا يَسْهُو سُبْحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا يَلْهُو

منزه است آن خداى پابرجايى كه كسى را از ياد نبرد منزه است آن خداى جاويدانى كه به چيزى سرگرم نشود

پس بگويد تسبيحات اربع را هفت مرتبه پس بگويد:

سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ يا عَظيمُ اغْفِرْ لِىَ الذَّنْبَ الْعَظيمَ

منزّهى تو منزّهى منزّهى اى خداى بزرگ بيامرز گناهان بزرگم را

پس ده مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر و آل او عليهم السلام . كسى كه اين دو ركعت نماز را بجا آورد بيامرزد حق تعالى از براى او هفتاد هزار گناه الخ

شانزدهم در خبر است كه هر كه در هر شب از ماه رمضان سوره اِنّا فَتَحْنا در نماز مستحبّى بخواند آن سال محفوظ بماند .

 

 

كيفيت هزار ركعت نماز

ü فهرست

بدانكه از اعمالى كه در شبهاى ماه رمضان مستحب است بجا آورده شود هزار ركعت نماز است در مجموع اين ماه كه مشايخ و اعاظم علماء در كتب خود كه در فقه يا عبادات نوشته اند به آن اشاره نموده اند و اما كيفيّت بجا آوردن آن پس احاديث در باب آن مختلف است و آنچه موافق روايت ابن ابى قرّه است از حضرت جوادعليه السلام و مختار شيخ مفيد در كتاب غريّه و اشراف بلكه مختار مشهور است آنست كه در دهه اوّل و دهه دويّم ماه رمضان در هر شبى بيست ركعت خوانده شود هر دو ركعت به يك سلام به اين طريق كه هشت ركعت آن را بعد از نماز مغرب بخواند و دوازده ركعت ديگر را بعد از نماز عشاء و در دهه آخر در هر شب سى ركعت بخواند باز هشت ركعت آن را بعد از نماز مغرب و بيست و دو ركعت ديگر را بعد از نماز عشاء و مجموع اين نمازها هفتصد ركعت مى شود و باقيمانده را كه سيصد ركعت است در شبهاى قدر بخواند يعنى شب نوزدهم صد ركعت و شب بيست و يكم صد ركعت و شب بيست و سيّم صد ركعت پس مجموع هزار ركعت شود و به ترتيب ديگر نيز وارد شده و تفصيل كلام در جاى ديگر است و اين مقام را گنجايش بسط نيست و اميد كه اهل خير در عمل به اين هزار ركعت نماز مسامحه و سهل انگارى نكرده از فيض آن خود را بهره مند نمايند و روايت شده كه مى خوانى بعد از هر دو ركعت از نافله هاى ماه رمضان

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيما تَفْرُقُ

خدايا مقرر دار در آن قضا و قدر حتمى و در آنچه جدا كنى

مِنَ الاْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ

از دستور حكيمانه ات در شب قدر كه مرا از حاجيان خانه

الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنوُبُهُمْ وَاَسْئَلُكَ

محترم كعبه ات قرار دهى آنان كه حجشان قبول و كوششان پذيرفته و گناهانشان آمرزيده شده و از تو خواهم

اَنْتُطيلَ عُمْرى فى طاعَتِكَ وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى يااَرْحَمَالرّاحِمينَ

كه عمرم را در اطاعت خود طولانى گردانى و در روزيم وسعت دهى اى مهربانترين مهربانان

اعمال سحرهاى ماه رمضان

ü      فهرست

قسم سوّم در اعمال سحرهاى ماه مبارك رمضان است و آن چند امر است :
اوّل سُحُور خوردن و ترك نكند سحور را اگر چه به يك دانه خرماى زبون يا شربت آب باشد و بهترين سُحُورها سَويق يعنى قاوُت و خرما است و وارد شده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستد بر آنها كه استغفار مى كنند در سَحَرها و سُحُور مى خورند .
دوّم سوره اِنّا انْزَلناهُ در وقت سحور بخواند كه هر كه اين سوره مباركه را در وقت افطار كردن و سُحور بخواند در مابين اين دو وقت ثواب كسى داشته باشد كه در راه خدا در خون خود بغلطد .

 

دعاى سحر معروف

ü فهرست

سوّم بخواند دعاى عظيم الشأنى راكه ازحضرت امام رضاعليه السلام نقل شده كه فرموده اين دعايى است كه حضرت امام محمد باقرعليه السلام در سحرهاى ماه رمضان مى خواندند :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهاَّئِكَ

خدايا از تو خواهم به درخشنده ترين مراتب

بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

درخشندگيت با اينكه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه مراتب درخشندگيت خدايا از

اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

تو خواهم به زيباترين مراتب جمالت با اينكه تمام مراتب جمالت زيبا است خدايا از تو خواهم

بِجَمالِكَ كُلِّهِاَ اللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ

به همه مراتب جمالت خدايا از تو خواهم به باشكوهترين مراتب جلالت با اينكه تمام مراتب جلال تو

جَليلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

باشكوه است خدايا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدايا از تو خواهم به

عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَكُلُّ عَظَمَتِكَ عَظَيمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

بزرگترين مرتبه عظمتت با اينكه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدايا از تو خواهم

بِعَظَمَتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَكُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ

به همه مراتب عظمتت خدايا از تو خواهم به نورانى ترين مراتب روشنيت با اينكه تمام مراتب روشنيت نورانى است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ

خدايا از تو خواهم به همه مراتب نورت خدايا از تو خواهم به وسيعترين مراتب رحمتت با اينكه تمام مراتب رحمتت

بِاَوْسَعِها وَكُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها

وسيع است خدايا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ

خدايا از تو خواهم به تمامترين كلمات (و سخنانت ) با اينكه همه سخنانت تمام است خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ

از تو خواهم به همه سخنانت خدايا از تو خواهم به كاملترين مرتبه كمالت با اينكه

وَكُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

تمام مراتب كمالت كامل است خدايا از تو خواهم به همه مراتب كمالت خدايا از تو

اَسْئَلُكَ مِنْ اَسماَّئِكَ بِاَكْبَرِها وَكُلُّ اَسْماَّئِكَ كَبيرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

خواهم به بزرگترين نامهايت با اينكه تمام نامهايت بزرگ است خدايا از تو خواهم به همه

بِاَسْماَّئِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ

نامهايت خدايا از تو خواهم به عزيزترين مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت

عَزيزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

عزيز است خدايا از تو خواهم به همه مراتب عزتت خدايا از تو خواهم به حق گذراترين

مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَكُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ

مشيتت گرچه تمام مراتب مشيتت گذرا است خدايا از تو خواهم

كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى

تمام مراتب مشيتت خدايا از تو خواهم به حق آن قدرتت كه احاطه پيدا كردى بدان بر

كُلِّشَىْءٍ وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها

هر چيز گرچه تمام مراتب قدرتت چنين است خدايا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَكُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّى

خدايا از تو خواهم به حق نافذترين مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ وَكُلُّ قَوْلِكَ

خواهم به تمام مراتب دانشت خدايا از تو خواهم به حق پسنديده ترين سخنانت با اينكه همه سخنانت

رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

پسنديده است خدايا از تو خواهم به حق همه سخنانت خدايا از تو خواهم به حق

مَساَّئِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وَكُلُّ مَساَّئِلِكَ اِلَيْكَ حَبيبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

محبوبترين خواسته هايت پيش تو گرچه همه خواسته هايت پيش تو محبوب است خدايا از تو خواهم به حق

بِمَساَّئِلِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَكُلُّ شَرَفِكَ

همه خواسته هايت خدايا از تو خواهم به حق شريفترين مراتب شرفت با اينكه تمام مراتب آن

شَريفٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

شريف است خدايا از تو خواهم به همه مراتب شرفت خدايا از تو خواهم به حق

سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ وَكُلُّ سُلطانِكَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ

ابدى ترين مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاويدان است خدايا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت

كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَكُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ

خدايا از تو خواهم به حق گرانمايه ترين مراتب فرمانرواييت گرچه تمام مراتب فرمانرواييت گرانمايه است خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَكُلُّ

از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواييت خدايا از تو خواهم به والاترين مقام بلندت گرچه همه

عُلُوِّكَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

مراتب آن والاست خدايا از تو خواهم به همه مراتب بلنديت خدايا از تو خواهم به حق

مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَكُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ

قديمترين نعمتت گرچه همه نعمتهايت قديم است خدايا از تو خواهم به حق نعمتهايت خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاَكْرَمِها وَكُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى

از تو خواهم به حق گرامى ترين آياتت گرچه همه آيات تو گرامى است خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّاْنِ

خواهم به حق همه آياتت خدايا از تو خواهم بدانچه در آنى از شاءن

وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها اَللّهُمَّ اِنّى

و مقام و بزرگى واز تو خواهم به هر شاءن و مقامى جدا و بهر بزرگى جداگانه خدايا از تو

اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى [بِهِ] حينَ اَسْئَلُكَ فَاَجِبْنى يا اَللّهُ

خواهم به آنچه اجابت كنى دعايم را هنگامى كه از تو خواهم كه اجابت كنى اى خدا

پس هر حاجت كه دارى از خدا بطلب كه البتّه برآورده است.

 

دعاى ابوحمزه ثمالى

ü فهرست

چهارم در مصباح شيخ است كه روايت كرده ابوحمزه ثمالى كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام درماه رمضان بيشتر از شب را نماز مى كرد و چون سحر مى شد اين دعا را مى خواند:

اِلهى لا تُؤَدِّبْنى بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بى فى

خدايا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من

حيلَتِكَ مِنْ اَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ يا رَبِّ وَلا يوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَيْنَ

با حيله ات از كجا خيرى بدست آورم اى پروردگار من با اينكه خيرى يافت نشود جز در پيش تو و از كجا

لِىَ النَّجاةُ وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذى اَحْسَنَ اسْتَغْنى عَنْ عَوْنِكَ

نجاتى برايم باشد با اينكه نجاتى نتوان يافت جز به كمك تو نه آن كس كه نيكى كند بى نياز است از كمك تو

وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذى اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيْكَ وَلَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ

و رحمتت و نه آنكس كه بد كند و دليرى بر تو كند و خوشنوديت نجويد از تحت قدرت تو بيرون رود

قُدْرَتِكَ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ بگويد تا آنكه نفس قطع شود [بِكَ] عَرَفْتُكَ

اى پروردگار من … * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بوسيله خودت من ترا شناختم

وَاَنْتَ دَلَلْتَنى عَلَيْكَ وَدَعَوْتَنى اِلَيْكَ وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ

و تو مرا برخود راهنمايى كردى و بسوى خود خواندى و اگر تو نبودى من ندانستم كه تو كسيتى

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَدْعوُهُ فَيُجيبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطيَّئاً حينَ يَدْعوُنى

ستايش خدايى را كه مى خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتى مى خواندم بكندى به درگاهش روم

وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَسْئَلُهُ فَيُعْطينى وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يَسْتَقْرِضُنى

و ستايش خدايى را كه مى خواهم از او و به من عطا مى كند و اگرچه در هنگامى كه او از من چيزى قرض خواهد من بخل كنم

وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتى وَاَخْلوُ بِهِ حَيْثُ شِئْتُ

و ستايش خدايى را كه هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا كنم و هر زمان بخواهم براى

لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفيعٍ فَيَقْضى لى حاجَتى اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لا اَدْعُو غَيْرَهُ

راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد ستايش خدايى را كه جز او

وَلَوْ دَعَوْتُ غَيْرَهُ لَمْ يَسْتَجِبْ لى دُعاَّئى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا اَرْجُو

كسى را نخوانم و اگر غير او ديگرى را مى خواندم دعايم را مستجاب نمى كرد و ستايش خدايى را كه بجز او

غَيْرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ لاَخْلَفَ رَجآئى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى وَكَلَنى

اميد ندارم و اگر به غير او اميدى داشتم نااميدم مى كرد و ستايش خدايى را كه مرا به حضرت خود

اِلَيْهِ فَاَكْرَمَنى وَلَمْ يَكِلْنى اِلَى النّاسِ فَيُهينُونى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى

واگذار كرده و از اين رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند و ستايش خدايى را كه

تَحَبَّبَ اِلَىَّ وَهُوَ غَنِىُّ عَنّى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى يَحْلُمُ عَنّى حَتّى كَاَنّى

با من دوستى كند در صورتى كه از من بى نياز است و ستايش خدايى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جايى كه

لا ذَنْبَ لى فَرَبّى اَحْمَدُ شَى ءٍ عِنْدى وَاَحَقُّ بِحَمْدى اَللّهُمَّ اِنّى اَجِدُ

گويا گناهى ندارم پس پروردگار من ستوده ترين چيزها است نزد من و به ستايش من سزاوارتر است خدايا من همه راههاى

سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيْكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيْكَ مُتْرَعَةً

مقاصد را به سوى تو باز مى بينم و چشمه هاى اميد را بسويت سرشار مى يابم

وَالاِْسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيْكَ

و يارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بى مانع است و درهاى دعاى بسوى تو براى

لِلصّارِخينَ مَفْتوُحَةً وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجى بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ وَلِلْمَلْهوُفينَ

فريادكنندگان باز است و به خوبى مى دانم كه تو براى اجابت شخص اميدوار آماده اى و براى فريادرسى اندوهگينان

بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً

مهياى فريادرسى هستى و براستى مى دانم كه در پناهندگى به جود و كرمت و خوشنودى به قضا و قدرت عوضى است

مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ وَمَنْدوُحَةً عَمّا فى اَيْدِى الْمُسْتَاْثِرينَ وَاَنَّ

از جلوگيرى كردن بخيلان و گشايشى است از احتياج بدانچه در دست دنياطلبان است و براستى

الرّاحِلَ اِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ

كوچ كننده به درگاهت راهش نزديك است و مسلما تو از خلق خود در حجاب نشوى مگر آنكه

تَحْجُبَهُمُ الاْعمالُ دوُنَكَ وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيْكَ بِطَلِبَتى وَتَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ

كردارشان ميان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبى كه دارم قصد تو را كرده

بِحاجَتى وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتى وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلى مِنْ غَيْرِ

و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم و استغاثه ام را به درگاه تو قرار دادم و دعاى تو را دست آويز خود كردم بى آنكه من

اسْتِحْقاقٍ لاِسْتِماعِكَ مِنّى وَلاَ اسْتيجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّى بَلْ لِثِقَتى

استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوى و نه مستوجب آنم كه از من بگذرى بلكه بدان اعتمادى كه من

بِكَرَمِكَ وَسُكوُنى اِلى صِدْقِ وَعْدِكَ وَلَجَائ اِلىَ الاْيمانِ

به كرم تو دارم و آن اطمينانى كه به درستى وعده ات دارم و به خاطر پناهندگيم به ايمان

بِتَوْحيدِكَ وَيَقينى بِمَعْرِفَتِكَ مِنّى اَنْ لا رَبَّ [لى ] غَيْرُكَ وَلا اِلهَ اِلاّ

و اعتقادى كه بر يگانگى تو دارم و يقينى كه به معرفت و شناسايى تو دارم كه مى دانم پروردگارى غير

اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقُّ وَ وَعْدُكَ

تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد يگانه اى كه شريكى برايت نيست خدايا تو فرمودى و گفتارت حق و وعده ات

صِدْقٌ وَاسْئَلوُا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللّهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً وَلَيْسَ مِنْ

راست است (كه فرمودى ) ((و درخواست كنيد خدا را از فضلش كه براستى او به شما مهربان است )) و رسم تو چنان نيست

صِفاتِكَ يا سَيِّدى اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيَّةَ وَاَنْتَ الْمَنّانُ

اى آقاى من كه دستور سؤ ال بدهى ولى از عطا و بخشش دريغ نموده و خوددارى كنى و تويى بخشاينده

بِالْعَطِيّاتِ عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ وَالْعائِدُ عَلَيْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ اِلهى

به عطايا بر اهل كشور خود و متوجه بدانها به مهربانى و راءفتت خدايا

رَبَّيْتَنى فى نِعَمِكَ وَ اِحْسانِكَ صَغيراً وَنَوَّهْتَ بِاسْمى كَبيراً فَيامَنْ

مرا در خردسالى در نعمتها و احسان خويش پروريدى و در بزرگى نامم را بر سر زبانها بلند كردى پس اى كه

رَبّانى فِى الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ وَاَشارَ لى فِى الاْخِرَةِ

در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمتهاى خود پروريدى و براى آخرتم

اِلى عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ مَعْرِفَتى يا مَوْلاىَ دَليلى عَلَيْكَ وَحُبّى لَكَ شَفيعى

به عفو وكرم اشارت فرمودى اى مولاى من شناساييم به تو راهنماى من بسوى تو است و محبتى كه به تو دارم شفيع من است

اِلَيْكَ وَاَنَا واثِقٌ مِنْ دَليلى بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعى اِلى

به درگاهت و من از راهنمايى كردن اين دليلم بسوى تو مطمئنم و از پذيرفتن شفيعم از جانب تو

شَفاعَتِكَ اَدْعوُكَ يا سَيِّدى بِلِسانٍ قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ اُناجيكَ

آسوده خاطرم مى خوانمت اى آقاى من به زبانى كه گناه لالش كرده پروردگارا با تو راز گويم

بِقَلْبٍ قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً اِذا

بوسيله دلى كه جنايت به هلاكتش كشانده مى خوانمت اى پروردگار من هراسان و خواهان و اميدوار و ترسان ،

رَاَيْتُ مَوْلاىَ ذُنوُبى فَزِعْتُ وَاِذا رَاَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَاِنْ عَفَوْتَ

اى مولاى من هنگامى كه گناهانم را مشاهده مى كنم هراسان شوم و چون بزرگوارى تو را بينم به طمع افتم خدايا اگر بگذرى

فَخَيْرُ راحِمٍ وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِمٍ حُجَّتى يا اَللّهُ فى جُرْاَتى عَلى

بهترين مهرورزى و اگر عذاب كنى ستم نكرده اى ، دليل و بهانه من اى خدا در اينكه دليرى كنم

مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْيانى ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ وَعُدَّتى فى شِدَّتى مَعَ

در سؤ ال كردن از تو با اينكه رفتارم خوشايند تو نيست همان جود و كرم تو است و ذخيره من در سختيم با

قِلَّةِ حَيائى رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَيْنَ ذَيْنِ

بى شرمى من همان راءفت و مهربانى تو است و براستى اميدوارم كه نوميد مكنى ميان اين وآ ن آروزيم را

وَذَيْنِ مُنْيَتى فَحَقِّقْ رَجآئى وَاسْمَعْ دُعآئى يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ

پس اميدم را صورت عمل ده و دعايم را شنيده گير اى بهترين كسى كه خوانندگان بخوانندش

وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ عَظُمَ يا سَيِّدى اَمَلى وَسآءَ عَمَلى فَاَعْطِنى

و برتر كسى كه اميدواران بدو اميد دارند اى آقايم آرزويم بزرگ و عملم زشت است پس تو

مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلى وَلا تُؤ اخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى فَاِنَّ كَرَمَكَ

از عفو خويش به اندازه آرزويم به من بده و مرا به بدترين عملم مؤ اخذه مكن زيرا كرم تو برتر است

يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ وَحِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ

از مجازات گنهكاران و بردباريت بزرگتر است از مكافات تقصيركاران

وَاَنَا ياسَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ

و من اى آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گريخته ام و خواستارم آنچه را وعده كردى از

الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَما اَنَا يا رَبِّ وَما خَطَرى هَبْنى

چشم پوشى نسبت به كسى كه خوش گمان به تو است ، من چه ام پروردگارا؟ و چه اهميتى دارم ؟ مرا

بِفَضْلِكَ وَتَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ اَىْ رَبِّ جَلِّلْنى بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ

به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيكى كن و منت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان

تَوْبيخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلى ذَنْبى غَيْرُكَ ما فَعَلْتُهُ

و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگرى جز تو بر گناهم آگاه مى شد آن گناه را انجام نمى دادم

وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ

و اگر از زود به كيفر رسيدن مى ترسيدم باز هم خوددارى مى كردم و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براى آن بود كه تو سبكترين بينندگانى

الْمُطَّلِعينَ [عَلَىَّ] بَلْ لاِنَّكَ يارَبِّ خَيْرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ

و يا بى مقدارترين مطلعين هستى بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترين پوشندگان و حكم كننده ترين حاكمان

وَاَكْرَمُ الاْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ تَسْتُرُ

و گرامى ترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهانى گناه را به كرمت مى پوشانى

الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ

و كيفر را به واسطه بردباريت به تاءخير اندازى پس تو را ستايش سزا است بر بردباريت پس

عِلْمِكَ وَعَلى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ وَيَحْمِلُنى وَيُجَرِّئُنى عَلى

از دانستن و بر گذشتت پس از توانايى داشتن و همين گذشت تو از من مرا وادار كرده و دلير ساخته بر

مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنّى وَيَدْعوُنى اِلى قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَىَّ

نافرمانيت و همان پرده پوشيت بر من مرا به بى شرمى واداشته

وَيُسْرِعُنى اِلَى التَّوَثُّبِ عَلى مَحارِمِكَ مَعْرِفَتى بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ

و همان معرفتى كه من به فراخى رحمتت دارم و بزرگى عفوت مرا بدست زدن به كارهاى حرام شتابان مى كند

وَعَظيمِ عَفْوِكَ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ يا

اى بردبار اى بزرگوار اى زنده و اى پاينده اى آمرزنده گناه اى

قابِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ اَيْنَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ

پزيرنده گناه اى بزرگ نعمت اى ديرينه احسان كجاست پرده پوشى زيبايت ؟

اَيْنَ عَفْوُكَ الْجَليلُ اَيْنَ فَرَجُكَ الْقَريبُ اَيْنَ غِياثُكَ السَّريعُ اَيْنَ

كجاست گذشت بزرگت ؟ كجاست گشايش نزديكت ؟ كجاست فريادرسى فوريت ؟ كجاست

رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ اَيْنَ عَطاياكَ الْفاضِلَةُ اَيْنَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَةُ اَيْنَ

رحمت وسيعت ؟ كجاست عطاهاى برجسته ات ؟ كجاست بخششهاى دلچسبت ؟ كجاست

صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ اَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ اَيْنَ مَنُّكَ الْجَسيمُ اَيْنَ

نيكى هاى شايانت ؟ كجاست فضل عظيمت ؟ كجاست نعمت بزرگت ؟ كجاست

اِحْسانُكَ الْقَديمُ اَيْنَ كَرَمُكَ يا كَريمُ بِهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَنْقِذْنى وَبِرَحْمَتِكَ

احسان ديرينه ات ؟ كجاست كرمت ؟ اى كريم بدان (چه گفتم ) و به محمد و آل محمد مرا نجات ده و به رحمتت

فَخَلِّصْنى يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ لَسْتُ اَتَّكِلُ فِى

خلاصم كن اى نيكو اى نيكو بخش اى نعمت ده اى زياده بخش چنان نيست كه من براى

النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلى اَعْمالِنا بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنا لاِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى

نجات از عقاب تو به كارهامان تكيه كنم بلكه به فضلى كه بر ما دارى تكيه زنم زيرا تو اهل تقوى

وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ تُبْدِئُ بِالاِْحْسانِ نِعَماً وَتَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً فَما

و شايسته آمرزشى آغاز كنى به احسان از روى نعمت بخشى و گذشت كنى از گناه از روى كرم و بزرگوارى و با اين وضع

نَدْرى ما نَشْكُرُ اَجَميلَ ما تَنْشُرُ اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيْتَ

ما ندانيم كداميك را سپاس گوييم : آن نيكيها كه پراكنده كنى يا زشتيها كه بپوشانى يا بزرگ آزمايشت

وَاَوْلَيْتَ اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيْتَ وَعافَيْتَ يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيْكَ

و شايستگى نعمتت يا آن همه چيزهايى كه ما را از آن نجات داده و عافيت دادى اى دوست كسى كه با تو دوستى كند

وَيا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيْكَ اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ

و اى نور ديده كسى كه پناه به تو آرد و از ديگران ببرد تويى نيكوكار و ماييم

الْمُسيئَّوُنَ فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ وَاَىُّ

گنهكار پس درگذر اى پروردگار از زشتيهاى ما به نيكيهاى خود و كدام

جَهْلٍ يا رَبِّ لا يَسَعُهُ جوُدُكَ اَوْ اَىُّ زَمانٍ اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ وَما قَدْرُ

نادانى است اى پروردگار كه جود تو فرايش نگيرد و چه روزگارى درازتر از زمان بردبارى تو است و چه ارزشى دارد

اَعْمالِنا فى جَنْبِ نِعَمِكَ وَكَيْفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ بَلْ

اعمال ما در جنب نعمتهايت و چگونه زياد بشمريم اعمال (بدمان ) را كه بتوانيم آنها را برابر با كرم تو كنيم بلكه

كَيْفَ يَضيقُ عَلَى الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ يا واسِعَ

چگونه ممكن است ميدان بر گنهكاران تنگ شود با آن رحمت وسيعت

الْمَغْفِرَةِ يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيِّدى لَوْ نَهَرْتَنى

كه ايشان را فراگرفته اى وسيع آمرزش اى دو دستت به رحمت باز سوگند به عزتت اى آقاى من اگرچه برانيم

ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا انْتَهى اِلَىَّ مِنَ

من از در خانه ات برنخيزم و از تملق و چاپلوسيت دست برندارم چون

الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ

اطلاع از جود و كرمت پيدا كرده ام و تويى كننده هرچه بخواهى عذاب كنى هركه را خواهى

بِما تَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ لا

بهرچه خواهى بهرطور كه خواهى و رحم كنى هر كه را خواهى بهرچه خواهى هرطور كه خواهى

تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ وَلا تُنازَعُ فى مُلْكِكَ وَلا تُشارَكُ فى اَمْرِكَ وَلا

بازپرسى از كار تو نشود و نزاعى در فرمانرواييت رخ ندهد و شريكى در كارت نباشد

تُضآدُّ فى حُكْمِكَ وَلا يَعْتَرِضُ عَلَيْكَ اَحَدٌ فى تَدْبيرِكَ لَكَ الْخَلْقُ

و ضدّيتى در حكمت نباشد و كسى نيست كه در تدبير تو بر تو اعتراض كند آفرينش

وَالاْمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ يا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ

و دستور از تو است برتر است خدا پروردگار جهانيان پروردگارا اين جايگاه كسى است كه به تو

وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذى

روى آورده و به كرمت پناه جسته و به احسان و نعمتت خو گرفته و تويى بخشاينده اى كه

لايَضيقُ عَفْوُكَ وَلا يَنْقُصُ فَضْلُكَ وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ وَقَدْ تَوَثَّقْنا

تنگ نايد عفوت و كاهش نيابد فضل و بخششت و كم نگردد مهر و رحمتت و ما

مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَديمِ وَالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ اَفَتَُراكَ يا

بدان چشم پوشى ديرينه و فضل عظيمت و رحمت پهناورت اعتماد كرده ايم آيا چنان مى بينى

رَبِّ تُخْلِفُ ظُنوُنَنا اَوْ تُخَيِّبُ آمالَنا كَلاّ يا كَريمُ فَلَيْسَ هذا ظَنُّنا بِكَ

پروردگارا كه برخلاف گمانهاى ما رفتار كنى يا آرزوهايمان نوميد كنى ؟ هرگز! اى كريم چون ما چنين گمانى به تو نداريم

وَلا هذا فيكَ طَمَعُنا يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً اِنَّ لَنا فيكَ

و طمع ما درباره تو اينگونه نيست پروردگارا براستى ما درباره تو آرزوى دراز و بسيارى داريم براستى ما نسبت به تو

رَجآءً عَظيماً عَصَيْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَيْنا وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ

اميد بزرگ و زيادى داريم ، تو را نافرمانى كرديم ولى اميدواريم كه تو بپوشانى بر ما و خوانديم تو را و اميدواريم

نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ

كه تو اجابت كنى مارا پس اميد ما را تحقق بخش اى مولاى ما كه براستى ما مى دانيم كه به اعمالمان مستوجب چه (پاداشى )

بِاَعْمالِنا وَلكِنْ عِلْمُكَ فينا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ وَاِنْ كُنّا

هستيم ولى علم تو درباره ما و علم ما درباره تو اين است كه ما را از درگاهت نرانى و اگرچه ما

غَيْرَ مُسْتَوْجِبينَ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجوُدَ عَلَيْنا وَعَلَى الْمُذْنِبينَ

مستوجب رحمت تو نيستيم ولى تو شايسته آنى كه بر ما بخشش كنى و بر گنهكاران

بِفَضْلِ سَعَتِكَ فَامْنُنْ عَلَيْنا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ وَجُدْ عَلَيْنا فَاِنّا مُحْتاجوُنَ

به فضل وسيعت توجه فرمايى پس بر ما منت گذار بدانچه تو شايسته آنى و بر ما جود كن كه ما نيازمند

اِلى نَيْلِكَ يا غَفّارُ بِنوُرِكَ اهْتَدَيْنا وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْنا وَبِنِعْمَتِكَ

عطاى توييم اى آمرزنده به نور تو راه يافتيم و به فضل تو بى نيازى جستيم و به نعمت تو

اَصْبَحْنا وَاَمْسَيْنا ذُنوُبُنا بَيْنَ يَدَيْكَ نَسْتَغْفِرُكَ الّلهُمَّ مِنْها وَنَتوُبُ

صبح و شام كرديم گناهان ما پيش روى تو است كه ما از آنها آمرزش خواهيم و بسويت توبه كنيم

اِلَيْكَ تَتَحَبَّبُ اِلَيْنا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنوُبِ خَيْرُكَ اِلَيْنا نازِلٌ

تو با نعمتهايت بر ما دوستى كنى و ما به گناهان با تو معارضه و برابرى كنيم خير تو بر ما نازل گردد

وَشَّرُنا اِلَيْكَ صاعِدٌ وَلَمْ يَزَلْ وَلا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَاْتيكَ عَنّا بِعَمَلٍ

و در برابر شرّ ما بسوى تو بالا آيد و تو هميشه تا بوده و هست پادشاه بزرگوار و كريمى بوده اى كه از جانب ما كارهاى

قَبيحٍ فَلا يَمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحوُطَنا بِنِعَمِكَ وَتَتَفَضَّلَ عَلَيْنا بِآلاَّئِكَ

زشت بسوى تو آيد ولى آنها جلوگيريت نكند از اينكه ما را به نعمتهاى خود فراگيرى و خود بر ما تفضل كنى

فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعيداً تَقَدَّسَتْ

پس منزهى تو كه چقدر بردبارى و چه بزرگ و كريمى چه در آغاز (نعمت ) و چه در ادامه آن نامهايت مقدس

اَسْمآئُكَ وَجَلَّ ثَناؤُكَ وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ اَنْتَ اِلهى اَوْسَعُ

و ستايشت ارجمند است و كارها و رفتارت گرانبها است فضل تو اى معبود من

فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَنى بِفِعْلى وَخَطيَّئَتى فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ

وسيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردار و گناهم بسنجى از من درگذر درگذر

الْعَفْوَ سَيِّدى سَيِّدى سَيِّدى اَللّهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ وَاَعِذْنا مِنْ

درگذر اى آقاى من … آقاى من … آقاى من خدايا ما را به ذكر خود مشغول كن و از

سَخَطِكَ وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ وَاَنْعِمْ عَلَيْنا مِنْ

خشمت پناهمان ده و از عذابت امانمان ده و از بخششهايت روزيمان گردان و از

فَضْلِكَ وَارْزُقْنا حَجَّ بَيْتِكَ وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ

فضل خود بر ما انعام كن و روزى ما كن حج خانه ات و زيارت قبر پيامبرت را كه درود تو و رحمت

وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ

و آمرزش و خوشنوديت بر او و بر خاندانش باد كه براستى تو به خلق نزديكى و اجابت كننده دعايى

وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّهُ

و عمل به طاعتت را روزى ما گردان و بر كيش خودت و روش پيامبرت – كه درود تو

عَلَيْهِ وَالِهِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى وَلِوالِدَىَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى صَغيراً

بر او و آلش باد – ما را بميران خدايا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و برايشان رحم كن چنانچه مرا در كودكى پروريدند

اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيِّئاتِ غُفْراناً اَللّهُمَّ اغْفِرْ

و پاداششان بده در برابر نيكى به نيكى و در مقابل بديها به آمرزش خدايا بيامرز

لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ الاْحيآءِ مِنْهُمْ وَالاْمواتِ وَتابِعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ

مردان و زنان باايمان را چه زندگانشان و چه مردگانشان را و پيوند ده ميان ما و ايشان را

بِالْخَيْراتِ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنا وَمَيِّتِنا وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا ذَكَرِنا وَاُنْثانا

در نيكيها خدايا بيامرز زنده ما و مرده ما و حاضر ما و غائب ما، مرد ما و زن ما را؛

صَغيرِنا وَكَبيرِنا حُرِّنا وَمَمْلوُكِنا كَذَبَ الْعادِلوُنَ بِاللّهِ وَضَلّوُا ضَلالاً

كوچك ما و بزرگ ما را، آزاد ما و برده ما را، دروغ گفتند برگشتگان از خدا و گمراه شدند گمراهى

بَعيداً وَخَسِروُا خُسْراناً مُبيناً اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

دورى و زيان كردند زيان آشكارى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاخْتِمْ لى بِخَيْرٍ وَاكْفِنى ما اَهَمَّنى مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَآخِرَتى

و كارم را ختم به خير كن و كفايت كن آنچه انديشه ام را به خود مشغول كرده از كار دنيا و آخرتم

وَلاتُسَلِّطْ عَلَىَّ مَنْ لا يَرْحَمُنى وَاجْعَلْ عَلَىَّ مِنْكَ واقِيَةً باقِيَةً وَلا

و مسلط مكن بر من كسى را كه به من رحم نكند و بنه بر من از نزد خود نگهبانى هميشگى و

تَسْلُبْنى صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ وَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً

از من نعمتهاى شايسته خود را كه به من داده اى سلب مفرما و از فضل خويش روزى فراخ

حَلالاً طَيِّباً اَللّهُمَّ احْرُسْنى بِحَراسَتِكَ وَاحْفَظْنى بِحِفْظِكَ وَاكْلاَْنى

و حلال و پاكى براى من روزى گردان خدايا به نگهبانى خود مرا نگهبانى فرما و به حفظ خود حفظم كن و در حمايت خود

بِكِلائَتِكَ وَارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامِنا هذا وَفى كُلِّ عامٍ

نگاهداريم كن و روزى من كن حج خانه محترمت را در اين سال و در هر سال

وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَالاْئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَلا تُخْلِنى يا رَبَّ مِنْ

و زيارت قبر پيغمبرت و قبور ائمه عليهم السلام را و محرومم مكن پروردگارا از

تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ اَللّهُمَّ تُبْ عَلَىَّ حَتّى

زيارت اين مشاهد شريفه و زيارتگاههاى گرامى خدايا توبه ام ده تا

لا اَعْصِيَكَ وَاَلْهِمْنِى الْخَيْرَ وَالْعَمَلَ بِهِ وَخَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ما

نافرمانيت نكنم و به دلم انداز كار نيك را و عمل بدان و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه

اَبْقَيْتَنى يا رَبَّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اِنّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّاْتُ وَتَعَبَّاْتُ

در اين دنيا زنده ام دارى اى پروردگار جهانيان خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام

وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ اَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً اِذا اَنَا

و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من چُرت و پينكى را مسلط كردى در آن هنگامى كه

صَلَّيْتُ وَسَلَبْتَنى مُناجاتَكَ اِذا اَنَا ناجَيْتُ مالى كُلَّما قُلْتُ قَدْ

داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم ، مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم

صَلَُحَتْ سَريرَتى وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسى عَرَضَتْ

باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من ، گرفتارى

لى بَلِيَّةٌ اَزالَتْ قَدَمى وَحالَتْ بَيْنى وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ سَيِّدى لَعَلَّكَ عَنْ

و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته اى آقاى من شايد مرا از دَرِ

بابِكَ طَرَدْتَنى وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى مُسْتَخِفّاً

خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى يا شايد ديده اى سبك شمارم

بِحَقِّكَ فَاَقْصَيْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ

حقّت را پس دورم كرده اى يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى يا شايد مرا

وَجَدْتَنى فى مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى غَيْرَ شاكِرٍ

در جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى يا شايد ديده اى سپاسگزار

لِنَعْمآئِكَ فَحَرَمْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنى

نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى فِى الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ

يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى يا شايد

رَاَيْتَنى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيْنى وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ

مرا ماءنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى يا شايد

تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئى فَباعَدْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمى وَجَريرَتى

دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

كافَيْتَنى اَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيآئى مِنْكَ جازَيْتَنى فَاِنْ عَفَوْتَ يا رَبِّ

يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى پس اگر از من بگذرى پروردگارا

فَطالَ ما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلى لاِنَّ كَرَمَكَ اَىْ رَبِّ يَجِلُّ عَنْ

بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى زيرا كرم تو پروردگارا برتر از

مُكافاتِ الْمُقَصِّرينَ وَاَنَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ ما

كيفر كردن تقصيركاران است و من پناهنده به فضل توام و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام و درخواست

وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً اِلهى اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً

انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم خدايا تو فضلت و سيعتر

وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَنى بِعَمَلى اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّنى بِخَطيئَتى وَما

و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردارم بسنجى يا اينكه مرا به خطايم بلغزانى و چه

اَنَا يا سَيِّدى وَما خَطَرى هَبْنى بِفَضْلِكَ سَيِّدى وَتَصَدَّقْ عَلَىَّ

هستم من اى آقاى من و چه ارزشى دارم ؟ مرا به فضل خويش ببخش اى آقاى من و بر من

بِعَفْوِكَ وَجَلِّلْنى بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ سَيِّدى

با عفو خود نيكى كن و با پرده پوشيت بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت آقاى من

اَنَا الصَّغيرُ الَّذى رَبَّيْتَهُ وَاَنَا الْجاهِلُ الَّذى عَلَّمْتَهُ وَاَنَا الضّآلُّ الَّذى

من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى و همان نادانى هستم كه دانايش كردى و همان گمراهى هستم كه

هَدَيْتَهُ وَاَنَاالْوَضيعُ الَّذى رَفَعْتَهُ وَاَنَا الْخآئِفُالَّذى آمَنْتَهُ وَالْجايِعُ

راهنماييش كردى و همان پستى هستم كه بلندش كردى و همان ترسانى هستم كه امانش دادى و گرسنه اى هستم

الَّذى اَشْبَعْتَهُ وَالْعَطْشانُ الَّذى اَرْوَيْتَهُ وَالْعارِى الَّذى كَسَوْتَهُ

كه سيرش كردى و تشنه اى هستم كه سيرابش كردى و برهنه اى هستم كه پوشانديش

وَالْفَقيرُ الَّذى اَغْنَيْتَهُ وَالضَّعيفُ الَّذى قَوَّيْتَهُ وَالذَّليلُ الَّذى اَعْزَزْتَهُ

و ندارى هستم كه دارايش كردى و ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و خوارى هستم كه عزيزش كردى

وَالسَّقيمُ الَّذى شَفَيْتَهُ وَالسّآئِلُ الَّذى اَعْطَيْتَهُ وَالْمُذْنِبُ الَّذى

و دردمندى هستم كه درمانش كردى و خواهنده اى هستم كه عطايش كردى و گنهكارى هستم كه

سَتَرْتَهُ وَالْخاطِئُ الَّذى اَقَلْتَهُ وَاَنَاالْقَليلُ الَّذى كَثَّرْتَهُ وَالْمُسْتَضْعَفُ

گناهانش را پوشاندى و خطاكارى هستم كه از او گذشتى و اندكى هستم كه بسيارش كردى و خوارشمرده اى هستم

الَّذى نَصَرْتَهُ وَاَنَا الطَّريدُالَّذى آوَيْتَهُ اَنَا يا رَبِّ الَّذى لَمْ اَسْتَحْيِكَ

كه ياريش كردى و آواره اى هستم كه جا و ماءوايش دادى منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم

فِى الْخَلاَّءِ وَلَمْ اُر اقِبْكَ فِى الْمَلاَّءِ اَنَا ص احِبُ الدَّو اهِى الْعُظْمى اَنَا

و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ منم

الَّذى عَلى سَيِّدِهِ اجْتَرى اَنَا الَّذى عَصَيْتُ جَبّارَ السَّمآءِ اَنَا الَّذى

كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كرده ام منم كسى كه

اَعْطَيْتُ عَلى مَعاصِى الْجَليلِ الرُّشا اَنَا الَّذى حينَ بُشِّرْتُ بِها

براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند

خَرَجْتُ اِلَيْها اَسْعى اَنَا الَّذى اَمْهَلْتَنى فَمَا ارْعَوَيْتُ وَسَتَرْتَ عَلىَّ

بسويش شتابان مى رفتم منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى

فَمَا اسْتَحْيَيْتُ وَعَمِلْتُ بِالْمَعاصى فَتَعَدَّيْتُ وَاَسْقَطْتَنى مِنْ عَيْنِكَ

ولى من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم

فَما بالَيْتُ فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلَتْنى وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَنى حَتّى كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَنى

پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پرده پوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى

وَمِنْ عُقوُباتِ الْمَعاصى جَنَّبْتَنى حَتّى كَاَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنى اِلهى لَمْ

و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى خدايا در

اَعْصِكَ حينَ عَصَيْتُكَ وَاَنَا بِرُبوُبِيَّتِكَ جاحِدٌ وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفُّ

هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم

وَلا لِعُقوُبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ لكِنْ خَطَّيئَةٌ عَرَضَتْ

و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم بلكه گناهى بود كه پيش آمد

وَسَوَّلَتْ لى نَفْسى وَغَلَبَنى هَواىَ وَاَعانَنى عَلَيْها شِقْوَتى وَغَرَّنى

و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد و پرده آويخته

سِتْرُكَ الْمُرْخى عَلَىَّ فَقَدْ عَصَيْتُكَ وَخالَفْتُكَ بِجَُهْدى فَالاَّْنَ مِنْ

(پرده پوشى تو) هم مرا مغرور كرد و در نتيجه تا آنجا كه مى توانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم ولى اكنون كيست كه

عَذابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُنى وَمِنْ اَيْدِى الْخُصَمآءِ غَداً مَنْ يُخَلِّصُنى

از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند

وَبِحَبْلِ مَنْ اَتَّصِلُ اِنْ اَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنّى فَواسَوْ اَتا عَلى ما

و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى پس چه رسوايى است براى من

اَحْصى كِتابُكَ مِنْ عَمَلِى الَّذى لَوْلا ما اَرْجوُ مِنْ كَرَمِكَ وَسَعَةِ

بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصاء كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت

رَحْمَتِكَ وَنَهْيِكَ اِيّاىَ عَنِ الْقُنوُطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَما اَتَذَكَّرُها يا خَيْرَ

رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمى داشتى به محض آنكه به ياد آنها مى افتادم يكسره نااميد مى شدم اى بهترين

مَنْ دَعاهُ داعٍ وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ اَللّهُمَّ بِذِمَّةِ الاِْسْلامِ اَتَوَسَّلُ

كسى كه خواندش خواننده اى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوارى خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم

اِلَيْكَ وَبِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ اَعْتَمِدُ اِلَيْكَ وَبِحُبِّى النَّبِىَّ الاُْمِّىَّ الْقُرَشِىَّ

و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى

الْهاشِمِىَّ الْعَرَبِىَّ التِّهامِىَّ الْمَكِّىَّ الْمَدَنِىَّ اَرْجوُ الزُّلْفَةَ لَدَيْكَ فَلا

هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم پس تو انس ايمانى مرا مبدّل به

توُحِشِ اسْتيناسَ ايمانى وَلا تَجْعَلْ ثَوابى ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكَ

وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده

فَاِنَّ قَوْماً آمَنوُا بِاَلْسِنَتِهِمْ لِيَحْقِنوُا بِهِ دِمآئَهُمْ فَاَدْرَكوُا ما اَمَّلوُا وَاِنّا

زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولى ما

آمَنّا بِكَ بِاَلْسِنَتِنا وَقُلوُبِنا لِتَعْفُوَ عَنّا فَاَدْرِكْنا ما اَمَّلْنا وَثَبِّتْ رَجائَكَ

به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را

فى صُدوُرِنا وَلا تُزِغْ قُلوُبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ

در دلهاى ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود

رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنى ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ

رحمتى كه براستى تويى بسيار بخشنده به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه ات برنخيزم

وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِما اُلْهِمَ قَلْبى مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَسَعَةِ

و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده ،

رَحْمَتِكَ اِلى مَنْ يَذْهَبُ الْعَبْدُ اِلاّ اِلى مَوْلاهُ وَاِلى مَنْ يَلْتَجِئُ

بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش و

الْمَخْلوُقُ اِلاّ اِلى خالِقِهِ اِلهى لَوْ قَرَنْتَنى بِالاْصْفادِ وَمَنَعْتَنى سَيْبَكَ

مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى

مِنْ بَيْنِ الاْشْهادِ وَدَلَلْتَ عَلى فَضايِحى عُيوُنَ الْعِبادِ وَاَمَرْتَ بى

و بازدارى از من عطايت را در ميان انظار مردم و رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى و دستور بردنم را

اِلَى النّارِ وَحُلْتَ بَيْنى وَبَيْنَ الاْبْرارِ ما قَطَعْتُ رَجآئى مِنْكَ وَما

بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و

صَرَفْتُ تَاْميلى لِلْعَفْوِ عَنْكَ وَلا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبى اَنَا لا اَنْسى

آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم و من

اَيادِيَكَ عِنْدى وَسَِتْرَكَ عَلَىَّ فى دارِ الدُّنْيا سَيِّدى اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا

نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشيهايت را فراموش نمى كنم اى آقاى من محبت دنيا را

مِنْ قَلْبى وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ الْمُصْطَفى وَآلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ

از دلم بيرون كن و جمع كن ميان من و ميان (پيامبرت حضرت ) مصطفى و آلش برگزيدگان خلقت

وَخاتَمِ النَّبِيّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَانْقُلْنى اِلى دَرَجَةِ الَّتوْبَةِ

و خاتم پيمبران محمد صلى الله عليه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت

اِلَيْكَ وَاَعِنّى بِالْبُكآءِ عَلى نَفْسى فَقَدْ اَفْنَيْتُ بِالتَّسْويفِ وَالاْمالِ

بسويت برسان و ياريم ده به گريه كردن بر خويشتن زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها

عُمْرى وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الاْيِسينَ مِنْ خَيْرى فَمَنْ يَكوُنُ اَسْوَءَ حالاً

گذراندم و درآمده ام در جايگاه نااميدان از خير خودم پس كيست كه بدحال تر از من باشد

مِنّى اِنْ اَنَا نُقِلْتُ عَلى مِثْلِ حالى اِلى قَبْرى لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتى وَلَمْ

اگر من بر اين حال بسوى قبرم منتقل گردم زيرا كه آماده اش نكرده ام براى خوابيدنم

اَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجْعَتى وَمالى لا اَبْكى وَلا اَدْرى اِلى ما

و فرش نكرده ام آنرا به عمل صالح براى آرميدنم و چرا گريه نكنم در صورتى كه نمى دانم به چه سرنوشتى

يَكوُنُ مَصيرى وَاَرى نَفْسى تُخادِعُنى وَاَيّامى تُخاتِلُنى وَقَدْ

دچار گردم من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد

خَفَقَتْ عِنْدَ رَاْسى اَجْنِحَةُ الْمَوْتِ فَمالى لا اَبْكى اَبْكى لِخُروُجِ

در حالى كه مرگ بالهاى خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم ؟ گريه كنم براى جان دادنم

نَفْسى اَبْكى لِظُلْمَةِ قَبْرى اَبْكى لِضيقِ لَحَدى اَبْكى لِسُؤ الِ مُنْكَرٍ

گريه كنم براى تاريكى قبرم گريه كنم براى تنگى لحدم گريه كنم براى سؤ ال نكير

وَنَكيرٍ اِيّاىَ اَبْكى لِخُروُجى مِنْ قَبْرى عُرْياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقْلى

و منكر از من گريه كنم براى بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را

عَلى ظَهْرى اَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمينى وَاُخْرى عَنْ شِمالى اِذِ الْخَلائِقُ

به پشتم بار كرده يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ و هريك از خلايق را

فى شَاْنٍ غَيْرِ شَاْنى لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَاْنٌ يُغْنيهِ وُجوُهٌ

در كارى غير از كار خود ببينم براى هر يك از آنها در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد چهره هايى

يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَوُجوُهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ

در آن روز گشاده و خندان و شادمانند و چهره هايى در آن روز غبارآلود است و سياهى و خوارى آنها را

تَرْهَقُها قَتَرَةٌ وَذِلَّةٌ سَيِّدى عَلَيْكَ مُعَوَّلى وَمُعْتَمَدى وَرَجآئى

فراگرفته اى آقاى من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد

وَتَوَكُّلى وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقى تُصيبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشآءُ وَتَهْدى

و توكلم و به رحمت تو آويخته ام ، به رحمت خود رسانى هركه را خواهى و به كرامتت راهنمايى كنى

بِكَرامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما نَقَّيْتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبى

هر كه را دوست دارى پس ستايش تو را است بر اينكه دلم را از آلودگى شرك پاك كردى

وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى بَسْطِ لِسانى اَفَبِلِسانى هذَا الْكالِّ اَشْكُرُكَ اَمْ

و براى تو است ستايش براى باز كردنت زبانم را، آيا به اين زبان كُندم سپاس تو را گويم يا

بِغايَةِ جَُهْدى فى عَمَلى اُرْضيكَ وَما قَدْرُ لِسانى يا رَبِّ فى جَنْبِ

با نهايت كوششم در كردارم تو را خوشنود سازم ؟ و چه ارزشى دارد زبانم پروردگارا در برابر

شُكْرِكَ وَما قَدْرُ عَمَلى فى جَنْبِ نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ[اِلَىَّ]اِلهى اِنَّجوُدَكَ

سپاس تو و چه ارزشى دارد كردارم در كنار نعمتهايت و احسانى كه به من كردى خدايا براستى بخشش تو

بَسَطَ اَمَلى وَشُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلى سَيِّدى اِلَيْكَ رَغْبَتى وَاِلَيْكَ رَهْبَتى

آرزويم را گسترانيد و شكر تو كردارم را پذيرفت آقاى من اشتياق من بسوى تو است و هراسم از تو است

وَاِلَيْكَ تَاْميلى وَقَدْ ساقَنى اِلَيْكَ اَمَلى وَعَلَيْكَ يا واحِدى عَكَفَتْ

و آرزو و اميدم بسوى تو است و آرزويم مرا بسوى تو كشانده و همتم اى خداى يگانه من بدرگاه تو نشيمن كرده

هِمَّتى وَفيما عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتى وَلَكَ خالِصُ رَجآئى وَخَوْفى

و در آنچه پيش تو است (جامه ) شوقم (دامن ) گسترده و اميد خالص و ترسم

وَبِكَ اَنَِسَتْ مَحَبَّتى وَاِلَيْكَ اَلْقَيْتُ بِيَدى وَبِحَبْلِ طاعَتِكَ مَدَدْتُ

تنها از تو است و به تو محبتم انس گرفته و دست به جانب تو انداخته ام و به ريسمان اطاعت تو بند كردم

رَهْبَتى [يا] مَوْلاىَ بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبى وَبِمُناجاتِكَ بَرَّدْتُ اَلَمَ

ترسم را اى مولاى من به ياد تو دلم زنده است و به راز و نياز تو سوزش

الْخَوْفِ عَنّى فَيا مَوْلاىَ وَيا مُؤَمَّلى وَيا مُنْتَهى سُؤْلى فَرِّقْ بَيْنى

ترسم را تسكين بخشم پس اى مولاى من و اى آرزويم و اى آخرين سرحد خواسته ام ميان

وَبَيْنَ ذَنْبِىَ الْمانِعِ لى مِنْ لُزُومِ طاعَتِكَ فَاِنَّما اَسْئَلُكَ لِقَديمِ الرَّجآءِ

من و گناهم را كه مانع از ملازمت اطاعت تو است جدايى بينداز و اين خواهشى كه من از تو مى كنم به خاطر همان اميد ديرينه ايست

فيكَ وَعَظيمِ الطَّمَعِ مِنْكَ الَّذى اَوْجَبْتَهُ عَلى نَفْسِكَ مِنَ الرَّاْفَةِ

كه به تو دارم و براى آن طمع بزرگى است كه درباره ات دارم كه تو راءفت و مهربانى را براى بندگانت بر خود فرض كرده اى

وَالرَّحْمَةِ فَالاْمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَالْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيالُكَ

پس امر و فرمان از آن تو است يگانه اى كه شريك ندارى و خلائق همگى جيره خوار تو

وَفى قَبْضَتِكَ وَكُلُّشَىْءٍ خاضِعٌ لَكَ تَبارَكْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ اِلهى

و در قبضه اقتدار تو و خاضع درگاه تواءند برترى اى پروردگار جهانيان خدايا

ارْحَمْنى اِذَاانْقَطَعَتْ حُجَّتى وَكَّلَّ عَنْ جَوابِكَ لِسانى وَطاشَ عِنْدَ

به من رحم كن در آن هنگامى كه حجت و دليلم قطع شود و زبانم از پاسخ تو لال گردد و هوش در هنگام

سُؤ الِكَ اِيّاىَ لُبّى فَيا عَظيمَ رَجآئى لا تُخَيِّبْنى اِذَااشْتَدَّتْ فاقَتى

بازپرسيت از سرم بپرد پس اى بزرگ اميدم مرا نوميد مكن در آن هنگام كه سخت نيازمندم و به خاطر

وَلا تَرُدَّنى لِجَهْلى وَلا تَمْنَعْنى لِقِلَّةِ صَبْرى اَعْطِنى لِفَقْرى

نادانيم مرا از درگاهت مران و براى كم طاقتيم مهرت را از من بازمدار به خاطر نيازى كه دارم به من بده و براى ناتوانيم

وَارْحَمْنى لِضَعْفى سَيِّدى عَلَيْكَ مُعْتَمَدى وَمُعَوَّلى وَرَجآئى

به من رحم كن اى آقاى من بر تو است اعتماد و تكيه و اميد

وَتَوَكُّلى وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقى وَبِفِنائِكَ اَحُطُّ رَحْلى وَبِجوُدِكَ اَقْصِدُ

و توكل من و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت ) اندازم و به جود تو خواهشم را

طَلِبَتى وَبِكَرَمِكَ اَىْ رَبِّ اَسْتَفْتِحُ دُعآئى وَلَدَيْكَ اَرْجوُ فاقَتى

جويم و به كرم تو اى پروردگار من دعايم را آغاز كنم و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود را دارم

وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيْلَتى وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامى وَاِلى جوُدِكَ وَكَرَمِكَ

به توانگرى تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو بپا ايستم و به جود و كرم تو

اَرْفَعُ بَصَرى وَاِلى مَعْروُفِكَ اُديمُ نَظَرى فَلا تُحْرِقْنى بِالنّارِ وَاَنْتَ

ديده بگشايم و به نيكى تو چشم دوزم پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوى منى و در دوزخم

مَوْضِعُ اَمَلى وَلا تُسْكِنِّى الْهاوِيَةَ فَاِنَّكَ قُرَّةُ عَيْنى يا سَيِّدى لا

سكونت مده كه تو نور چشم منى اى آقاى من

تُكَذِّبْ ظَنّى بِاِحْسانِكَ وَمَعْروُفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتى وَلا تَحْرِمْنى ثَوابَكَ

گمان مرا به احسان و نيكيت دروغ و بى اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم منى و از پاداش نيكيت محرومم مساز كه

فَاِنَّكَ الْعارِفُ بِفَقْرى اِلهى اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَلَمْ يُقَرِّبْنى مِنْكَ

تو به ندارى من آشنايى خدايا اگر مرگم نزديك شده ولى كردارم مرا به تو نزديك نكرده

عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِْعْتِرافَ اِلَيْكَ بِذَنْبى وَسآئِلَ عِلَلى اِلهى اِنْ

من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم خدايا اگر درگذرى كيست كه سزاوارتر از تو

عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِالْعَفْوِ وَاِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ اَعْدَلُ مِنْكَ فِى

به گذشت باشد و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عادل تر از تو باشد

الْحُكْمِ ارْحَمْ فى هذِهِ الدُّنْيا غُرْبَتى وَعِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتى وَفِى الْقَبْرِ

رحم كن در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم و در قبر به

وَحْدَتى وَفِى اللَّحْدِ وَحْشَتى وَاِذا نُشِرْتُ لِلْحِسابِ بَيْنَ يَدَيْكَ ذُلَّ

تنهاييم و در لحد به وحشت و بى كسيم و هنگامى كه در برابرت به پاى حسابم آورند به خوارى

مَوْقِفى وَاغْفِرْ لى ما خَفِىَ عَلَى الاَّْدَمِيّينَ مِنْ عَمَلى وَاَدِمْ لى ما بِهِ

جايگاهم رحم كن و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا

سَتَرْتَنى وَارْحَمْنى صَريعاً عَلَى الْفِراشِ تُقَلِّبُنى اَيْدى اَحِبَّتى

پوشاندى و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند

وَتَفَضَّلْ عَلَىَّ مَمْدوُداً عَلَى الْمُغْتَسَلِ يُقَلِّبُنى صالِحُ جيرَتى وَتَحَنَّنْ

بر من رحم كن و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيده ام و همسايگان شايسته ام به اينطرف و آنطرف مى گردانند

عَلَىَّ مَحْموُلاً قَدْ تَناوَلَ الاْقْرِبآءُ اَطْرافَ جَِنازَتى وَجُدْ عَلَىَّ مَنْقوُلاً

بر من تفضل كن و هنگامى كه خويشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانى فرما

قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحيداً فى حُفْرَتى وَارْحَمْ فى ذلِكَ الْبَيْتِ الْجَديدِ

وهنگامى كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن و به غربت من در آن خانه تازه و نو

غُرْبَتى حَتّى لا اَسْتَاْنِسَ بِغَيْرِكَ يا سَيِّدى اِنْ وَكَلْتَنى اِلى نَفْسى

رحم كن بطورى كه بجز تو انس نگيرم اى آقاى من اگر مرا به خودم واگذارى

هَلَكْتُ سَيِّدى فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْنى عَثَرْتى فَاِلى مَنْ اَفْزَعُ اِنْ

هلاك گردم آقاى من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيرى و به كه پناه برم

فَقَدْتُ عِنايَتَكَ فى ضَجْعَتى وَاِلى مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتى

اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به كه ملتجى گردم اگر تو غمم را برطرف نكنى ،

سَيِّدى مَنْ لى وَمَنْ يَرْحَمُنى اِنْ لَمْ تَرْحَمْنى وَفَضْلَ مَنْ اُؤَمِّلُ اِنْ

آقاى من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكنى و فضل كه را آرزو كنم

عَدِمْتُ فَضْلَكَ يَوْمَ فاقَتى وَاِلى مَنِ الْفِرارُ مِنَ الذُّنوُبِ اِذَاانْقَضى

در روز نيازمنديم اگر فضل تو را گم كنم و بسوى چه كسى از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم

اَجَلى سَيِّدى لا تُعَذِّبْنى وَاَنَا اَرْجوُكَ اِلهى حَقِّقْ رَجآئى وَآمِنْ

بسر رسد اى آقاى من مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما خدايا اميد مرا تحقق بخش

خَوْفى فَاِنَّ كَثْرَةَ ذُنوُبى لا اَرْجوُ فيها اِلاّ عَفْوَكَ سَيِّدى اَنَا اَسْئَلُكَ ما

و ترسم را امان بخش زيرا در اين گناهان بسيار اميدى جز به عفو تو ندارم اى آقاى من از تو خواهم چيزى را

لا اَسْتَحِقُّ وَاَنْتَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ فَاغْفِرْ لى وَاَلْبِسْنى مِنْ

كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكارى هستى و اهل آمرزشى پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامه اى بر

نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطّى عَلَىَّ التَّبِعاتِ وَتَغْفِرُها لى وَلا اُطالَبُ بِها اِنَّكَ ذوُ

من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤ اخذه قرارم مده كه تو داراى

مَنٍّ قَديمٍ وَصَفْحٍ عَظيمٍ وَتَجاوُزٍ كَريمٍ اِلهى اَنْتَ الَّذى تُفيضُ

منتى ديرينه و چشم پوشى بزرگ و گذشت بزرگوارى هستى خدايا تويى كه فيض خود را

سَيْبَكَ عَلى مَنْ لا يَسْئَلُكَ وَعَلَى الْجاحِدينَ بِرُبوُبِيَّتِكَ فَكَيْفَ

حتى بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگاريت فروريزى پس چگونه نسبت به كسى كه

سَيِّدى بِمَنْ سَئَلَكَ وَاَيْقَنَ اَنَّ الْخَلْقَ لَكَ وَالاْمْرَ اِلَيْكَ تَبارَكْتَ

از تو درخواست كند و يقين داند كه جهان خلقت از تو و كار بدست تو است ؟ برترى

مختصرترين دعاى سحر

ü فهرست

هفتم مى خوانى اين دعا را كه مختصرترين دعاهاى سحر است و در اقبال است :

يا مَفْزَعى عِنْدَ كُرْبَتى وَيا غَوْثى عِنْدَ شِدَّتى

اى پناهگاهم در هنگام غمزدگى و اى دادرسم در هنگام سختى و دشوارى

اِلَيْكَ فَزِعْتُ وَبِكَ اسْتَغَثْتُ وَبِكَ لُذْتُ لا اَلُوذُ بِسِواكَ وَلا اَطْلُبُ

به درگاهت زارى كنم و به تو استغاثه كنم و به تو پناه آرم و بجز تو به ديگرى پناه نبرم و گشايش

الْفَرَجَ اِلاّ مِنْكَ فَاَغِثْنى وَفَرِّجْ عَنّى يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَيَعْفُو عَنِ

را جز از تو نخواهم پس بدادم برس و گشايشى به من ده اى كه بپذيرى (طاعت ) اندك را و بگذرى از (گناه )

الْكَثيرِ اِقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ اِنَّكَ اَنْتَ الْغَفُورُ

بسيار بپذير از من (طاعت ) اندك را و بگذر از (گناه ) بسيار كه براستى تو آمرزنده

الرَّحيمُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبى وَيَقيناً حَتّى اَعْلَمَ

و مهربانى خدايا از تو ايمانى خواهم كه هميشه دلم با آن همراه باشد و يقينى خواهم كه (بدان وسيله ) بدانم

اَنَّهُ لَنْ يُصيَبنى اِلاّ ما كَتَبْتَ لى وَرَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لى

كه چيزى به من نرسد جز آنچه برايم نوشته اى و خوشنودم كن از زندگى به همان كه نصيبم كرده اى

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا عُدَّتى فى كُرْبَتى وَيا صاحِبى فى شِدَّتى وَيا

اى مهربانترين مهربانان اى ذخيره ام در غمندگى و اى يار همراهم در سختى و اى

وَلِيّى فى نِعْمَتى وَيا غايَتى فى رَغْبَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى

سرپرستم در نعمت و اى منتهاى شوق و رغبتم تويى پوشاننده زشتيهايم

وَالاْمِنُ رَوْعَتى وَالْمُقيلُ عَثْرَتى فَاغْفِرْ لى خَطيَّئَتى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و امان بخش هراس و دلهره ام و چشم پوش لغزشم پس بيامرز خطايم را اى مهربانترين مهربانان

 

 

تسبيحات در سحر

ü فهرست

هشتم مى خوانى اين تسبيحات را كه در اقبال است :

سُبْحانَ مَنْ يَعْلَمُ جَوارِحَ الْقُلُوبِ سُبْحانَ مَنْ يُحْصى عَدَدَ الذُّنُوبِ سُبْحانَ مَنْ لا

منزه است آنكه مصيبات و تاءثرات دلها را داند منزه است آنكه شماره گناهان را دارد منزه است آنكه

يَخْفى عَلَيْهِ خافِيَةٌ فِى السَّماواتِ وَالاْرَضينَ سُبْحانَ الرَّبِّ

چيزى در آسمانها و زمينها بر او پنهان نماند منزه است پروردگار

الْوَدُودِ سُبْحانَ الْفَرْدِ الْوِتْرِ سُبْحانَ الْعَظيمِ الاْعْظَمِ سُبْحانَ مَنْ

مهرپيشه منزه است يكتاى يگانه منزه است خداى بزرگ و بزرگتر منزه است آنكه

لا يَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا يُؤ اخِذُ اَهْلَ الاْرْضِ

ستم بر اهل كشور خود نكند منزه است آنكه نگيرد زمينيان را

بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الْحَنّانِ الْمَنّانِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ

به عذاب رنگارنگ منزه است احسان بخش پرنعمت منزه است خداى رؤ ف مهربان

سُبْحانَ الْجَبّارِ الْجَوادِ سُبْحانَ الْكَريمِ الْحَليمِ سُبْحانَ الْبَصيرِ

منزه است خداى مقتدر بخشنده منزه است (خداى ) بزرگوار بردبار منزه است (خداى ) بيناى

الْعَليمِ سُبْحانَ الْبَصيرِ الْواسِعِ سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِقْبالِ النَّهارِ

دانا منزه است بيناى وسعت بخش منزه است خدا هنگام آمدن روز

سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِدْبارِ النَّهارِ سُبْحانَ اللّهِ عَلى اِدْبارِ اللَّيْلِ واِقْبالِ

منزه است خدا هنگام رفتن روز منزه است خدا در وقت رفتن شب و آمدن

النَّهارِ وَلَهُ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَالْعَظَمةُ وَالْكِبرِياَّءُ مَعَ كُلِّ نَفَسٍ وَكُلِّ

روز و از آن او است ستايش و شوكت و بزرگى و كبرياء با هر نفس كشيدن و هر

طَرْفَةِ عَيْنٍ وَكُلِّ لَمْحَةٍ سَبَقَ فى عِلْمِهِ سُبْحانَكَ مِلاَ ما اَحْصى

چشم به هم زدن و هر اشاره اى كه در علم او گذشته است منزهى تو به پُرى آنچه كتاب

كِتابُكَ سُبْحانَكَ زِنَةَ عَرْشِكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ

تو احصاء كند منزهى تو هموزن عرشت منزهى تو . . . . . . . . . . . .

و بدانكه علماء فرموده اند كه اگر نيّت روزه را بعد از سُحُور بكند بهتر است و از اوّل شب تا به آخر شب نيّت مى توان كرد و همين كه مى داند و قصد دارد كه فردا از براى خدا روزه مى گيرد وامساك از مفطرات مى كند بس ‍ است و شايسته است كه در سَحَرها نماز شب را ترك نكند و تهجّد بعمل آورد.

 

دعای هر روز

ü فهرست

اوّل بخواند هر روز اين دعا را كه شيخ و سيّد نقل كرده اند :

اَللّهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ

خدايا اين ماه رمضانى است كه در آن قرآن را نازل فرمودى قرآنى كه راهنماى مردم و حجت هايى است از

الْهُدى وَالْفُرقانِ وَ هذا شَهْرُ الصِّيامِ وَهذا شَهْرُ الْقِيامِ وَهذا شَهْرُ

هدايت و تميز و اين ماه روزه است و ماه شب زنده دارى است و ماه

الاِْنابَةِ وَهذا شَهْرُ التَّوْبَةِ وَهذا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَهذا شَهْرُ

بازگشت است و ماه توبه و ماه آمرزش و رحمت است و ماه

الْعِتْقِ مِنَ النّارِ وَالْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ وَهذا شَهْرٌ فيهِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ الَّتى هِىَ

آزادى از آتش و رسيدن به بهشت است و ماهى است كه در آن شب قدرى است كه آن شب

خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاَعّنى

بهتر است از هزار ماه خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و كمك ده مرا

عَلى صِيامِهِ وَقِيامِهِ وَسَلِّمْهُ لى وَسَلِّمْنى فيهِ وَاَعِنّى عَلَيْهِ بِاَفْضَلِ

بر روزه و شب زنده داريش و آن را براى من سالمش دار و مرا در آن سالم بدارو كمكم ده بر انجام وظائف آن به بهترين

عَوْنِكَ وَوَفِّقْنى فيهِ لِطاعَتِكَ وَطاعَةِ رَسُولِكَ وَاَوْلِياَّئِكَ صَلَّى اللّهُ

كمك خود و موفّقم دار در اين ماه براى اطاعت خودت و پيروى پيامبرت و اوليائت درود تو

عَلَيْهِمْ وَفَرِّغْنى فيهِ لِعِبادَتِكَ وَدُعاَّئِكَ وَتِلاوَةِ كِتابِكَ وَاَعْظِمْ لى

بر ايشان باد و فارغم ساز دراين ماه براى عبادت و دعا و تلاوت قرآنت و بركتم را در اين ماه زياد

فيهِ الْبَرَكَةَ وَاَحْسِنْ لى فيهِ الْعافِيَةَ وَاَصِحَّ فيهِ بَدَنى وَاَوْسِعْ لى فيهِ

گردان و نيكو كن در آن تندرستيم را و سالم دار در آن بدنم را و فراخ گردان در آن

رِزْقى وَاكْفِنى فيهِ ما اَهَمَّنى وَاسْتَجِبْ فيهِ دُعاَّئى وَبَلِّغْنى فيهِ رَجاَّئى

روزيم را و كفايت فرما در اين ماه مهمات مرا و مستجاب گردان در آن دعايم را و به اميد و آرزويم برسان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَذْهِبْ عَنّى فيهِ النُّعاسَ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و دور كن از من در اين ماه چُرت

وَالْكَسَلَ وَالسَّاْمَةَ وَالْفَتْرَةَ وَالْقَسْوَةَ وَالْغَفْلَةَ وَالْغِرَّةَ وَجَنِّبْنى فيهِ

و بى حالى و خستگى و سستى و سنگدلى و بى خبرى و غرور و امراض

الْعِلَلَ وَالاْسْقامَ وَالْهُمُومَ وَالاْحْزانَ وَالاْعْراضَ وَالاْمْراضَ

و دردها و اندوهها و غمها و عوارض ديگر و بيماريها

وَالْخَطايا وَالذُّنُوبَ وَاصْرِفْ عَنّى فيهِ السُّوَّءَ وَالْفَحشاَّءَ وَالْجَهْدَ

و خطاها و گناهان را و باز دار از من در اين ماه بدى و هرزگى و رنج و بلاء و مشقت و

وَالْبَلاَّءَ وَالتَّعَبَ وَالْعَن اَّءَ اِنَّكَ سَميعُ الدُّع اَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

زحمت را كه براستى تو شنواى دعا هستى خدايا درود فرست بر محمد

وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعِذْنى فيهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَنَفْثِهِ

و آل محمد و پناهم ده در اين ماه از شيطان رانده درگاهت و اشاره اش و چشمك زدنش و پُفيدن

وَنَفْخِهِ وَوَسْوَسَتِهِ وَتَثْبيطِهِ وَكَيْدِهِ وَمَكْرِهِ وَحَباَّئِلِهِ وَخُدَعِهِ

و دميدنش و وسوسه و تعويق انداختنش و نيرنگ و حيله اش و دامهايش و فريبهايش

وَاَمانِيِّهِ وَغُرُورِهِ وَفِتْنَتِهِ وَشَرَكِهِ وَاَحْزابِهِ وَاَتْباعِهِ واَشْياعِهِ

و دروغهايش و گولهايش و فتنه اش و شبكه هاى دامش و همراهانش و پيروانش و دنباله ها

وَاَوْلِياَّئِهِ وَشُرَكاَّئِهِ وَجَميعِ مَكائِدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

و دوستان و شريكانش و همه اسباب حيله و كيدش خدايا درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنا قِيامَهُ وَصِيامَهُ وَبُلُوغَ الاْمَلِ فيهِ وَفى قِيامِهِ

محمد و روزى ما گردان شب زنده دارى و روزه اين ماه را و به رسيدن آرزويمان در اين ماه

وَاسْتِكْمالَ ما يُرْضيكَ عَنّى صَبْراً وَاحْتِساباً وَايماناً وَيَقيناً ثُمَّ

و در پايدارى و انجام كامل چيزهايى كه تو را از من خوشنود گرداند از نظر شكيبايى و چشمداشت ايشان و ايمان و يقين

تَقَبَّلْ ذلِكَ مِنّى بِالاْضْعافِ الْكَثيرَةِ والاْجْرِ الْعَظيمِ يا رَبَّ الْعالَمينَ

سپس بپذير آنرا از من به چند برابر زيادتر و پاداشى بزرگ اى پروردگار جهانيان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و روزيم كن حج و عمره

وَالاِْجْتِهادَ وَالْقُوَّةَ وَالنَّشاطَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ وَالْقُرْبَةَ وَالْخَيْرَ

و كوشش و نيرو و نشاط و انابه و توبه و تقرب به خودت و كار خير

الْمَقْبُولَ وَالرَّغْبَةَ وَالرَّهْبَةَ وَالتَّضَرُّعَ وَالْخُشُوعَ وَالرِّقَّةَ وَالنِّيَّةَ

پذيرفته و شوق و ترس و زارى و فروتنى و دل نازكى و نيت

الصّادِقَهَ وَصِدْقَ اللِّسانِ وَالْوَجَلَ مِنْكَ وَالرَّجاَّءَ لَكَ وَالتَّوَكُّلَ عَلَيْكَ

راست و راستگويى زبان و بيم از خودت و اميد و توكل بر خودت

وَالثِّقَةَ بِكَ وَالْوَرَعَ عَنْ مَحارِمِكَ مَعَ صالِحِ الْقَوْلِ وَمَقْبُولِ السَّعْىِ

و اعتماد به تو و پرهيزكارى از حرامهاى تو با گفتار شايسته و كوشش پذيرفته

وَمَرْفُوعِ الْعَمَلِ وَمُسْتَجابِ الدَّعْوَةِ وَلا تَحُلْ بَيْنى وَبَيْنَ شىْءٍ مِنْ

و عمل بالا رفته و دعاى مستجاب شده و ميان من و هر يك از اينها (كه گفتم ) جدايى مينداز

ذلِكَ بَعَرَضٍ وَلا مَرَضٍ وَلا هَمٍّ وَلا غَمٍّ وَلا سُقْمٍ وَلا غَفْلَةٍ وَلا

بواسطه پيشامدها و بيمارى و اندوه و غم و درد و غفلت و

نِسْيانٍ بَلْ بِالتَّعاهُدِ وَالتَّحَفُّظِ لَكَ وَفيكَ وَالرِّعايَةِ لِحَقِّكَ وَالْوَفاَّءِ

فراموشى بلكه (موفقم بدار كه ) به هم پيمانى و خوددارى بخاطر تو و درباره تو مراعات حق تو و وفاء

بَعَهْدِكَ وَوَعْدِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

به پيمان و وعده تو (كارهايم انجام شود) به رحمتت اى مهربانترين مهربانان خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى فيهِ اَفْضَلَ ما تَقْسِمُهُ لِعبادِكَ

محمد و آل محمد و نصيبم كن در اين ماه بهتر چيزى را كه نصيب بندگان

الصّالِحينَ وَاَعْطِنى فيهِ اَفْضَلَ ما تُعْطى اَوْلِياَّئَكَ الْمُقَرَّبينَ مِنَ

شايسته ات كردى و بده بمن در اين ماه بهتر چيزى را كه عطا كردى به اولياء مقرب خود از

الرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ وَالتَّحَنُّنِ وَالاِْجابَةِ وَالْعَفْوِ وَالْمَغْفِرَةِ الدّائِمَةِ

رحمت و آمرزش و مهرورزى و اجابت دعا و گذشت و آمرزش هميشگى

وَالْعافِيَةِ وَالْمُعافاةِ وَالْعِتْقِ مِنَ النّارِ وَالْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ وَخَيْرِ الدُّنْيا

و تندرستى و آسايش و آزادى از آتش و رسيدن به بهشت و خير دنيا

وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ دُعاَّئى فيهِ

و آخرت خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و دعايم را در اين ماه

اِلَيْكَ واصِلاً وَرَحْمَتَكَ وَخَيْرَكَ اِلَىَّ فيهِ نازِلا وَعَمَلى فيهِ مَقْبُولاً

بسوى خود برسان و رحمت و خير خود را در اين ماه بسوى من نازل فرما و عملم را پذيرفته گردان

وَسَعْيى فيهِ مَشْكُوراً وَذَنْبى فيهِ مَغْفُوراً حَتّى يَكُونَ نَصيبى فيهِ

و كوششم را در آن سپاس شده و گناهم را آمرزيده قرار ده تا اينكه سهمم در آن

الاْكْثَرَ وَحَظِّى فيهِ الاْوْفَرَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

بيشتر و بهره ام كاملتر باشد خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَوَفِّقْنى فيهِ لِلَيْلَةِ الْقَدْرِ عَلى اَفْضَلِ حالٍ تُحِبُّ اَنْ يَكُونَ عَلَيْها اَحَدٌ

و موفقم دار براى شب قدر به بهترين حالى كه دوست دارى يكى

مِنْ اَوْلِياَّئِكَ وَاَرْضاها لَكَ ثُمَّ اجْعَلْها لى خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

از اوليائت در آن حال باشد و خوشنودترين حالات پيش تو باشد سپس آن شب را براى من بهتر از هزار ماه كن

وَارْزُقْنى فيها اَفْضَلَ ما رَزَقْتَ اَحَداً مِمَّنْ بَلَّغْتَهُ اِيّاها وَاَكْرَمْتَهُ بِها

و روزيم ده در آن شب به بهترين روزيهايى كه به كسى دادى و به آن روزى او را رسانيدى و بدان گراميش داشتى

وَاْجعَلْنى فيها مِنْ عُتَقاَّئِكَ مِنْ جَهَنَّمَ وطُلَقاَّئِكَ مِنَ النّارِ وَسُعَداءِ

و مرا در آن شب از آزاد شدگان از جهنم و رها شدگان از دوزخ و سعادتمندان

خَلْقِكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَرِضْوانِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

خلقت قرار ده بحق آمرزش و خوشنوديت اى مهربانترين مهربانان خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنا فى شَهْرِنا هذَا الْجِدَّ وَالاِْجْتِهادَ وَالْقُوَّةَ

محمد و آل محمد و روزى ما كن در اين ماه كوشش و تلاش و نيرو

وَالنَّشاطَ وَما تُحِبُّ وَتَرْضى اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَلَيالٍ عَشْرٍ

و نشاط و آنچه دوست دارى و خوشنود شوى خدايا اى پروردگار سپيده دم و شبهاى ده گانه

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ وَربَّ شَهْرِ رَمَضانَ وَما اَنْزَلْتَ فيهِ مِنَ الْقُرآنِ

و شفع و وتر و پروردگار ماه رمضان و آنچه در آن فرو فرستادى از قرآن

وَرَبَّ جَبْرَئيلَ وَميكاَّئيلَ وَاِسْرافيلَ وَعِزْراَّئيلَ وَجَميعِ الْمَلاَّئِكَةِ

و پروردگار جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و همه فرشتگان

الْمُقَرَّبينَ وَربَّ اِبْراهيمَ وَاِسْماعيلَ وَاِسْحقَ وَيَعْقُوبَ وَربَّ

مقرب و پروردگار ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پروردگار

مُوسى وَ عيسى وَ جميعِ النَّبِيّينَ وَالْمُرْسَلينَ وَربَّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ

موسى و عيسى و همه پيمبران و فرستادگان و پروردگار حضرت محمد خاتم

النَّبِيِّينَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ وَاَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ

پيمبران درودهاى تو بر او و بر ايشان همگى و از تو خواهم به حقى كه تو بر ايشان دارى

وَبِحَقِّهِمْ عَلَيْكَ وَبِحَقِّكَ الْعَظيمِ لَمّا صَلَّيْتَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ

و به حقى كه ايشان بر تو دارند و به آن حق بزرگ خودت كه درود فرستى بر او و آلش و بر ايشان

اَجْمَعينَ وَنَظَرْتَ اِلَىَّ نَظْرَةً رَحيمَةً تَرْضى بِها عَنّى رِضىً لا سَخَطَ

همگى و نظرى به من كنى نظرى مهربانانه كه بدان از من خوشنود گردى خشنوديى كه هرگز

عَلَىَّ بَعْدَهُ اَبَداً وَاَعْطَيْتَنى جَميعَ سُؤْلى وَرَغْبَتى وَاُمْنِيَّتى وَاِرادَتى

پس از آن خشمى بر من نداشته باشى و همه خواسته هايم و ميل و آرزو و درخواستم را

وَصَرَفْتَ عَنّى ما اَكْرَهُ وَاَحْذَرُ وَاَخافُ عَلى نَفْسى وَما لا اَخافُ

به من بدهى و بگردانى از من آنچه را خوش ندارم و از آن نگران و ترسان بر خويشتن هستم و آنچه را كه نمى ترسم

وَعَنْ اَهْلى وَمالى وَاِخْوانى وَذُرِّيَّتى اَللّهُمَّ اِلَيْكَ فَرَرْنا مِنْ ذُنُوبِنا

و نيز از خانواده و مال و برادران و فرزندانم آنها را بگردانى خدايا بسوى تو گريختيم از گناهانمان

فَاوِنا تاَّئِبينَ وَتُبْ عَلَيْنا مُسْتَغْفِرينَ وَاغْفِرْ لَنا مُتَعوِّذينَ وَاَعِذْنا

پس ما را جاى ده به حال توبه و توبه مان بپذير در حال آمرزش خواهى و بيامرزمان در حال پناهندگى و پناهمان ده

مُسْتَجيرينَ وَاَجِرْنا مُسْتَسْلِمينَ وَلا تَخْذُلْنا راهِبينَ وَآمِنّا راغِبينَ

در حال پناه جويى و زنهارمان ده در حال تسليم شدگى و خوارمان مكن در حال هراسناكى و امانمان ده در حال اميدوارى

وَشَفِّعْنا ساَّئِلينَ وَاَعْطِنا اِنَّكَ سَميعُ الدُّعاَّءِ قَريبٌ مُجيبٌ اَللّهُمَّ

و شفاعتمان را بپذير در حال خواهندگى و به ما بده كه براستى تو شنواى دعائى و نزديك و اجابت كننده اى خدايا

اَنْتَ رَبِّى وَاَنَا عَبْدُكَ وَاَحَقُّ مَنْ سَئَلَ الْعَبْدُ رَبُّهُ وَلَمْ يَسْئَلِ الْعْبادُ

تو پروردگار منى و من بنده تو و سزاوارترين كسى كه بنده از او درخواست كند پروردگار او است و درخواست نكنند بندگان

مِثْلَكَ كَرَماً وَجُوداً يا مَوْضِعَ شَكْوىَ السّائِلينَ وَيا مُنْتَهى حاجَةِ

كسى را چون تو در كرم و جود اى مرجع شكايت درخواست كنندگان و اى منتهاى حاجت

الرّاغِبينَ وَيا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ وَيا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ وَيا

مشتاقان و اى فريادرس فريادخواهان و اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان و اى

مَلْجَاَ الْهارِبينَ وَيا صَريخَ الْمُسْتَصْرِخينَ وَيا رَبَّ الْمُسْتَضْعَفينَ

پناهگاه گريختگان و اى دادرس دادخواهان و اى پروردگار ناتوان شمردگان

وَيا كاشِفَ كَرْبِ الْمَكْرُوبينَ وَيا فارِجَ هَمِّ الْمَهْمُومينَ وَيا كاشِفَ

و اى غمزداى غم غمزدگان و اى غمگشاى ماتم زدگان و اى برطرف كننده

الْكَرْبِ الْعَظيمِ يااَللّهُ يارَحْمنُ يارَحيمُ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ صَلِّ عَلى

اندوه بزرگ اى خدا اى بخشاينده اى مهربان اى مهربانترين مهربانان درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لى ذُنُوبى وَعُيُوبى وَاِساَّئَتى وَظُلْمى

محمد و آل محمد و بيامرز گناهانم و زشتيهايم و بديم و ستمم

وَجُرْمى وَاِسْرافى عَلى نَفْسى وَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ فَاِنَّهُ

و جنايتم و زياده رويم را بر نفسم و روزيم كن از فضل و رحمت خويش زيرا كه

لا يَمْلِكُها غَيْرُكَ وَاعْفُ عَنّى وَاغْفِرْ لى كُلَّ ما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبى

مالك آنها نيست كسى جز تو و بگذر از من و بيامرز برايم گناهان گذشته ام را

وَاعْصِمْنى فيما بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَاسْتُرْ عَلَىَّ وَعَلى والِدىَّ

و نگاهم دار در باقيمانده از عمرم و بپوشان بر من و بر پدر و مادرم

وَ وَُلَْدى وَقَرابَتى وَاَهْلِ حُزانَتى وَ [كُلُّ] مَنْ كانَ مِنّى بِسَبيْلٍ مِنَ

و فرزندانم و خويشانم و بستگانم و هركس كه براه من مى رود از

الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ فَاِنَّ ذلِكَ كُلَّهُ بِيَدِكَ وَاَنْتَ

مردان مؤ من و زنان با ايمان در دنيا و آخرت زيرا تمام اينها بدست تو است و تو

واسِعُ الْمَغْفِرَةِ فَلا تُخَيِّبْنى يا سَيِّدى وَلا تَرُدَّ دُعاَّئى وَلا يَدى اِلى

وسيع آمرزشى پس نوميدم مكن اى آقايم و دعايم را برمگردان و نه دستم را (خالى ) بسوى

نَحْرى حَتّى تَفْعَلَ ذلِكَ بى وَتَسْتَجيبَ لى جَميعَ ما سَئَلْتُكَ

سينه ام تا انجام دهى آنچه را گفتم درباره ام و اجابت كنى برايم تمام آنچه را درخواست كردم

وَتَزيدَنى مِنْ فَضْلِكَ فَاِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ وَنَحْنُ اِلَيْكَ راغِبُونَ

و بيفزائى بر من از فضل خويش كه تو بر هر چيز توانائى و ما بسوى تو مشتاقيم

اَللّهُمَّ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ

خدايا از تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى والا و كبرياء و انواع نعمتها

اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِنْ كُنْتَ قَضَيْتَ فى هذِهِ

از تو خواهم به حق نامت در ((بسم اللّه الرحمن الرحيم )) اگر مقدر فرموده اى در اين

اللَّيْلَةِ تَنَزُّلَ الْمَلاَّئِكَةِ وَالرُّوحِ فيه ا اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

شب فرود آمدن فرشتگان و روح را (يعنى امشب را شب قدر قرار داده اى ) كه درود فرستى بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

محمد و قرار دهى نام مرا در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان

وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ

و كار نيكم را در عليين (بلندترين مقام بهشت ) و گناهانم را آمرزيده و ببخشى به من يقينى كه دلم هميشه

بِهِ قَلْبى وَايماناً لا يَشُوبُهُ شَكُّ وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنى فى

همراه آن باشد و ايمانى به من بدهى كه به شك آلوده نگردد و خوشنودى در آنچه قسمتم كرده اى و در

الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الا خِرَةِ حَسَنَةً وَقِنى عَذابَ النّارِ وَاِنْ لَمْ تَكُنْ

دنيا خوبى و خوشى به من ده و در آخرت نيز خوبى بده و از عذاب دوزخ نگاهمان دار و اگر مقدر

قَضَيْتَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ تَنَزُّلَ الْمَلَّئِكَةِ وَالرُّوحِ فيه ا فَاَخِّرْنى اِلى

نفرموده اى در اين شب فرود آمدن فرشتگان و روح را پس مرا تا بدان شب باقى بدار و

ذلِكَ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَطاعَتَكَ وَحُسْنَ عِبادَتِكَ

روزى من كن در آن شب ذكر خود و شكر و اطاعتت و نيكو پرستش كردنت را

وصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍبِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و درود فرست بر محمد و آل محمد به بهترين درودهايت اى مهربانترين مهربانان

يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا رَبَّ مُحَمَّدٍ اغْضَبِ الْيَوْمَ لِمُحَمَّدٍ وَلاِبْرارِ عِتْرَتِهِ

اى يگانه اى بى نياز اى پروردگار محمد خشم خود را در امروز بخاطر محمد و نيكان از عترتش (بر دشمنانشان )

واقْتُلْ اَعْدائَهُمْ بَدَداً وَاَحْصِهِمْ عَدَداً وَلا تَدَعْ عَلى ظَهْرِ الاَرْضِ

فروبار و درنتيجه بكُش دشمنانشان را يكى پس ازديگرى و به شمارشان درآر جدا جدا و يك تن از ايشان را بر روى زمين باقى مگذار

مِنْهُمْ اَحَداً وَلا تَغْفِرْ لَهُمْ اَبَداً يا حَسَنَ الصُّحْبَةِ يا خَليفَةَ النَّبِيّينَ اَنْتَ

و هرگز آنها را نيامرز اى نيكو رفاقت اى تكيه گاه پيمبران توئى

اَرْحَمُ الرّاحِمينَ الْبَدى ءُ الْبَديعُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِكَ شَى ءٌ وَالدّاَّئِمُ

مهربانترين مهربانان آفريننده پديد آرنده اى كه چيزى مانند تو نيست و خداى جاويدانى

غَيْرُ الْغافِلِ وَالْحَىُّ الَّذى لا يَمُوتُ اَنْتَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ اَنْتَ خَليفَةُ

كه غفلت نورزد و زنده اى كه هرگز نميرد تو هر روز در كارى هستى تو تكيه گاه

مُحَمَّدٍ وَناصِرُ مُحَمَّدٍ وَمُفَضِّلُ مُحَمَّدٍ اَسْئَلُكَ اَنْ تَنْصُرَ وَصِىَّ مُحَمَّدٍ

محمد و ياور محمد و برترى دهنده محمد هستى از تو خواهم كه يارى دهى وصى محمد

وَخَليفَةَ مُحَمَّدٍ وَالْقاَّئِمَ بِالْقِسْطِ مِنْ اَوْصِياَّءِمُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ

و جانشين محمد و قيام كننده به عدل از اوصياء محمد را كه درود تو بر او

وَعَلَيْهِمْ اِعْطِفْ عَلَيْهِمْ نَصْرَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بِحَقِّ لا اِلهَ إلاّ اَنْتَ

و ايشان باد متوجه كن بر ايشان ياريت را اى كه نيست معبودى جز تو بحق كلمه ((لا اله الا انت ))

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا در دنيا و آخرت با ايشان قرار ده

وَاجْعَلْ عاقِبَةَ اَمْرى اِلى غُفْرانِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و پايان كارم را به آمرزش و رحمت خود بكشان اى مهربانترين مهربانان

وَكَذلِكَ نَسَبْتَ نَفْسَكَ يا سَيِّدى بِاللَّطيفِ بَلى اِنَّكَ لَطيفٌ فَصَلِّ

و اين چنين خود را معرفى كرده اى اى آقاى من به اينكه لطف دارى آرى براستى تو لطف دارى پس درود

عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَالْطُفْ بى لِما تَشاَّءُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

فرست بر محمد و آل محمد و لطف فرما به من بدان چه خواهى خدايا درود فرست بر محمد و

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنِى الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ فى عامِنا هذا وَتَطَوَّلْ

محمد و آل محمد و روزيم گردان حج و عمره را در اين سال و تفضّل فرما بر

عَلَىَّ بِجَميعِ حَواَّئِجى لِلاْخِرَةِ وَالدُّنْيا        پس سه مرتبه بگويد :

من به برآوردن همه حاجتهاى دنيا و آخرتم

اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَاَتُوبُ اِلَيْهِ اِنَّ رَبِّى قَريبٌ مُجيبٌ اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَاَتُوبُ

آمرزش خواهم از خدا پروردگارم و بسويش توبه كنم كه براستى پروردگار من نزديك و اجابت كننده است آمرزش خواهم از خدا پروردگارم و بسويش

اِلَيْهِ اِنَّ رَبّى رَحيمٌ وَدُودٌ اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَاَتُوبُ اِلَيْهِ اِنَّهُ كانَ غَفّارا

توبه كنم براستى پروردگارم مهربان و با محبت است آمرزش خواهم از خدا پروردگارم وبسويش توبه كنم كه براستى بسيار آمرزنده است

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى اِنَّكَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ رَبِّ اِنّى عَمِلْتُ سُوَّءا وَظَلَمْتُ

خدايا مرا بيامرز كه تو مهربانترين مهربانانى پروردگارا من بد كردم و به خويشتن ستم كردم

نَفْسى فَاغْفِرْ لى اِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا

پس بيامرز مرا كه نيامرزد گناهان را جز تو آمرزش خواهم از خدائى كه معبودى جز او

اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الْحَليمُ الْعَظيمُ الْكَريمُ الْغَفّارُ لِلذَّنْبِ الْعَظيمِ

نيست زنده و پاينده و بردبار و بزرگ و كريم و بسيار آمرزنده گناه بزرگ است

وَاَتُوبُ اِلَيْهِ اَسْتَغْفِرُ اللّهَ اِنَّ اللّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً         پس اين دعا را بخواند :

و به سويش توبه كنم آمرزش خواهم از خدا كه براستى او آمرزنده و مهربان است

اَللّهُمَّ إنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تُصلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ

خدايا از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْعَظيمِ الْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ

در آنچه حكم فرموده و مقدّر كرده اى از فرمان بزرگ حتمى و مسلّمت در شب قدر از

الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ

آن حكمى كه بازگشت و تغييرى در آن نيست كه نامم را در زمره حاجيان خانه محترم كعبه ات

الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ

بنويسى آنانكه حجّشان پذيرفته و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و

سَيِّئاتُهُمْ وَاَنْ تَجْعَلَ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ

بديهايشان جبران شده است و در قضا و قدرت مقدر فرمائى كه عمرم را طولانى كنى و روزيم

فى رِزْقى وَتُؤَدِّىَ عَنّى اَمانَتى وَدَيْنى آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ

را فراخ و امانت و قرضم را بپردازى آمين اى پروردگار جهانيان خدايا

اجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى فَرَجاً وَمَخْرَجاً وَارْزُقْنى مِنْ حَيْثُ اَحْتَسِبُ

قرار ده در كارم گشايش و راهى و روزيم ده از آنجا كه گمان دارم

وَمِنْ حَيْثُ لا اَحْتَسِبُ وَاحْرُسْنى مِنْ حَيْثُ اَحْتَرِسُ وَمِنْ حَيْثُ لا

و از آنجا كه گمان ندارم و محافظتم كن از آنجا كه من خود را محافظت كنم و از آنجا كه

اَحْتَرِسُ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَسَلِّمْ كَثيراً

محافظت نكنم و درود فرست بر محمد و آل محمد و سلام فرست بسيار

 

 

 

تسبيحات هر روز ماه رمضان

ü فهرست

دوّم  فرموده اند مى خوانى اين تسبيحات را در هر روز ماه رمضان از اول تا به آخر و آن ده جزء است هر جزء آن مشتمل بر ده سُبْحانَ اللّه

(1) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ

منزه است خدا آفريننده هر دم زنى منزه است خدا

المُصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ

صورت ده منزه است خدا آفريننده همه موجودات جُفت منزه است خدا مقرر كننده

الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ

تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه و هسته منزه است خدا

خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ

آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده آنچه ديده شود و آنچه ديده نشود منزه است خدا

مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ سُبْحانَ اللّهِ السَّميعِ الَّذى

به مقدار كلمات نامنتهايش منزه است خدا پروردگار جهانيان منزه است خداى شنوايى كه چيزى

لَيْسَ شَىْءٌ اَسْمَعَ مِنْهُ يَسْمَعُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ ما تَحْتَ سَبْعِ اَرَضينَ

شنواتر از او نيست مى شنود از بالاى عرش خود آنچه را در زير هفت زمين است

وَيَسْمَعُ ما فى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَيَسْمَعُ الاْنينَ وَالشَّكْوى

و مى شنود آنچه را در تاريكيهاى بيابان و دريا است و مى شنود ناله و شكايت را

وَيَسْمَعُ السِّرَّ وَاَخْفى وَيَسْمَعُ وَساوِسَ الصُّدُورِ وَلا يُصِمُّ سَمْعَهُ

و مى شنود پنهان و پنهان تر از پنهان را و مى شنود وسوسه هاى سينه ها را و كر نكند شنوائيش را

صَوْتٌ (2) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ

صدايى (2) منزه است خدا آفريننده هر دم زنى منزه است خداى صورت بخش

سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ

منزه است خدا آفريننده همه موجودات جُفت منزه است خدا مقرر دارنده تاريكيها

وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ

و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز

سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ

منزه است خدا آفريننده آنچه ديده شود و آنچه ديده نشود منزه است خدا به مقدار كلمات نامنتهايش

سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ سُبْحانَ اللّهِ الْبَصيرِ الَّذى لَيْسَ شَى ءٌ

منزه است خدا پروردگار جهانيان منزه است خداى بينائى كه چيزى بيناتر از او نيست

اَبْصَرَ مِنْهُ يُبْصِرُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ ما تَحْتَ سَبْعِ اَرَضينَ وَيُبْصِرُ ما

مى بيند از بالاى عرش خود آنچه در زير هفت زمين است و مى بيند آنچه

فى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ لا تُدْرِكُهُ الاْبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الاْبْصارَ

را در تاريكيهاى خشكى و دريا است ديدگان او را درك نكند ولى او درك كند ديدگان را

وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ لا تُغْشى بَصَرَهُ الظُّلْمَةُ وَلا يُسْتَتَرُ مِنْهُ بِسِتْرٍ

و او است دقيق و كاردان ديده اش را تاريكى نپوشاند و بوسيله پرده چيزى از او مستور نماند

وَلا يُوارى مِنْهُ جِدارٌ وَلا يَغيبُ عَنْهُ بَرُّ وَلا بَحْرٌ وَلا يَكِنُّ مِنْهُ جَبَلٌ

و ديوار چيزى را از او پنهان نكند و ناديده نماند ازد يد او هيچ خشكى و نه دريايى و هيچ كوهى نتواند مخفى كند از او

ما فى اَصْلِهِ وَلا قَلْبٌ ما فيهِ وَلا جَنْبٌ ما فى قَلْبِهِ وَلا يَسْتَتِرُ مِنْهُ

آنچه را در ريشه و در زير خود دارد و نه دلى آنچه را در خود دارد و نه پهلويى آنچه را در دل دارد و نتواند بپوشاند خود را از او

صَغيرٌ وَلا كَبيرٌ وَلا يَسْتَخْفى مِنْهُ صَغيرٌ لِصِغَرِهِ وَلا يَخْفى عَلَيْهِ

كوچكى و نه بزرگى ، و پنهانى نتواند جست از او كوچكى بخاطر خرديش و مخفى نماند بر او

شَى ءٌ فِى الاْرْضِ وَلا فِى السَّماَّءِ هُوَ الَّذى يُصَوِّرُكُمْ فِى الاْرْحامِ

چيزى در زمين و نه در آسمان او است كه صورت بندد شما را در رحمها

كَيْفَ يَشاَّءُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (3) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ

هر طور كه خواهد معبودى جز او نيست كه نيرومند و فرزانه است (3) منزه است خدا پديدآرنده

النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها

هر دم زنى منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده همه موجودات جفت

سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ

منزه است خدا مقرر كننده تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه

وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما

و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده آنچه ديدنى و آنچه

لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ناديدنى است منزه است خدا به مقدار كلمات نامنتهايش منزه است خدا پروردگار جهانيان

سُبْحانَ اللّهِ الَّذى يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ

منزه است خدائى كه بوجود آورد ابرهاى سنگين را و تسبيح گويد رعد به حمد او

وَالْمَلاَّئِكَةُ مِنْ خيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّو اعِقَ فَيُصيبُ بِه ا مَنْ يَش اَّءُ

و فرشتگان از بيم او و بفرستد صاعقه ها را و دچار سازد بدان هر كه را خواهد

وَيُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَى رَحْمَتِهِ وَيُنَزِّلُ الْماَّءَ مِنَ السَّماَّءِ

و بادها را نويدى از پيشاپيش رحمت خود فرستد و آب باران را از آسمان

بِكَلِمَتِهِ وَيُنْبِتُ النَّباتَ بِقُدْرَتِهِ وَيَسْقُطُ الْوَرَقُ بِعِلْمِهِ سُبْحانَ اللّهِ

بوسيله امر خود فرو فرستد و گياه را به قدرت كامله خويش بروياند و برگ درختان را به علم خود فروريزد منزه است خدائى

الَّذى لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِى الاْرْضِ وَلا فِى السَّماَّءِ وَلا

كه پنهان نماند از او هموزن ذره اى در زمين و نه در آسمان و نه

اَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَلا اَكْبَرُ اِلاّ فى كِتابٍ مُبينٍ (4) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ

كوچكتر از آن و نه بزرگتر جز آنكه در دفترى روشن است (4) منزه است خدا پديد آرنده

النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها

هر دم زنى منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده همه موجودات جفت

سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ

منزه است خدا مقرر دارنده تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه

وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما

و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده هر چه ديدنى است و هر چه

لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ناديدنى است منزه است خدا به مقدار كلمات نامنتهايش منزه است خدا پروردگار جهانيان

سُبْحانَ اللّهِ الَّذى يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ اُنْثى وَما تَغيْضُ الاْرْحامُ وَما

منزه است خدائى كه مى داند آنچه بار دارد هر حيوان ماده اى و آنچه در رحمها كم شود و آنچه

تَزْدادُ وَكُلُّشَىْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْكَبيْرُ الْمُتَعالِ

بيفزايد و هر چيزى را نزد او اندازه اى است داناى غيب و شهود و بزرگ و والاست

سَواَّءٌ مِنْكُمْ مَنْ اَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَنْ جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ

براى او يكسان است هر كه از شما سخن آهسته كند يا بلند كند و هر كه به شب

وَسارِبٌ بِالنَّهارِ لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ

پنهان گردد و يا رهرو شود در روز براى خدا فرشتگانى پياپى است از جلوى روى انسان و از پشت سرش كه او را

اَمْرِ اللّهِ سُبْحانَ اللّهِ الَّذى يُميتُ الاْحْياَّءَ وَيُحْيِى الْمَوْتى وَيَعْلَمُ ما

به فرمان خدا محافظت كنند منزه است خدائى كه بميراند زندگان را و زنده كند مردگان را و مى داند آنچه

تَنْقُصُ الاْرْضُ مِنْهُمْ وَيُقِرُّ فِى الاْرْحامِ ما يَشاَّءُ اِلى اَجَلٍ مُسَمّىً

را زمين از ايشان بكاهد و مستقر كند در رحمها آنچه را خواهد تا مدتى معين

(5) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ

(5) منزه است خدا پديد آرنده هر دم زنى منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا

خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ

آفريننده موجودات جفت همگى ، منزه است خدا مقرر دارنده تاريكيها و روشنى منزه است

اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ

خدا شكافنده دانه و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيزى منزه است

خالِقِ ما يُرى وَما لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ

خدا آفريننده هر چه ديدنى است و هر چه ناديدنى است منزه است خدا به مقدار كلماتش منزه است خدا

رَبِّ الْعالَمينَ سُبْحانَ اللّهِ مالِكِ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشاَّءُ

پروردگار جهانيان منزه است خدا مالك پادشاهى ، بدهى سلطنت را به هر كه خواهى

وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاَّءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشاَّءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاَّءُ بِيَدِكَ

و بگيرى آن را از هركه خواهى و عزت بخشى هر كه را خواهى و خوار كنى هر كه را خواهى هر چه خير

الْخَيْرُ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍ قَديرٌ تُولِجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ

است بدست تو است و تو بر هر چيز توانايى درآورى شب را در روز و درآورى روز

فِى اللَّيْلِ تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَتَرْزُقُ

را در شب بيرون آورى زنده را از مرده و برون آورى مرده را از زنده و روزى دهى

مَنْ تَشاَّءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (6) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ

هر كه را خواهى بى حساب (6) منزه است خدا آفريننده هر دم زنى منزه است خداى

الْمُصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ

صورت بخش منزه است خدا آفريننده موجودات جفت همگى منزه است خدا مقرر كننده

الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ

تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه و هسته منزه است خدا

خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ

آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده هر ديدنى و ناديدنى منزه است خدا

مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ سُبْحانَ اللّهِ الَّذى عِنْدَهُ

به مقدار كلمات نامنتهايش منزه است خدا پروردگار جهانيان منزه است خدائى كه نزد او است

مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَيَعْلَمُ ما فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَما تَسْقُطُ

كليدهاى غيب و نمى داند آنها را جز او و مى داند هر چه در خشكى و دريا است و نيفتد

مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فى ظُلُماتِ الاْرْضِ وَلا رَطْبٍ وَلا

برگى از درخت جز آنكه بداند آنرا و نيست دانه اى در تاريكيهاى زمين و نه تر و نه

يابِسٍ اِلاّ فى كِتابٍ مُبينٍ (7) سُبْحانَ اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ

خشكى جز اينكه در نامه اى روشن است (7) منزه است خدا پديد آرنده هر دم زنى منزه است

اللّهِ الْمُصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ

خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده هر موجود جفت همگى منزه است خدا مقرر دارنده

الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ

تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه و هسته منزه است خدا

خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ

آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده هر ديدنى و هر ناديدنى منزه است خدا

مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ سُبْحانَ اللّهِ الَّذى لا

به مقدار كلمات نامتناهيش منزه است خدا پروردگار جهانيان منزه است خدائى كه

يُحْصى مِدْحَتَهُ الْقاَّئِلُونَ وَلا يَجْزى بِالاَّئِهِ الشّ اكِرُونَ الْع ابِدُونَ

شماره نتوانند كرد مدحش را گويندگان و پاداش ندهند نعمتهايش را سپاسگزاران پرستش كننده

وَهُوَ كَما قالَ وَفَوْقَ ما نَقُولُ وَاللّهُ سُبْحانَهُ كَما اَثْنى عَلى نَفْسِهِ وَلا

و او چنانست كه گفته و برتر از آنست كه ما گوئيم و خداى سبحان چنان است كه خودش خويشتن را ستوده و

يُحيطُونَ بِشَىْءٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِما شاَّءَوَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ

رسائى ندارند به چيزى از دانشش جز بدانچه خود او خواهد قلمرو او آسمانها

وَالاْرْضَ وَلا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَهُوَ الْعَلِىُّ الْعَظيمُ (8) سُبْحانَ اللّهِ

و زمين را فراگرفته و سنگينى نمى كند بر او نگهداشتن آن دو و او والا و بزرگ است (8) منزه است خدا

بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها

پديدآرنده هر دم زنى منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده هر جفت همگى

سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ

منزه است خدا مقرر دارنده تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه

وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما

و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده هر ديدنى و هر

لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ناديدنى منزه است خدا به مقدار كلماتش منزه است خدا پروردگار جهانيان

سُبْحانَ اللّهِ الَّذى يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِى الاْرْضِ وَما يَخْرُجُ مِنْها وَما

منزه است آن خدائى كه مى داند آنچه فرو رود در زمين و آنچه بيرون آيد از آن و آنچه

يَنْزِلُ مِنَ السَّماَّءِ وَما يَعْرُجُ فيها وَلا يَشْغَلُهُ ما يَلِجُ فِى الاْرْضِ

فرو ريزد از آسمان و آنچه بالا رود در آن و سرگرمش نكند آنچه فرو رود در زمين

وَمايَخْرُجُ مِنْها عَمّا يَنْزِلُ مِنَ السَّماَّءِ وَما يَعْرُجُ فيها وَلا يَشْغَلُهُ ما

و آنچه بيرون آيد از آن از آنچه فرود آيد از آسمان و آنچه بالا رود در آن و سرگرمش نكند آنچه

يَنْزِلُ مِنَ السَّماَّءِ وَما يَعْرُجُ فيها عَمّا يَلِجُ فِى الاْرْضِ وَما يَخْرُجُ

فرود آيد از آسمان و آنچه بالا رود در آن از آنچه فرو رود در زمين و آنچه بيرون آيد از آن

مِنْها وَلا يَشْغَلُهُ عِلْمُ شَىْءٍ عَنْ عِلْمِ شَىْءٍ وَلا يَشْغَلُهُ خَلْقُ شَىْءٍ عَنْ

و سرگرمش نكند علم به چيزى از علم به چيز ديگر و سرگرمش نكند آفريدن چيزى از

خَلْقِ شَىْءٍ وَلا حِفْظُ شَىْءٍ عَنْ حِفْظِ شَىْءٍ وَلا يُساويهِ شَىْءٌ وَلا

آفريدن چيز ديگر و نه نگهدارى چيزى از نگهدارى چيز ديگر و چيزى با او مساوى نيست و چيزى

يَعْدِلُهُ شَىْءٌ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (9) سُبْحانَ اللّهِ

معادل او نيست و چيزى مانند او نيست و او شنوا و بينا است (9) منزه است خدا

بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ كُلِّها

پديد آرنده هر دم زن منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده هر موجود جفت

سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ

منزه است خدا مقرّر دارنده تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه

وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما

و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده هر ديدنى و هر

لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ناديدنى منزه است خدا به مقدار كلمات نامتناهيش منزه است خدا پروردگار جهانيان

سُبْحانَ اللّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالاْرْضِ جاعِلِ الْمَلاَّئِكَةِ رُسُلاً

منزه است خدا خالق آسمانها و زمين آنكه فرشتگان را فرستادگانى مقرر فرمود

اُولى اَجْنِحَةٍ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ يَزيدُ فِى الْخَلْقِ ما يَشاَّءُ اِنَّ اللّهَ

كه آنها داراى بالهايند دوتا دوتا و سه تا سه تا و چهارتا چهارتا و بيفزايد در خلقت هر چه بخواهد و براستى خدا

عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ ما يَفْتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَما

بر هر چيز توانا است هر رحمتى را كه خدا گشايد كسى بستن آن نتواند و هر چه را

يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (10) سُبْحانَ

خدا بندد پس از او كسى آنرا نگشايد و او است نيرومند فرزانه (10) منزه است

اللّهِ بارِئِ النَّسَمِ سُبْحانَ اللّهِ الُمصَوِّرِ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ الاْزْواجِ

خدا آفريننده هر دم زن منزه است خداى صورت بخش منزه است خدا آفريننده هر موجود جفت

كُلِّها سُبْحانَ اللّهِ جاعِلِ الظُّلُماتِ وَالنُّورِ سُبْحانَ اللّهِ فالِقِ الْحَبِّ

همگى منزه است خدا مقرر دارنده تاريكيها و روشنى منزه است خدا شكافنده دانه

وَالنَّوى سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ كُلِّشَى ءٍ سُبْحانَ اللّهِ خالِقِ ما يُرى وَما

و هسته منزه است خدا آفريننده هر چيز منزه است خدا آفريننده ديدنيها و

لا يُرى سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ناديدنيها منزه است خدا به مقدار كلمات نامنتهايش منزه است خدا پروردگار جهانيان

سُبْحانَ اللّهِ الَّذى يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَما فِى الاْرْضِ ما يَكوُنُ

منزه است خدائى كه مى داند آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است ، نباشد

مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَلا

گفتگوى سرّى و رازگوئى سه نفرى جز اينكه او چهارمين آنها است و نه پنج نفرى جز اينكه او ششمين آنها است و نه

اَدْنى مِنْ ذلِكَ وَلا اَكْثَرَ اِلاّ هُوَ مَعَهُمْ اَيْنَما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا

كمتر از اين و نه بيشتر از اين جز اينكه او با آنها است هر كجا كه باشند سپس آگاهشان كند

يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليمٌ

در روز قيامت بدانچه كرده اند براستى خدا بهر چيز دانا است

 

 

صلوات هر روز ماه رمضان

ü فهرست

سوّم نيز فرموده اند مى خوانى اين صلوات را در هر روز ماه رمضان

اِنَّ اللّهَ وَمَلاَّئِكَتَةُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ يا اَيُّهَا الَّذينَ

همانا خدا و فرشتگانش درود فرستند بر پيامبر اى كسانى كه

آمَنُوا صَلّوُا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْليماً لَبَّيْكَ يا رَبِّ وَسَعْدَيْكَ

ايمان آورده ايد شما هم درود فرستيد بر او و سلام كنيد سلام كامل ، پروردگارا من هم دستورت را اجابت كردم و پى درپى

وَسُبْحانَكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَبارِكَ عَلى مُحَمَّدٍ

از تو سعادت مى خواهم و منزهى تو خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بركت ده بر محمد

وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَآلِ اِبْراهيمَ اِنَّكَ

و آل محمد چنانچه درود فرستادى و بركت دادى بر ابراهيم و آل ابراهيم براستى

حَميدٌ مَجيدٌ اَللّهُمَّ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ كَما رَحِمْتَ اِبْراهيمَ

تو ستوده و بزرگوارى خدايا مهرورز بر محمد و آل محمد چنانچه مهر ورزيدى بر ابراهيم

وآلَ اِبْراهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ اَللّهُمَّ سَلِّمْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

و آل ابراهيم براستى تو ستوده و بزرگوارى خدايا تحيت و سلام فرست بر محمد و آل محمد

كَما سَلَّمْتَ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمينَ اَللّهُمَّ امْنُنْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

چنانچه تحيت فرستادى بر حضرت نوح در ميان جهانيان خدايا نعمت بخش بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ كَما مَنَنْتَ عَلى مُوسى وَهرُونَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

محمد چنانچه نعمت بخشيدى بر موسى و هارون خدايا درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ كَما شَرَّفْتَنا بِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما

محمد چنانچه ما را بدو شرافت دادى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه ما را

هَدَيْتَنا بِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً

بدو راهنمايى كردى خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و به مقام ستوده اى برانگيزانش

يَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلوُنَ وَالاْ خِرُونَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما طَلَعَتْ

كه اولين و آخرين بر او غبطه خورند، بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه برآيد

شَمْسٌ اَوْ غَرَبَتْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما طَرَفَتْ عَيْنٌ اَوْ

خورشيد يا غروب كند بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه پلك چشمى بهم خورد يا

بَرَقَتْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ السَّلامُ كُلَّما ذُكِرَ السَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ

برقى زند، بر محمد و آلش سلام باد هر زمان كه ذكر سلامى شود، بر محمد و آلش سلام باد

السَّلامُ كُلَّما سَبَّحَ اللّهَ مَلَكٌ اَوْ قَدَّسَهُ السَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى

هر زمان كه تسبيح خدا كند فرشته اى يا تقديسش كند سلام بر محمد و آلش در ميان

الاْوَّلينَ وَالسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاْ خِرينَ وَالسَّلامُ عَلى

اولين و سلام بر محمد و آلش در آخرين و سلام بر

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الدُّنْيا وَالا خِرَةِ اَللّهُمَّ رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ وَرَبَّ

محمد و آلش در دنيا و آخرت خدايا اى پروردگار شهر محترم مكه و پروردگار

الرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَرَبَّ الْحِلِّ وَالْحَرامِ اَبْلِغْ مُحَمَّداً نَبيَّكَ عَنَّا السَّلامَ

ركن و مقام و پروردگار حل و حرم از ما به محمد پيامبرت سلام برسان

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً مِنَ الْبَهاَّءِ وَالنَّضْرَةِ وَالسُّرُورِ وَالْكَرامَةِ

خدايا عطا كن به محمد از جلوه و درخشندگى و شادى و بزرگوارى و خوش حالى

وَالْغِبْطَةِ وَالْوَسيلَةِ وَالْمَنْزِلَةِ وَالْمَقامِ وَالشَّرَفِ وَالرِّفْعَةِ وَالشَّفاعَةِ

و وسيله و منزلت و مقام و شرافت و بلندى مقام و شفاعت

عِنْدَكَ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَفْضَلَ ما تُعْطى اَحَداً مِنْ خَلْقِكَ وَاَعْطِ مُحَمَّداً

نزد تو در روز رستاخيز بهترين چيزى را كه عطا كنى به يكى از خلق خود و عطا كن به محمد

فَوْقَ ما تُعْطِى الْخَلاَّئِقَ مِنَ الْخَيْرِ اَضْع افاً كَثيرَةً لا يُحْصيها غَيْرُكَ

بالاترين خيرى را كه به خلايق عطا مى كنى به چندين برابر كه شماره اش نتواند كسى جز تو

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَطْيَبَ وَاَطْهَرَ وَاَزْكى وَاَنْمى

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد پاكترين و پاكيزه ترين و نيكوترين و فزاينده ترين

وَاَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَعَلى اَحَدٍ مِنْ

و بهترين درودى كه بر يكى از اولين و آخرين و بطور كلى بر يكى از

خَلْقِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ

خلق خود فرستى اى مهربانترين مهربانان خدايا درود فرست بر على عليه السلام اميرمؤ منان

وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ

و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر آنكس كه در ريختن

فى دَمِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ نَبيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَآلِهِ

خونش شركت كرد خدايا درود فرست بر فاطمه دختر پيامبرت محمد بر او و آلش

السَّلامُ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ فيها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلىَ الْحَسَنِ

سلام باد و لعنت كن كسى كه پيامبرت را در مورد دخترش آزرده كرد خدايا درود فرست بر حسن

وَالْحُسَيْنِ اِمامَىِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُما وَعادِ مَنْ عاداهُما

و حسين دو پيشواى مسلمانان و دوست بدار هر كه دوستشان داردو دشمن دار هر كه دشمنشان دارد

وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دِمائِهِما اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و دو چندان كن عذابت را برهركس كه در ريختن خونشان شركت كرد خدايا درود فرست بر

عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ

على بن الحسين پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد

وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِي

و دو چندان كن عذابت را بر هر كه به او ستم كرد خدايا درود فرست بر محمد بن على

اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ

پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را

عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اِمامِ الْمُسْلِمينَ

بر هر كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر جعفر بن محمد پيشواى مسلمانان

وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ

و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كه به او ستم كرد

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ

خدايا درود فرست بر موسى بن جعفر پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد

وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دَمِهِ اَللّهُمَّ

و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه در ريختن خونش شركت كرد خدايا

صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسى اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ

درود فرست بر على بن موسى پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار

عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ شَرِكَ فى دَمِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه در ريختن خونش شركت كرد خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ

محمد بن على پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد

وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ

و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر على بن محمد

اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ

پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را

عَلى مَنْ ظَلَمَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِي اِمامِ الْمُسْلِمينَ

بر هر كس كه بدو ستم كرد خدايا درود فرست بر حسن بن على پيشواى مسلمانان

وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَضاعِفِ الْعَذابَ عَلى مَنْ ظَلَمَهُ

و دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و دو چندان كن عذابت را بر هر كس كه بدو ستم كرده

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ اِمامِ الْمُسْلِمينَ وَوالِ مَنْ والاهُ

خدايا درود فرست بر يادگار پس از او پيشواى مسلمانان و دوست دار هر كه دوستش دارد

وَعادِ مَنْ عاداهُ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْقاسِمِ وَالطّاهِرِ

و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و در فرجش شتاب فرما خدايا درود فرست بر قاسم و طاهر

اِبْنَىْ نَبِيِّكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى رُقَيَّةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ

پسران پيامبرت خدايا درود فرست بر رقيه دختر پيامبرت و لعنت كن بر آن كس كه پيامبرت را در مورد او

فيها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى اُمِّ كُلْثُومَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَالْعَنْ مَنْ آذى نَبِيَّكَ فيها

آزرد خدايا درود فرست بر ام كلثوم دختر پيامبرت و لعنت كن كسى را كه پيامبرت را در مورد او آزرد

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ اَللّهُمَّ اخْلُفْ نَبِيَّكَ فى اَهْلِ بَيْتِهِ

خدايا درود فرست بر فرزندان پيغمبرت خدايا بجاى پيامبرت سرپرستى خاندانش را به عهده گير

اَللّهُمَّ مَكِّنْ لَهُمْ فِى الاْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِنْ عَدَدِهِمْ وَمَدَدِهِمْ

خدايا پابرجا كن حكومتشان را در زمين خدايا ما را در زمره عدّه و كمك كاران و ياران

وَاَنْصارِهِمْ عَلىَ الْحَقِّ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ اَللّهُمَّ اطْلُبْ بِذَحْلِهِمْ

آنها برحق قرارمان ده چه در پنهانى و چه آشكارا خدايا بِسِتان انتقام

وَوِتْرِهِمْ وَدِماَّئِهِمْ وَكُفَّ عَنّا وَعَنْهُمْ وَعَنْ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ بَاْسَ

و قصاص و خونشان را و باز دار از ما و از ايشان و از هر مرد مؤ من و زن با ايمانى شر

كُلِّ باغٍ وَطاغٍ وَكُلِّ داَّبَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّكَ اَشَدُّ بَاْساً وَاَشَدُّ تَنْكيلاً

هر ستمگر و سركش و هر جانورى را كه مهارش بدست تو است زيرا تو در سخت گيرى از همه سخت تر ومجازات عقوبتت از همه شديدتر است

سيد بن طاوس فرموده و مى گویى :

يا عُدَّتى فى كُرْبَتى وَيا صاحِبى

اى ذخيره ام در حال غمزدگى و اى همدمم

فى شِدَّتى وَيا وَلِيّى فى نِعْمَتى وَيا غايَتى فى رَغْبَتى اَنْتَ السّاتِرُ

در سختى و اى سرپرستم در نعمت و اى منتهاى شوق و رغبت من توئى پوشاننده

عَوْرَتى وَالْمُؤْمِنُ رَوْعَتى وَالْمُقيلُ عَثْرَتى فَاغْفِرْ لى خَطيَّئَتى يا

زشتيم و امان بخش ترس و بيمم و ناديده گير لغزشم بيامرز خطاى مرا اى

اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و مى گوئى اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ لِهَمٍّ لا يُفَرِّجُهُ غَيْرُكَ

مهربانترين مهربانان     * * *    خدايا تو را بخوانم در مورد اندوهى كه برطرفش نكند كسى جز تو

وَلِرَحْمَةٍ لا تُنالُ اِلاّ بِكَ وَلِكَرْبٍ لا يَكْشِفُهُ اِلاّ اَنْتَ وَلِرَغْبَةٍ لا تُبْلَغُ

و در مورد رحمتى كه نرسد جز بوسيله تو و براى گرفتگى كه برطرفش نكند جز تو و در مورد شوقى كه بدان نتوان رسيد

اِلاّ بِكَ وَلِحاجَةٍ لا يَقْضيها اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ فَكَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ ما

جز به توفيق تو و در مورد حاجتى كه كسى آن را برنياورد جز تو خدايا هم چنانكه شاءن تو بود كه به من

اَذِنْتَ لى بِهِ مِنْ مَسْئَلَتِكَ وَرَحِمْتَنى بِهِ مِنْ ذِكْرِكَ فَلْيَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ

اجازه فرمودى از تو درخواست كنم و بوسيله يادآوريت به من مهر ورزيدى پس اى آقاى من از شاءن تو

سَيِّدِى الاِْجابَةُ لى فيما دَعَوْتُكَ وَعَواَّئِدُ الاِْفْضالِ فيما رَجَوْتُكَ

بايد چنين باشد كه در آنچه تو را خواندم اجابتم فرمائى و در آنچه اميد به تو دارم عايدات فزون بخشى باشد

وَالنَّجاةُ مِمّا فَزِعْتُ اِلَيْكَ فيهِ فَاِنْ لَمْ اَكُنْ اَهْلا اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَاِنَّ

و نجاتم دهى از آنچه درباره اش به تو پناه آوردم و اگر من شايستگى ندارم كه به رحمت و

رَحْمَتَكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَتَسَعَنى وَاِنْ لَمْ اَكُنْ لِلاِْجابَةِ اَهْلا فَاَنْتَ

مهر تو برسم مسلماً رحمت تو شايسته است كه به من برسد و مرا فراگيرد و اگر من شايستگى اجابت دعا را ندارم

اَهْلُ الْفَضْلِ وَرَحْمَتُكَ وَسِعَتْ كُلَّشَىْءٍ فَلْتَسَعْنى رَحْمَتُكَ يا اِلهى

ولى تو اهل فضلى و رحمتت همه چيز را شامل گردد پس بايد مرا هم شامل شود اى خداى من

يا كَريمُ اَسْئَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ

اى خداى كريم از تو خواهم به حق ذات بزرگوارت كه درود فرستى بر محمد و خاندانش

وَاَنْ تُفَرِّجَ هَمّى وَتَكْشِفَ كَرْبى وَغَمّى وَتَرْحَمَنى بِرَحْمَتِكَ

و اينكه اندوه دلم را بگشائى و گرفتارى و غصه ام را برطرف كنى و به رحمت خود به من رحم كنى

وَتَرْزُقَنى مِنْ فَضْلِكَ اِنَّكَ سَميعُالدُّعاَّءِ قَريبٌ مُجيبٌ

و از فضل خود روزيم گردانى كه براستى تو شنواى دعائى و نزديك و پاسخ دهنده هستى

چهارم و نيز شيخ و سيّد فرموده اند در هر روز بخوان :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ بِاَفْضَلِهِ وَكُلُّ

خدايا از تو خواهم از فضلت از برترين آن و همه

فَضْلِكَ فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِفَضْلِكَ كُلِّه اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

فضل تو برتر است خدايا از تو خواهم به حق فضل تو همگى خدايا از تو خواهم از

رِزْقِكَ بِاَعَمِّهِ وَكُلُّ رِزْقِكَ عاَّمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرِزْقِكَ كُلِّهِ

روزيت از عمومى ترين آنها (كه شامل همه مى شود) گرچه تمام روزى تو عمومى است خدايا از تو خواهم به همه اقسام روزيت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَطاَّئِكَ بِاَهْنَاءِهِ وَكُلُّ عَطاَّئِكَ هَنى ءٌ اَللّهُمَّ

خدايا از تو خواهم از عطايت از گواراترين عطاها با اينكه همه انواع عطاى تو گوارا است خدايا

اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَطاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِكَ بِاَعْجَلِهِ وَكُلُّ

از تو خواهم به همه اقسام عطاى تو خدايا از تو خواهم از خير و نيكيت به زود رس ترين آنها در صورتى كه تمام

خَيْرِكَ عاجِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِخَيْرِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ

نيكيهايت زودرس است خدايا از تو خواهم به همه انواع نيكيت خدايا از تو خواهم

اِحْسانِكَ بِاَحْسَنِهِ وَكُلُّ اِحْسانِكَ حَسَنٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

بهترين احسانت و همه احسان تو نيكو است خدايا از تو خواهم

بِاِحْسانِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى بِهِ حينَ اَسْئَلُكَ

تمام انواع احسانت را خدايا از تو خواهم بدانچه اجابتم كنى هنگامى كه از تو خواهم

فَاَجِبْنى يا اَللّهُ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُرْتَضى

پس اجابتم كن اى خدا و درود فرست بر محمد بنده پسنديده ات

وَرسُولِكَ الْمُصْطَفى وَاَمينِكَ وَنَجِيِّكَ دُونَ خَلْقِكَ وَنَجيبِكَ مِنْ

و فرستاده برگزيده ات و امين بر وحيت و محرم رازت از ميان خلق و نيك گوهرت از

عِبادِكَ وَنَبِيِّكَ بِالصِّدْقِ وَحَبيبِكَ وَصَلِّ عَلى رَسُولِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنَ

بندگان تو و پيامبرت براستى و دوستت و دورد فرست بر رسول و برگزيده ات از

الْعالَمينَ الْبَشيرِ النَّذيرِ السِّراجِ الْمُنيرِ وَعلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاْبْرارِ

جهانيان نويد دهنده و ترساننده آن چراغ تابناك و بر خاندان نيكو

الطّاهِرينَ وَعَلى مَلاَّئِكَتِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَحَجَبْتَهُمْ

و پاكيزه اش و بر فرشتگانت كه خالص گرداندى آنها را براى خويش و آنها را از خلق خود مستور

عَنْ خَلْقِكَ وَعَلى اَنْبِياَّئِكَ الَّذينَ يُنْبِئُونَ عَنْكَ بِالصِّدْقِ وَعَلى

داشتى و بر پيامبرانت كه از تو براستى خبر دهند و بر

رُسُلِكَ الَّذينَ خَصَصْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَفَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمينَ

رسولانت كه به وحى خويش مخصوصشان داشتى و بوسيله رسالتهاى خويش بر جهانيان برتريشان

بِرِسالاتِكَ وَعَلى عِبادِكَ الصّالِحينَ الَّذينَ اَدْخَلْتَهُمْ فى رَحْمَتِكَ

دادى و بر بندگان شايسته ات كه داخلشان كردى در رحمتت آن

الاْئِمَّةِ الْمُهْتَدينَ الرّاشِدينَ وَاَوْلِياَّئِكَ الْمُطَهَّرينَ وَعَلى جَبْرَئيلَ

پيشوايان راهنمائى شده و رهبر و دوستان پاكيزه ات و بر جبرئيل

وَميكاَّئيلَ وَاِسْرافيلَ وَمَلَكِ الْمَوْتِ وَعَلى رِضْوانَ خازِنِ الْجِنانِ

و ميكائل و اسرافيل و فرشته مرگ و بر ((رضوان )) خزينه دار بهشت

وَعَلى مالِكٍ خازِنِ النّارِ وَرُوحِ الْقُدُسِ وَالرُّوحِ الاْمينِ وَحَمَلَةِ

و بر ((مالك )) خزينه دار دوزخ و روح القدس و روح الامين و حاملين

عَرْشِكَ الْمُقَرَّبينَ وَعَلى الْمَلَكَيْنِ الْحافِظَيْنِ عَلَىَّ بِالصَّلاةِ الَّتى

مقرب عرش تو و بر دو فرشته نگهبان من درودى كه

تُحِبُّ اَنْ يُصَلِّىَ بِها عَلَيْهِمْ اَهْلُ السَّماواتِ وَاَهْلُ الاْرَضينَ صَلوةً

دوست دارى كه درود فرستند بدان آسمانيان و زمينيان بر ايشان درودى

طَيِّبَةً كَثيرةً مُبارَكَةً زاكِيَةً نامِيَةً ظاهِرَةً باطِنَةً شَريفَةً فاضِلَةً تُبَيِّنُ

پاك و بسيار و مبارك و پاكيزه و فزاينده و آشكار و پنهان و شريف و برترى كه آشكار سازى

بِها فَضْلَهُمْ عَلَى الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ اَللّهُمَّ وَاَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسيلَةَ

بدان درود برترى ايشان را بر اولين و آخرين خدايا و عطا كن به محمد وسيله

وَالشَّرَفَ وَالْفَضيلَةَ وَاجْزِهِ خَيْرَ ما جَزَيْتَ نَبِيّاً عَنْ اُمَّتِهِ اَللّهُمَّ

و شرف و فضيلت را و پاداشش بده به بهتر چيزى كه پاداش دهى پيمبرى را از امتش خدايا

وَاَعْطِ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَعَ كُلِّ زُلْفَةٍ زُلْفَةً وَمَعَ كُلِّ

و عطا كن به محمد صلى الله عليه و آله با هر مقام و رتبه اى مقام و رتبه اى ديگر و با هر

وَسيلَةٍ وَسيلَةً وَمَعَ كُلِّ فَضيلَةٍ فَضيلَةً وَمَعَ كُلِّ شَرَفٍ شَرَفاً تُعْطى

وسيله اى وسيله اى ديگر و با هر فضيلتى فضيلتى ديگر و با هر شرافتى شرافتى ديگر بدهى

مُحَمَّداً وَ الَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَفْضَلَ ما اَعْطَيْتَ اَحَداً مِنَ الاْوَّلينَ

به محمد و آلش در روز قيامت بهترين چيزى كه عطا كنى به احدى از اولين

وَالاْخِرينَ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَدْنَى

و آخرين خدايا و قرار ده محمد صلى الله عليه و آله را نزديكترين

الْمُرْسَلينَ مِنْكَ مَجْلِساً وَاَفْسَحَهُمْ فِى الْجَنَّةِ عِنْدَكَ مَنْزِلاً وَاَقْرَبَهُمْ

رسولان بخود در مجلس و منزلش را در بهشت وسيع ترين منازل در پيش خود گردان و نزديكترين

اِلَيْكَ وَسيلَةً وَاجْعَلْهُ اَوَّلَ شافِعٍ وَاَوَّلَ مُشَفَّعٍ وَاَوَّلَ قاَّئِلٍ وَاَنْجَحَ

افراد از نظر وسيله در نزد خود و قرارش ده نخستين شفيع و هم نخستين كسى كه شفاعتش پذيرفته است و نخستين

سائِلٍ وَابْعَثْهُ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ الَّذى يَغْبِطُهُ بِهِ الاْوَّلُونَ وَالاْ خِرُونَ

گوينده و حاجت رواترين خواهنده و برانگيزش به مقامى شايسته كه غبطه برند به او اولين و آخرين

يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَاَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ

اى مهربانترين مهربانان و از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و اينكه

تَسْمَعَ صَوْتى وَتُجيبَ دَعْوَتى وَتَجاوَزَ عَنْ خَطيَّئَتى وَتَصْفَحَ عَنْ

صدايم بشنوى و دعايم را اجابت كنى و از خطايم بگذرى و از ستمم چشم پوشى

ظُلْمى وَتُنْجِحَ طَلِبَتى وَتَقْضِىَ حاجَتى وَتُنْجِزَ لى ما وَعَدْتَنى

كنى و حاجت روايم كنى و خواسته ام بدهى و بدانچه وعده ام كرده اى وفا كنى

وَتُقيلَ عَثْرَتى وَتَغْفِرَ ذُنُوبى وَتَعْفُوَ عَنْ جُرْمى وَتُقْبِلَ عَلَىَّ

و لغزشم را ناديده گيرى و گناهم را بيامرزى و از جرمم بگذرى و به من رو كنى

وَلاتُعْرِضَ عَنّى وَتَرْحَمَنى وَلا تُعَذِّبَنى وَتُعافِيَنى وَلا تَبْتَلِيَنى

و رو از من نگردانى و به من رحم كنى و عذابم نكنى و تندرستم كنى و مبتلايم نسازى

وَتَرْزُقَنى مِنَ الرِّزْقِ اَطْيَبَهُ وَاَوْسَعَهُ وَلا تَحْرِمَنى يا رَبِّ وَاقْضِ

و روزيم ده از پاك ترين و فراخ ‌ترين روزيها و محرومم نكنى اى پروردگار و قرضم

عَنّى دَيْنى وَضَعْ عَنّى وِزْرى وَلا تُحَمِّلْنى ما لا طاقَةَ لى بِهِ

را اداء كنى و بار گناهم را از دوشم بردارى و بارى بر دوشم ننهى كه طاقتش را ندارم

يامَوْلاىَ وَاَدْخِلْنى فى كُلِّ خَيْرٍ اَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ

اى سرور من و داخل گردانى مرا در هر خيرى كه داخل كردى در آن محمد و آل محمد را

وَاَخْرِجْنى مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ

و بيرونم آورى از هر بدى (و شرى ) كه برون آوردى از آن محمد و آل محمد را كه درودهاى تو

عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ

بر او و بر ايشان باد و سلام بر او و بر ايشان و رحمت خدا و بركاتش

پس سه مرتبه بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى

خدايا تو را خوانم چنانكه دستورم دادى پس به اجابت رسان دعايم را چنانچه وعده ام فرمودى

پس بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ مَعَ حاجَةٍ بى اِلَيْهِ عَظيمَةٍ

خدايا از تو خواهم اندكى از بسيار با نياز بس بزرگى كه من بدان دارم

وَغِناكَ عَنْهُ قَديمٌ وَهُوَ عِنْدى كَثيرٌ وَهُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ فَامْنُنْ

ولى تو از قديم بى نياز بدان بوده اى و آن حاجت پيش من بسيار ولى براى تو سهل و آسان است پس

عَلَىَّ بِهِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ

بر من بدان حاجت منت نه كه تو بر هر چيز توانايى اجابت كن اى پروردگار جهانيان

پنجم خواندن اين دعا است :

اَللّهُمَّ اِنِّى اَدْعُوكَ كَما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى كَما وَعَدْتَنى

خدايا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس دعايم را به اجابت رسان چنانچه وعده ام كردى

وچون طولانى است بجهت اختصار آنرا ذكر نكرديم هر كه طالب است به اقبال يا زادالمعاد رجوع كند ششم شيخ مفيد دركتاب مُقنعه روايت كرده از ثِقِه جليل علىّ بن مهزيار از حضرت امام محمّد تقى عليه السلام كه مستحب است آنكه بسيار بگوئى در هر وقت از شب و روز ماه رمضان از اوّل ماه تا آخر :

يا ذَاالَّذى كانَ قَبْلَ كُلِّشَىْءٍ ثُمَّ خَلَقَ كُلَّشَىْءٍ ثُمَّ يَبْقى

اى كه بوده اى پيش از هر چيز و آفريد هر چيز را و سپس تنها او باقى ماند

وَيَفْنى كُلُّشَىْءٍ يا ذَا الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَى ءٌ وَيا ذَاالَّذى لَيْسَ فِى

و هر چه هست فانى شود اى كه نيست مانندش چيزى اى كه معبودى جز او در

السَّماواتِ الْعُلى وَلا فِى الاْرَضينَ السُفْلى وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحْتَهُنَّ

آسمانهاى بالا و نه در زمينهاى پائين و نه فوق آنها و نه زير آنها

وَلا بَيْنَهُنَّ اِلهٌ يُعْبَدُ غَيْرُهُ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا يَقْوى عَلى اِحْصاَّئِهِ

و نه در مابين آنها نيست خاص تو است ستايش آن ستايشى كه توانائى ندارد بر شماره اش

اِلاّ اَنْتَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمِّدٍ صَلوةً لا يَقْوى عَلى

كسى جز تو درود فرست بر محمد و آل محمد درودى كه توانائى نداشته باشد بر

اِحْصاَّئِها اِلاّاَنْتَ

شماره اش كسى جز تو

هفتم شيخ كفعمى در بلدالا مين ومصباح از اختيار سيّدبن باقى نقل كرده كه هر كه بخواند اين دعا را در هر روز ماه رمضان بيامرزد حقّ تعالى گناهان چهل ساله
او را :

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ

خدايا اى پروردگار ماه رمضانى كه فرود آوردى در آن قرآن را و واجب كردى

عَلى عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى هذَا الْعامِ

بر بندگانت در اين ماه روزه را روزى من كن حج خانه محترمت (كعبه ) را در اين سال

وَفى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا

و در هر سال و بيامرز برايم گناهان بزرگ را كه براستى نيامرزد آنها را كسى جز تو اى

ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ

صاحب جلالت و بزرگوارى

هشتم در هر روز صدمرتبه اين ذكر رابگويد كه محدّث فيض در خلاصة الا ذكار ذكر فرموده :

سُبْحانَ الضّآرِّ النّافِعِ سُبْحانَ الْقاضى بالْحَقِّ

منزه است خداى زيان رسان و سودرسان منزه است خداى داور بر حق

سُبْحانَ الْعَلِىِّ الاْعْلى سُبْحانَهُ وَبِحَمْدِهِ سُبْحانَهُ وَتَعالى

منزه است خداى والاى برتر منزه است او و به حمد او مشغولم منزه است او و برتر

نهم شيخ مفيد در مُقنعه فرموده و از سُنَنِ ماه رمضان صلوات فرستادن بر رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله است در هر روز صد مرتبه و اگر زيادتر فرستاد افضل است .

 

 

دعا و اعمال شب اول ماه رمضان

ü فهرست

شب اول در آن چند عمل است :
اوّل آنكه طلب هلال كند و بعضى استهلال اين ماه را واجب دانسته اند
دوّم چون رؤ يت هلال كرد اشاره به هلال نكند بلكه رو به قبله كند و دستها را به آسمان بلند كند و خطاب كند هلال را و بگويد:

رَبّى وَرَبُّكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَيْنا بِالاْمْنِ

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانيان است خدايا اين ماه را بر ما نو كن با امنيت

وَالاِْيمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ وَالْمُسارَعَةِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى

و ايمان و سلامتى و اسلام و پيشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خوشنود شوى

اَللّهُمَّ بارِكَ لَنا فى شَهْرِنا هذا وَارْزُقْنا خَيْرَهُ وَعَوْنَهُ وَاصْرِفْ عَنّا

خدايا بركت ده به ما در اين ماه و خير و خوبى و كمك آن را روزى ما كن و بگردان از ما

ضُرَّهُ وَشَرَّهُ وَبَلاَّئَهُ وَفِتْنَتَهُ

زيان اين ماه و شر و بلا و فتنه اش را

و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون رؤيت مى كرد هلال ما رمضان را روى شريف را به جانب قبله مى فرمود و مى گفت :

اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَيْنا بِالاْمْنِ والاِْيمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ وَالْعافِيَةِ الْمُجَلَّلَةِ وَدِفاعِ

خدايا اين ماه را بر ما نو كن به امنيت و ايمان و تندرستى و اسلام و عافيت كامل و دفاع از

الاْسْقامِ وَالْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ وَالصِّيامِ وَالْقِيامِ وَتِلاوَةِ الْقُرانِ

دردها و كمك بر نماز و روزه و شب زنده دارى و تلاوت قرآن

اَللّهُمَّ سَلِّمْنا لِشَهْرِ رَمَضانَ وَتَسَلَّمْهُ مِّنا وَسَلِّمْنا فيهِ حَتّى يَنْقَضِىَ

خدايا سالم كن ما را براى ماه رمضان و سالم از ما دريافتش كن و ما را در آن سالم بدار تا بگذرد

عَنّا شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدْ عَفَوْتَ عَنّا وَغَفَرْتَ لَنا وَرَحِمْتَنا

از ما ماه رمضان و تو از ما گذشته باشى و ما را آمرزيده و مورد مهر خويش قرار داده باشى

و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون رؤ يت هلال نمودى بگو:

اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ وَاَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرانَ هُدىً

خدايا ماه رمضان آمد و تو واجب كرده اى بر ما روزه اين ماه را و فرو فرستادى در آن قرآن را كه راهنماى

لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ

مردم است و حجتهائى از هدايت و تميز حق و باطل است خدايا كمك خده ما را بر روزه آن

وَتَقَبَّلْهُ مِنّا وَسَلِّمْنا فيهِ وَسَلِّمْنا مِنْهُ وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْرٍ مِنْكَ

و آن را از ما بپذير و سالم بدار ما را در اين ماه و از اين ماه و آن را نيز براى ما سالم گردان در آسانى

وَعافِيَةٍ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ

و تندرستى كه براستى تو بر هر چيز قادرى اى بخشاينده اى مهربان

سوّم بخواند دعاء چهل و سوّم صحيفه كامله را در وقت رؤيت هلال سيّد بن طاوس روايت كرده كه روزى حضرت امام زين العابدين عليه السلام در راهى مى گذشت كه نظركردبه هلال ماه رمضان پس آنحضرتايستاد و گفت :

اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ الدّائِبُ السَّريعُ الْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ

اى مخلوق فرمانبردار پيوسته (در حركت ) و شتابان و رفت و آمد كننده در منزلهاى

التَّقْديرِ الْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ

معيّن و گردش كننده در مدار تدبير ايمان دارم به آن خدائى كه تاريكيها

وَاَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ وجَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ وَعَلامَةً مِنْ

را به تو روشن كرد و راههاى ناپيدا و مبهم را به تو آشكار كرده و تو را نشانه اى از نشانه هاى فرمانروائيش و علامتى

عَلاماتِ سُلْطانِهِ فَحَدَّ بِكَ الزَّمانَ وَامْتَهَنَكَ بِالْكَمالِ وَالنُّقْصانِ

از علامات سلطنتش قرار داده و زمان را به تو محدود ساخت و تو را واداشت به كمال و نقصان

وَالطُّلُوعِ والاُْفُولِ وَالاِْنارَةِ وَالْكُسُوفِ فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ

و طلوع و غروب و پرتوافكنى و گرفتن و در تمام آنها تو در تحت فرمان او فرمانبردارى

وَاِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ سُبْحانَهُ ما اَعْجَبَ ما دَبَّرَ مِنْ اَمْرِكَ وَاَلْطَفَ ما

و بسوى اراده اش شتابان منزه است خدا كه چه شگفت انگيز تدبيرى در امر تو بكار برد و چه دقيق است

صَنَعَ فى شَاْنِكَ جَعَلَك مِفْتاحَ شَهْرٍ حادِثٍ لاِمْرٍ حادِثٍ فَاَسْئَلُ اللّهَ

صنعتى كه در كار تو انجام داده تو را كليد ماه نوى قرار داده براى كارى نو از خدا

رَبِّى وَرَبَّكَ وَخالِقى وَخالِقَكَ وَمُقَدِّرى وَمُقَدِّرَكَ وَمُصَوِّرى

پروردگار خود و پروردگار تو و آفريدگار خود و آفريدگار تو و تقدير كننده خود و تقديركننده تو و صورت بخش خود

وَمُصَوِّرَكَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ

و صورت گر تو خواهم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و قرار دهد تو را ماه

بَرَكةٍ لا تَمْحَقُهَا الاْيّامُ وَطَهارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الاْ ثامُ هِلالَ اَمْنٍ مِنَ

بركتى كه روزگار از بينَش نبرد و ماه پاكيزه اى كه آلوده اش نكند گناهان ماه امنيت از

الا فاتِ وَسَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئاتِ هِلالَ سَعْدٍ لا نَحْسَ فيهِ وَيُمْنٍ لا

آفات و سلامتى از بديها ماه خجسته و مسعودى كه نحسى در آن نباشد و ماه ميمونى كه

نَكَدَ مَعَهُ وَيُسْرٍ لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ وَخَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرُّ هِلالَ اَمْنٍ

ملالى با آن نباشد و ماه آسانى كه با دشوارى مخلوط نشود و ماه خيرى كه به شرّى آلوده نگردد ماه امنيت

وَايمانٍ وَنِعْمَةٍ وَاِحْسانٍ وَسَلامَةٍ وَاِسْلامٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

و ايمان و نعمت و احسان و سلامتى و اسلام خدايا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ وَاَزْكى مَنْ نَظَرَ اِلَيْهِ

و آل محمد و قرار ده ما را از خوشنودترين مردمى كه اين ماه بر او طلوع كرده و پاكيزه ترين كسانى كه بدان نگاه كرده

وَاَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ وَوَفِّقْنَا اللّهُمَّ فيهِ لِلطّاعَةِ وَالتَّوْبَةِ

و سعادتمندترين كسى كه پرستش تو را در آن كرده و موفق دار ما را خدايا در اين ماه به فرمانبردارى و توبه

وَاعْصِمْنا فيهِ مِنَ الاثامِ وَالْحَوبَةِ وَاَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ النِّعْمَةِ وَاَلْبِسْنا

و نگاهمان دار در آن از گناهان و خطا و الهام كن به ما در اين ماه شكر نعمتت را و بپوشان به ما

فيهِ جُنَنَ الْعافِيَةِ وَاَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ اِنَّكَ اَنْتَ

در اين ماه سپرهاى تندرستى و منّت خود را بوسيله انجام كامل اطاعتت بر ما تمام كن كه براستى توئى

الْمَنّانُ الْحَميدُ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ و الِهِ الطَيِّبينَ وَاجْعَلْ لَنا فيهِ

پر نمعت ستوده و درود خدا بر محمد و آل پاكش و مقرر دار براى ما در اين ماه

عَوناً مِنْكَ عَلى ما نَدَبْتَنا اِلَيْهِ مِنْ مُفْتَرَضِ طاعَتِكَ وَتَقَبَّلْها اِنَّكَ

كمكى از جانب خود براى انجام آنچه ما را بدان خواندى و طاعت واجب خود و بپذير آن را كه تو

الاْكْرَمُ مِنْ كُلِّ كَريمٍ وَالاْرْحَمُ مِنْ كُلِّ رَحيمٍ امينَ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ

كريم ترين همه كريمانى و مهربانتر از هر مهربانى آمين . . . . . . اى پروردگار جهانيان

چهارم مجامعت با حلال خود كند و اين از خصوصيّات اين ماه است والاّ در ماههاى ديگر جماع در شب اوّل مكروه است
پنجم غسل شب اوّل ماه كند و روايت شده كه هر كه در شب اوّل ماه رمضان غسل كند خارش بدن به او نرسد تا ماه رمضان آينده
ششم در نهر جارى غسل كند و سى كف آب بر سر بريزد تا با طهارت معنوى باشد تا ماه رمضان آينده
هفتم زيارت قبر امام حسين عليه السلام كند تا گناهانش ريخته شود و ثواب حجّاج و معتمرين آن سال را دريابد
هشتم از اين شب ابتدا كند به خواندن هزار ركعت نماز اين ماه به نحوى كه در آخر قسم دوّم ذكر شد
نهم دو ركعت نماز كند در اين شب در هر ركعت حمد و سوره انعام بخواند و سؤال كند كه حقّ تعالى كفايت كند او را و نگاه دارد او را از آنچه مى ترسد و از دردها
دهم بخواند دعاى اللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَكَ كه در شب آخر ماه شعبان گذشت

 

دعاى امام جواد عليه السلام بعد از نماز مغرب

ü فهرست

يازدهم بعد از نماز مغرب دستها را بلند كند و بخواند اين دعاء وارده از حضرت جواد عليه السلام را كه در اقبال است :

اَللّهُمَّ يا مَنْ يَمْلِكُ التَّدْبيرَ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ يا مَنْ

خدايا اى كه تدبير امور بدست او است و او بر هر چيز قادر است اى كه

يَعْلَمُ خائِنَةَ الاْعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ وَتُجِنُّ الضَّميرُ وَهُوَ

مى داند خيانت چشمها را و آنچه را سينه ها پنهان كنند و دلها در خويش مستور دارند و او است

اللَّطيفُ الْخَبيرُ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ نَوى فَعَمِلَ وَلاتَجْعَلْنا مِمَّنْ شَقِىَ

دقيق آگاه خدايا قرار ده ما را از كسانى كه نيت كنند و بدنبالش عمل كنند و قرارمان مده از كسانى كه بدبخت شده

فَكَسِلَ وَلا مِمَّنْ هُوَ عَلى غَيْرِ عَمَلٍ يَتَّكِلُ اَللّهُمَّ صَحِّحْ اَبْدانَنا مِنَ

و تنبلى كرد و نه از كسانى كه بر غير كار و كوشش اعتماد كنند خدايا سالم گردان بدنهامان را از

الْعِلَلِ وَاَعِنّا عَلى مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْنا مِنَ الْعَمَلِ حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا

بيماريها و كمكمان ده بر آنچه واجب كرده اى بر ما از عمل تا بگذرد از ما اين ماه تو در حاليكه

شَهْرُكَ هذا وَقَدْ اَدَّيْنا مَفْرُوضَكَ فيهِ عَلَيْنا اَللّهُمَّ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ

آنچه را بر ما واجب فرموده بودى انجام داده باشيم خدايا ما را بر روزه اين ماه كمك ده

وَوَفِّقْنا لِقِيامِهِ وَنَشِّطْنا فيهِ لِلصَّلاةِ وَلا تَحْجُبْنا مِنَ الْقِراَّئَةِ وَسَهِّلْ

و به شب زنده داريش موفقمان دار و براى خواندن نماز در اين ماه نشاطى بما بده و از قرائت قرآن محروممان مدار و آسان

لَنا فيهِ ايتاَّءَ الزَّكوةِ اَللّهُمَّ لا تُسَلِّطْ عَلَيْنا وَصَباً وَلا تَعَباً وَلا سَقَماً

گردان بر ما پرداختن زكوة را خدايا چيره مگردان بر ما خستگى و سستى و نه رنج و نه بيمارى

وَلا عَطَباً اَللّهُمَّ ارْزُقْنا الاِْفْطارَ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ اَللّهُمَّ سَهِّلْ لَنا

و نه هلاكت را خدايا روزى ما كن افطار كردن از روزى حلال خدايا سهل كن بر ما

فيهِ ما قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِكَ وَيَسِّرْ ما قَدَّرْتَهُ مِنْ اَمْرِكَ وَاجْعَلْهُ حَلالاً

در اين ماه آن سهمى را كه از روزيت نصيب ما كرده اى و آسان گردان آنچه را طبق فرمانت مقرر داشته اى و قرارش ده حلال

طَيِّباً نَقِيّاً مِنَ الاْثامِ خالِصاً مِنَ الاْصارِ وَالاْجْرامِ اَللّهُمَّ لا تُطْعِمْنا

و پاك و پاكيزه از گناهان و خالص از معاصى و جنايات خدايا بر ما مخوران

اِلاّ طَيِّباً غَيْرَ خَبيثٍ وَلا حَرامٍ وَاجْعَلْ رِزْقَكَ لَنا حَلالاً لا يَشُوبُهُ

جز خوراكى پاك كه نه پليد باشد و نه حرام و قرار ده روزيت را براى ما حلال كه آلوده به چركى

دَنَسٌ وَلا اَسْقامٌ يا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ كَعِلْمِهِ باِلاْعْلانِ يا مُتَفَضِّلاً عَلى

و بيماريها نباشد اى كه دانائيش به نهان همانند دانائيش به آشكار است اى كه

عِبادِهِ بِالاِْحْسانِ يا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ وَبِكُلِّشَىْءٍ عَليمٌ

بر بندگانش به احسان تفضل فرمود اى كه او بر هر چيز توانا است و به هر چيز دانا

خَبيرٌ اَلْهِمْنا ذِكْرَكَ وَجَنِّبْنا عُسْرَكَ وَاَنِلْنا يُسْرَكَ وَاهْدِنا لِلرَّشادِ

و آگاه است ذكر خود را به ما الهام كن واز دشواريت ما را بركنار دار و به دستورات آسانت برسانمان و به كارهاى صواب راهنمائيمان كن

وَوَفِّقْنا لِلسَّدادِ وَاعْصِمْنا مِنَ الْبَلايا وَصُنّا مِنَ الاْوْزارِ وَالْخَطايا

و به كارهاى محكم و درست موفقمان بدار و از بلاها محفوظمان دار و از گناهان و خطاها نگاهمان دار

يا مَنْ لا يَغْفِرُ عَظيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ وَلا يَكْشِفُ السُّوَّءَ اِلاّ هُوَ يا

اى كه نيامرزد گناهان بزرگ را جز او و برطرف نكند بديها را جز او اى

اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَاَكْرَمَ الاْكْرَمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ

مهربانترين مهربانان و كريمترين كريمان درود فرست بر محمد و خاندان

الطَّيِّبينَ وَاجْعَلْ صِيامَنا مَقْبُولاً وَبِالْبِرِّ وَالتَّقْوى مَوْصُولاً وَكَذلِكَ

پاكش و روزه ما را مقبول درگاهت فرما و به نيكى و پرهيزكارى پيوندش ده و هم چنين

فَاجْعَلْ سَعْيَنا مَشْكُوراً وَقِيامَنا مَبْرُوراً وَقُرْانَنا مَرْفُوعاً وَدُعاَّئَنا

كوشش ما را مورد تقدير و شب زنده داريمان را نيك پذيرفته و قرآن ما را (كه خوانده ايم ) بالا رفته و دعامان را

مَسْمُوعاً وَاهْدِنا لِلْحُسْنى وَجَنِّبْنَا الْعُسْرى وَيَسِّرْنا لِلْيُسْرى وَاَعْلِ

مقرون به اجابت فرما و ما را به كار نيك هدايت فرما و از دشواريها بركنارمان دار و مهيامان بدار براى آسانها

لَنَا الدَّرَجاتِ وَضاعِفْ لَنا الْحَسَناتِ وَاقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ وَالصَّلاةَ

و درجات ما را بالابر و حسنات ما را دو چندان كن و روزه و نماز ما را بپذير

وَاسْمَعْ مِنَّا الدَّعَواتِ وَاغْفِرْ لَنَا الْخَطيئاتِ وَتَجاوَزْ عَنَّا السَّيِّئاتِ

و دعاهاى ما را بشنو و خطاهاى ما را بيامرز و از گناهان ما درگذر

وَاجْعَلْنا مِنَ الْعامِلينَ الْفائِزينَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ

و قرار ده ما را از عمل كنندگان كامياب و قرارمان مده از غضب شدگان و نه از

وَلاَ الضّاَّلّينَ حَتّى يَنْقَضِىَ شَهْرُ رَمَضانَ عَنّا وَقَدْ قَبِلْتَ فيهِ صِيامَنا

گمراهان تا بگذرد از ما ماه رمضان و تو روزه و شب زنده داريمان را پذيرفته باشى

وَقِيامَنا وَزَكَّيْتَ فيهِ اَعْمالَنا وَغَفَرْتَ فيهِ ذُنوبَنا وَاَجْزَلْتَ فيهِ مِنْ

و اعمال ما را پاك و پاكيزه كرده و گناهانمان را آمرزيده باشى و بهره ما را در اين

كُلِّ خَيْرٍ نَصيبَنا فَاِنَّكَ الاِْلهُ الْمُجيبُ وَالرَّبُّ الْقَريبُ وَاَنْتَ بِكُلِّ

ماه از هر خير و نيكى به حد كامل داده باشى كه براستى توئى معبود اجابت كننده و پروردگار نزديك و تو بر هر

شَىْءٍ مُحيطٌ

چيز احاطه دارى

 

دعاى مأثور از حضرت صادق عَلَيهِ السَّلام

ü فهرست

دوازدهم بخواند در اين شب اين دعاى ماءثور از حضرت صادق عليه السلام را كه در اقبال است :

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ هذا شَهْرُ رَمَضانَ

خدايا اى پروردگار ماه رمضان و فرو فرستنده قرآن اين ماه رمضان است

الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَاَنْزَلْتَ فيهِ آياتٍ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى

كه در آن قرآن را نازل فرموده اى و در آن آيه هائى است كه آنها حجتهاى هدايت

وَالْفُرْقانِ اَللّهُمَّ ارْزُقْنا صِيامَهُ وَاَعِنّا عَلى قِيامِهِ اَللّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنا

و تميز حق و باطل است خدايا روزه اش را روزى ما گردان و بر شب زنده داريش به ما كمك كن خدايا اين ماه را براى ما سالم

وَسَلِّمْنا فيهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا فى يُسْرٍ مِنْكَ وَمُعافاةٍ وَاجْعَلْ فيما

بدار و ما را در آن به سلامت دارو آن را در آسانى و تندرستى كاملى از جانب خود از ما

تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الْحَكيمِ

دريافتش كن و قرار ده در آن قضا و قدر حتمى خود و در آن دستور حكيمانه كه جدا كنى

فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ

در شب قدر از آن قضا و قدر حتمى و مسلّمى كه برگشت ندارد و تغييرپذير نيست كه نام ما را بنويسى در

حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ

زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه ) آنانكه حجشان پذيرفته و سعيشان مورد تقدير

ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ

و گناهانشان آمرزيده و بديهاشان جبران شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرمائى كه

تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلىَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ

عمرم را طولانى فرموده و از روزى حلال خود بر من توسعه دهى

سيزدهم بخواند دعاى چهل وچهارم صحيفه كامله را .

چهاردهم بخواند: اَللّهُمَّ اِنَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ الخ ‌كه سيد در اقبال نقل فرموده و بسيار طولانى است.

پانزدهم بخواند :

اَللّهُمَّ اِنَّهُ قَدْ دَخَلَ شَهْرُ

خدايا براستى ماه رمضان آمد

رَمَضانَ اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَجَعَلْتَهُ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى

آن ماهى كه قرآن را در آن نازل فرمودى و آن را حجتهائى از هدايت و تميز

وَالْفُرْقانِ اَللّهُمَّ فَبارِكْ لَنا فى شَهْرِ رَمَضانَ وَاَعِنّا عَلى صِيامِهِ

(حق و باطل) قرار دادى خدايا پس بركت ده به ما در ماه رمضان و بر روزه

وَصَلَواتِهِ وَتَقَبَّلْهُ مِنّا

و نمازهايش ما را يارى ده و آن را از ما بپذير

روايت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون ماه رمضان داخل مى شد اين دعا را مى خواند :

 

 

 

دعاى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله در شب اول ماه

ü فهرست

شانزدهم ونيز روايت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در شب اوّل ماه رمضان اين دعا را مى خواندند :

اَلْحَمْدَ لِلّهِ الَّذى اَكْرَمَنا بِكَ اَيُّهَا الشَّهرُ

سپاس خدائى را كه ما را بوسيله تو گرامى داشت اى ماه

الْمُبارَكُ اَللّهُمَّ فَقَوِّنا عَلى صِيامِنا وَقِيامِنا وَثبِّتْ اَقْدامَنا وَانْصُرْنا

مبارك خدايا به ما نيرو ده بر روزه مان و شب زنده داريمان و گامهاى ما را پابرجا كن

عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الْواحِدُ فَلا وَلَدَ لَكَ وَاَنْتَ الصَّمَدُ

و بر مردمان كافر ياريمان ده خدايا توئى يگانه كه فرزند ندارى و توئى بى نيازى

فلا شِبْهَ لَكَ وَاَنْتَ الْعَزيزُ فَلا يُعِزُّكَ شَىْءٌ وَاَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَنَا الْفَقيرُ

كه شبيه ندارى و توئى عزيزى كه چيزى به تو عزت نبخشد و توئى بى نياز و منم نيازمند

وَاَنْتَ الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ وَاَنْتَ الْغَفُورُ وَاَنَا الْمُذْنِبُ وَاَنْتَ الرَّحيمُ

و توئى سرور و منم بنده و توئى آمرزنده و منم گنهكار و توئى مهربان

وَاَنَا الْمُخْطِئُ وَاَنْتَ الْخالِقُ وَاَنَا الْمَخْلُوقُ وَاَنْتَ الْحَىُّ وَاَنَا الْمَيِّتُ

و منم خطاكار و توئى آفريننده و منم آفريده و توئى زنده و منم مرده

اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ اَنْ تَغْفِرَ لى وَتَرْحَمَنى وَتَجاوَزَ عَنّى اِنَّكَ عَلى

از تو خواهم به رحمتت كه مرا بيامرزى و از من درگذرى كه براستى تو بر هر

كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ

چيز توانائى

هفدهم درباب اوّل گذشت ذكر استحباب خواندن دعاى جوشن كبير در اوّل ماه رمضان .

هيجدهم بخواند دعاء حجّ را كه در اوّل ماه گذشت نوزدهم چون ماه رمضان شروع شود سزاوار است تكثير تلاوت قرآن و مروى است كه حضرت صادق عليه السلام در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت اين دعا را مى خواندند :

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا كِتابُكَ

خدايا من گواهى دهم كه اين كتابى است

الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِكَ عَلى رَسُولِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ

كه نازل شده از نزد تو بر فرستاده ات محمد بن عبداللّه صلى الله عليه

وَ الِهِ وَكَلامُكَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِيِّكَ جَعَلْتَهُ هادِياً مِنْكَ اِلى

و آله و كلام گوياى تو است كه بر زبان پيغمبرت جارى گشته و آن را راهنماى خود بر

خَلْقِكَ وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فيما بَيْنَكَ وَبَيْنَ عِبادِكَ اَللّهُمَّ اِنّى نَشَرْتُ

خلق خويش قرار دادى و رشته پيوسته اى در مابين خود و مابين بندگانت گردانيدى خدايا من باز كردم (پيش

عَهْدَكَ وَكِتابَكَ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فيهِ عِبادَةً وَقِراَّئَتى فيهِ فِكْراً

رويم ) عهد و كتاب تو را خدايا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت و قرائتم را در آن از روى انديشه

وَفِكْرى فيهِ اعْتِباراً وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اتَّعَظَ بِبَيانِ مَواعِظِكَ فيهِ

و فكرم را در آن عبرت آور و بگردانم از كسانى كه پند گيرد به بيان پندهاى تو در آن

وَاجْتَنَبَ مَعاصيكَ وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى وَلا تَجْعَلْ

و از معصيتهايت دورى كند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من و مينداز

عَلى بَصَرى غِشاوَةً وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فيها بَلِ

بر ديده ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنى كه تدبر در آن نباشد بلكه

اجْعَلْنى اَتَدَبَّرُ اياتِهِ وَاَحْكامَهُ آخِذاً بِشَرايِعِ دينِكَ وَلا تَجْعَلْ

چنانم كن كه تدبر كنم در آيات واحكامش و در برگيرم دستورات دين تو را و قرار مده

نَظَرى فيهِ غَفْلَةً وَلا قِرائَتى هَذَراً اِنَّكَ اَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحيمُ

نظر مرا در آن نظر بى خبرى و نه قرائتم را بيهوده كه براستى تو رؤوف و مهربانى

وبعد از قرائت قرآن مجيد اين دعا را مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى قَدْ قَرَاْتُ ما قَضَيْتَ مِنْ

خدايا من خواندم آنچه را حكم كرده بودى از

كِتابِكَ الَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ الصّادِقِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ فَلَكَ

كتابت همان كتابى كه نازل فرمودى بر پيامبر راستگويت درود تو بر او و آلش پس

الْحَمْدُ رَبَّنا اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ يُحِلُّ حَلالَهُ وَيُحَرِّمُ حَرامَهُ وَيُؤْمِنُ

حمد خاص تو است اى پروردگار ما خدايا بگردانم از كسانى كه حلال مى شمرد حلالش را و حرام داند حرامش را و ايمان

بِمُحْكَمِهِ وَمُتَشابِهِهِ وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى قَبْرى وَاُنْساً فى حَشْرى

دارد به محكم و متشابه آن و آن را همدم من در قبرم و همدمم در روز محشرم قرار ده

وَاجْعَلْنى مِمَّنْ تُرْقيهِ بِكُلِّ ايَةٍ قَرَاَها دَرَجَةً فى اَعْلا عِلِّيّينَ امينَ

و قرار ده مرا از كسانى كه بالا برى او را به هر آيه از آن كه بخواند به درجه اى در بالاترين جايگاههاى بهشت اجابت فرما

رَبَّ الْعالَمينَ

اى پروردگار جهانيان

 

دعاء و اعمال روز اول

ü فهرست

در آن چند عمل است :

اوّل غسل كردن در آب جارى و ريختن سى كف آب بر سر كه باعث ايمنى از جميع دردها و بيماريها است در تمام سال .

دوّم كفى از گلاب بر رُو بزند تا از خوارى و پريشانى نجات يابد و قدرى هم بر سر خود بزند تا در آن سال از سرسام ايمن شود .

سوّم دو ركعت نماز اوّل ماه و تصدّق را به عمل آورد .

چهارم دو ركعت نماز كند در ركعت اوّل حمد و اِنّا فَتَحْنا و در ركعت دوّم حَمْد و هر سوره كه خواهد بخواند تا حق تعالى جميع بديها را در آن سال از او دور گرداند و در حفظ خدا باشد تا سال آينده  .

پنجم بعد از طلوع فجر اين دعا بخواند :

اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنا صِيامَهُ وَاَنْزَلْتَ

خدايا ماه رمضان آمد و تو روزه آن را بر ما واجب كرده اى و نازل فرموده اى

فيهِ الْقُرآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ اَللّهُمَّ اَعِنّا

در آن قرآن را كه راهنماى مردم و حجتهائى از هدايت و تميز (ميان حق و باطل ) است خدايا كمك ده ما را

عَلى صِيامِهِ وَتَقَبَّلْهُ مِنّا وَتَسَلَّمْهُ مِنّا وَسَلِّمْهُ لَنا فى يُسْرٍ مِنَكَ

بر گرفتن روزه اش و آن را از ما بپذير و بخوبى از ما دريافتش كن و سالمش گردان براى ما در آسودگى

وَعافِيَةٍ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ

و عافيت خودت كه همانا تو بر هر چيز توانائى

ششم بخواند دعاء چهل و چهارم صحيفه كامله را اگر در شب نخوانده .

 

دعاى روز اول ماه رمضان

ü فهرست

هفتم علامه مجلسى در زادالمعاد فرموده كلينى و شيخ طوسى و ديگران به سند صحيح روايت كرده اند كه حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود كه در ماه مبارك رمضان در اوّل سال يعنى روز اوّل ماه چنانچه عُلماء فهميده اند اين دعا را بخوان و فرمود كه هر كه اين دعا را براى رضاى خدا و بى شائبه اغراض فاسده و ريا بخواند در آن سال به او نرسد فتنه و گمراهى و نه آفتى كه ضرر رساند بدين او يا بدن او و حق تعالى او را حفظ كند از شرّ آنچه در آن سال واقع مى شود از بلاها و دعا اين است :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

خدايا من از تو خواهم

بِاسْمِكَ الَّذى دانَ لَهُ كُلُّشَىْءٍ وَبِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّشَىْءٍ

به حق آن نامت كه گردن نهاد در برابرش هر چيز و بدان رحمتت كه فراگرفت هر چيز را

وَبِعَظَمَتِكَ الَّتى تَواضَعَ لَها كُلُّشَىْءٍ وَبِعِزَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ كُلَّشَىْءٍ

و بدان بزرگيت كه فروتن شد در برابرش هر چيز و بدان عزتت كه مقهور كرد هر چيز را

وَبِقُوَّتِكَ الَّتى خَضَعَ لَها كُلُّشَىْءٍ وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبَتْ كُلَّشَىْءٍ

و بدان نيرويت كه خاضع شد در برابرش هر چيز و به جبروتت كه غالب آمد بر هر چيز

وَبِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّشَىْءٍ يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا اَوَّلُ قبْلَ

و بدانشت كه هر چيز را احاطه كرده اى نور و اى منزه از هر عيب اى نخست پيش از

كُلِّشَىْءٍ [وَيا باقِياً بَعْدَ كُلِّشَىْءٍ] يااَللّهُ يارَحْمنُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

هر چيز و اى باقى پس از هر چيز اى بخشاينده درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى

محمد و بيامرز از من گناهانى را كه نعمتها را تغيير دهد و بيامرز از من گناهانى را كه

تُنْزِلُ النِّقَمَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَقْطَعُ الرَّجاَّءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ

رنج و عذاب فرو ريزد و بيامرز از من گناهانى را كه اميد را قطع كند و بيامرز از من گناهانى را

الَّتى تُديلُ الاْعْداَّءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاَّءَ وَاغْفِرْ لِىَ

كه دشمنان را چيره كند و بيامرز از من گناهانى را كه دعا را باز گرداند و بيامرز از من

الذُّنُوبَ الَّتى يُسْتَحَقُّ بِها نُزُولُ الْبَلاَّءِ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى

گناهانى كه مردم را مستحق نزول بلا گرداند و بيامرز از من گناهانى را كه

تَحْبِسُ غَيْثَ السَّماَّءِ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَكْشِفُ الْغِطاَّءَ وَاغْفِرْ

باران آسمان را جلوگيرى كند و بيامرز از من گناهانى را كه پرده را بالا زند و بيامرز

لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُعَجِّلُ الْفَناَّءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُورِثُ النَّدَمَ

از من گناهانى را كه در نابودى شتاب كند و بيامرز از من گناهانى را كه پشيمانى آرد

وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ وَاَلْبِسْنى دِرْعَكَ الْحَصينَةَ

و بيامرز از من گناهانى را كه پرده ها را بدرد و زره محكمت را كه پاره شدنى نيست

الَّتى لا تُرامُ وَعافِنى مِنْ شَرِّ ما اُحاذِرُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ فى مُسْتَقْبَلِ

بر من بپوشان و سلامتم بدار از شر آنچه حذر مى كنم از آن در شب و روز در روزهاى آينده

سَنَتى هذِهِ اَللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبَّ الاْرَضينَ السَّبْعِ وَما

امسال من خدايا اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و آنچه

فيهِنَّ وَما بَيْنَهُنَّ وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ وَرَبَّ السْبْعِ الْمَثانى

در آنها و آنچه مابين آنها است و اى پروردگار عرش عظيم و پروردگار هفت آيه (يعنى سوره حمد يا هفت سوره )

وَالْقُرْآنِ الْعَظيمِ وَرَبَّ اِسْرافيلَ وَميكاَّئيلَ وَجَبْرَئيلَ وَرَبَّ مُحَمَّدٍ

و قرآن بزرگ و پروردگار اسرافيل و ميكائيل و جبرئيل و پروردگار محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَخاتَِمِ النَّبِيّينَ اَسْئَلُكَ بِكَ وَبِما

صلى الله عليه و آله آقاى رسولان و خاتم پيمبران از تو خواهم به حق خودت و به حق آنچه

سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ يا عَظيمُ اَنْتَ الَّذى تَمُنُّ بِالْعَظيمِ وَتَدْفَعُ كُلَّ

خود را بدان نام نهاده اى اى خداى بزرگ توئى كه به نعمت عظيم منت نهى و هر محذور را دفع كنى

مَحْذُورٍ وَتُعْطى كُلَّ جَزِيلٍ وَتُضاعِفُ الْحَسَناتِ بِالْقَليلِ وَبِالْكَثيرِ

و هر عطاى شايانى را تو عطا كنى و دو چندان كنى كارهاى نيك را به كم و زياد

وَتَفْعَلُ ما تَشاَّءُ يا قَديرُ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ

و مى كنى هر كارى را بخواهى اى توانا اى خدا اى بخشاينده درود فرست بر محمد و خاندانش

وَاَلْبِسْنى فى مُسْتَقْبَلِ سَنَتى هذِهِ سِتْرَكَ وَنَضِّرْ وَجْهى بِنُورِكَ

و بپوشان بر من در آينده اين سال پرده خويش را و چهره ام را به نور خويش منور گردان

وَاَحِبَّنى بِمَحبَّتِكَ وَبَلِّغْنى رِضْوانَكَ وَشَريفَ كَرامَتِكَ وَجَسيمَ

و به محبت خويش دوستم بدار و مرا به مقام خوشنودى خود و بزرگوارى شريفت و عطاى بزرگت

عَطِيَّتِكَ وَاَعْطِنى مِنْ خَيْرِ ما عِنْدَكَ وَمِنْ خَيْرِ ما اَنْتَ مُعْطيهِ اَحَداً

نائل گردان و عطا كن به من از بهترين چيزى كه نزد تو است و از بهتر چيزى كه عطا مى كنى بر يكى

مِنْ خَلْقِكَ وَاَلْبِسْنى مَعَ ذلِكَ عافِيَتَكَ يا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَيا

از خلق خويش و با آنها لباس عافيتت را هم بر من بپوشان اى مرجع هر شكايت و اى

شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَيا عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَيا دافِعَ ما تَشاَّءُ مِنْ بَلِيَّةٍ يا

گواه بر هر راز و اى داناى هر پنهان و اى جلوگيرنده از هر بلا كه خواهى اى

كَريمَ الْعَفْوِ يا حَسَنَ التَّجاوُزِ تَوَفَّنى عَلى مِلَّةِ اِبْراهيمَ وَفِطْرَتِهِ

بزرگوار گذشت اى نيكو درگذر بميران مرا بر كيش ابراهيم و فطرت او

وَعَلى دينِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ و الِهِ وَسُنَّتِهِ وَعَلى خَيْرِ الْوَفاةِ

و بر دين محمد صلى الله عليه و آله و طريقه اش و بر بهترين مردنها

فَتَوَفَّنى مُوالِياً لاِولِياَّئِكَ وَمُعادِياً لاِعْداَّئِكَ اَللّهُمَّ وَجَنِّبْنى فى هذِهِ

پس بميرانم در آن حال كه دوست دار دوستانت و دشمن دشمنانت باشم خدايا و مرا در اين

السَّنَةِ كُلَّ عَمَلٍ اَوْ قَوْلٍ اَوْ فِعْلٍ يُباعِدُنى مِنْكَ وَاَجْلُِبْنى اِلَى كُلِّ

سال از هر كارى يا گفتارى يا عملى كه مرا از تو دور كند دورم بدار و بسوى كار يا گفتار يا

عَمَلٍ اَوْ قَوْلٍ اَوْ فِعْلٍ يُقَرِّبُنى مِنْكَ فى هذِهِ السَّنَةِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

عملى كه مرا در اين سال به تو نزديك سازد بكشانم اى مهربانترين مهربانان

وَامْنَعْنى مِنْ كُلِّ عَمَلٍ اَوْ قَوْلٍ اَوْ فِعْلٍ يَكُونُ مِنّى اَخافُ ضَرَرَ

و بازم دار از هر كارى يا گفتارى يا كردارى كه از من سر زند و از سرانجام زيان آورش

عاقِبَتِهِ وَاَخافُ مَقْتَكَ اِيّاىَ عَلَيْهِ حِذارَ اَنْ تَصْرِفَ وَجْهَكَ الْكَريمَ

بيمناك باشم و از خشمت بخاطر آن بر خويش بترسم ، بترسم از اينكه توجه كريمانه ات

عَنّى فَاَسْتَوجِبَ بِهِ نَقْصاً مِنْ حَظٍّ لى عِنْدَكَ يا رَؤُفُ يا رَحيمُ

را از من بگردانى و بدان جهت مستوجب نقصانى از بهره اى كه پيش تو دارم گردم اى با عطوفت اى مهربان

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مُسْتَقْبَلِ سَنَتى هذِهِ فى حِفْظِكََوفى جِوارِكَ

خدايا در آينده امسال مرا در حفظ و پناه

وَفى كَنَفِكَ وَجَلِّلْنى سِتْرَ عافِيَتِكَ وَهَبْ لى كَرامَتَكَ عَزَّ جارُكَ وَجَلَّ

و كنف خودت قرارم ده و پرده عافيت خود را بر من بپوشان و از بزرگوارى خويش بر من ببخش عزيز است پناهنده به تو

ثَناَّؤُكَ وَلا اِلهَ غَيْرُكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى تابِعاً لِصالِحى مَنْ مَضى مِنْ

و والا است ستايشت و معبودى جز تو نيست خدايا مرا پيرو شايستگان از اولياء گذشته ات قرارم ده

اَوْلِياَّئِكَ وَاَلْحِقْنى بِهِمْ وَاجْعَلْنى مُسَلِّماً لِمَنْ قالَ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ

و بدانها ملحقم كن و چنانم كن كه براى آنانكه از جانب تو به حقيقت سخن گفتند

مِنْهُمْ وَاَعُوذُ بِكَ اللّهُمَّ اَنْ تُحيطَ بى خَطيئَتى وَظُلْمى وَاِسْرافى

تسليم باشم و پناه مى برم به تو خدايا از اينكه فرا گيردم خطا و ستم و زياده رويم

عَلى نَفْسى وَاتِّباعى لِهَواىَ وَاشْتِغالى بِشَهَواتى فَيَحُولُ ذلِكَ

بر خويشتن و پيرويم از هواى نفس و سرگرميم به شهوات و در نتيجه آنها ميان من

بَيْنى وَبَيْنَ رَحْمَتِكَ وَرِضْوانِكَ فَاَكُونُ مَنْسِيّاً عِنْدَكَ مُتَعَرِّضاً

و رحمت و خوشنودى تو حائل گردد و كار بدانجا كشد كه فراموش درگاهت شوم و بدانچه موجب خشم

لِسَخَطِكَ وَنِقْمَتِكَ اَللّهُمَّ وَفِّقْنى لِكُلِّ عَمَلٍ صالِحٍ تَرْضى بِهِ عَنّى

و عقوبت تو است دست زنم خدايا موفقم بدار براى هر عمل شايسته اى كه به وسيله آن از من خشنود

وَقَرِّبْنى اِلَيْكَ زُلْفى اَللّهُمَّ كَما كَفَيْتَ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ

شوى و مرا به مقام قرب خويش نزديك كن خدايا چنانچه هراس دشمن را از پيامبرت محمد صلى الله عليه

وَ الِهِ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَفَرَّجْتَ هَمَّهُ وَكَشَفْتَ غَمَّهُ وَصَدَقْتَهُ وَعْدَكَ

و آله كفايت فرمودى و اندوهش را برطرف كردى و غمش را زدودى و به وعده ات درباره اش وفا كردى

وَاَنْجَزْتَ لَهُ عَهْدَكَ اَللّهُمَّ فَبِذلِكَ فَاكْفِنى هَوْلَ هذِهِ السَّنَةِ وَآفاتِها

و پيمانت را با او به پايان رساندى خدايا به همان ترتيب هراس اين سال و آفات

وَاَسْقامَها وَفِتْنَتَها وَشُرُورَها وَاَحزانَها وَضيقَ الْمَعاشِ فيها

و امراض و بلاها و شرور و اندوهها و تنگى و فشار زندگى را از من دور فرما

وَبَلِّغْنى بِرَحْمَتِكَ كَمالَ الْعافِيَةِ بِتَمامِ دَوامِ النِّعْمَةِ عِنْدى اِلى مُنْتَهى

و به رحمت خويش برسان مرا به كمال عافيت بوسيله ادامه نعمتت كه پيش من دارى تا پايان

اَجَلى اَسْئَلُكَ سُؤ الَ مَنْ اَساَّءَ وَظَلَمَ وَاسْتَكانَ وَاعْتَرَفَ وَاَسْئَلُكَ اَنْ

عمرم ، و از تو خواهم خواستن كسى كه گناه كرده و بر خويش ستم كرده و به حال بيچارگى افتاده و به گناه خويش معترف است از تو خواهم

تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى حَصَرَتْها حَفَظَتُكَ وَاَحْصَتْها

كه بيامرزى گناهان گذشته مرا آنها را كه نگهبانانت ثبت كرده و فرشتگان

كِرامُ مَلاَّئِكَتِكَ عَلَىَّ وَاَنْ تَعْصِمَنى اِل- هى مِنَ الذُّنُوبِ فيم ا بَقِىَ

بزرگوارت شماره كرده اند و نگاهم دارى خدايا از گناهان در آينده

مِنْ عُمْرى اِلى مُنْتَهى اَجَلى يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ صَلِّ عَلَى

عمرم تا پايان عمرم اى خدا اى بخشاينده اى مهربان درود فرست بر

مُحمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ اتِنى كُلَّ ما سَئَلْتُكَ وَرَغِبْتُ اِلَيْكَ فيهِ

محمد و خاندان محمد و بده به من همه آنچه را از تو خواستم و درباره اش مشتاقانه به درگاهت آمدم

فَاِنَّكَ اَمَرْتَنى بِالدُّعاءِ وَتَكَفَّلْتَ لى بِالاِْجابَةِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

زيرا تو خود دستور دعايم دادى و اجابت آن را نيز برايم به عهده گرفتى اى مهربانترين مهربانان

فقير گويد كه سيّد اين دعا را در شب اوّل ماه ذكر فرموده .

 

روز ششم ماه مبارك رمضان

ü فهرست

روز ششم سنه دويست و يك مردم بيعت كردند با حضرت امام رضا عليه السلام و سيّد روايت كرده كه براى شكرانه اين نعمت دو ركعت نماز در اين روز بگذارند در هر ركعت بعد از حمد بيست و پنج مرتبه توحيد بخوانند .

 

 

 

شروع ليالى بيض در ماه رمضان

ü فهرست

شب سيزدهم اوّل ليالى بيض است و در آن سه عملست اول غسل دوم چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد سوّم دو ركعت نماز كه در شب سيزدهم رجب و شعبان نيز خوانده مى شود در هر ركعت بعد از حمد يسَّ و تَبارَكَ الْمُلْك و توحيد بخواند و در شب چهاردهم اين نماز خوانده مى شود به چهار ركعت به دو سلام و در سابق در شرح دعاى مجير گذشت كه هر كه آن را در ايّام البيض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزيده شود اگرچه به عدد قطرات باران و برگ درختان و ريگ بيابان باشد .

 

 

 

اعمال شب پانزدهم ماه رمضان

ü فهرست

شب پانزدهم از ليالى متبركه است و در آن چند عملست :

اوّل غسل
دوّم زيارت امام حسين عليه السلام
سوّم شش ركعت نماز به حمد و يسَّ و تبارك و توحيد
چهارم صد ركعت نماز در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند شيخ مفيد در مقنعه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام روايت كرده كه هر كه اين عمل را بجا آورد حق تعالى بفرستد بسوى او ده ملائكه كه دفع كنند از او دشمنان او را از جنّ و انس و بفرستد سى فرشته نزد مَوْت او كه او را ايمن كنند از آتش پنجم روايت شده كه از حضرت صادق عليه السلام سؤال كردند كه چه مى فرمائى در حق كسى كه حاضر شود نزد قبر حسين عليه السلام در شب نيمه ماه رمضان فرمود بَه بَه كسى كه نماز گذارد نزد قبر آن حضرت در شب نيمه ماه رمضان ده ركعت بعد از نماز عشاء و اين نماز غير از نافله شب باشد و بخواند در هر ركعت بعد از حمد قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه و پناه ببرد به خداوند تعالى از آتش ‍ جهنّم حق تعالى او را آزاد از آتش ثبت فرمايد و از دنيا نرود تا در خواب به بيند ملائكه اى كه بشارت دهند او را به بهشت و ملائكه اى كه ايمن گردانند او را از آتش روز نيمه سنه دوّم ولادت با سعادت حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام واقع شد و شيخ مفيد فرموده كه تولّد امام محمد تقى عليه السلام در سنه صد و نود و پنج در اين روز بوده لكن مشهور در غير اين روز است بهرحال روز بسيار شريفى است و صدقات و مَبَرّات در آن فضليت بسيار دارد

 

 

 

شب هفدهم ماه رمضان

ü فهرست

شب هفدهم شب بسيار مباركى است و در آن شب لشكر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله با لشكر كفّار قريش ‍ ملاقات كردند در بدر و در روزش جنگ بدر واقع شد و حق تعالى لشكر آن حضرت را بر مشركين ظفر داد و آن اعظم فتوحات اسلام بود لهذا علماء فرموده اند كه در آن روز مستحب است صدقه و شكر خدا بسيار نمودن و غسل و عبادت در شبش نيز فضيلت عظيم دارد مؤ لف گويد كه روايات بسيار وارد شده كه در آن شب بَدْر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله با اصحاب فرمود كيست امشب براى ما برود از چاه آب بكشد بياورد اصحاب سُكوت كردند و هيچكدام اِقدام بر اين كار نكردند حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام مشكى برداشت به طلب آب بيرون رفت و آن شب شبى بود سرد و باد مى آمد و ظلمت داشت پس رسيد به چاه آب و آن چاهى بود بسيار گود و تاريك و آن حضرت دَلْوى نيافت تا از چاه آب كشد لاجَرَم به چاه پايين رفت و مشك را پر كرد و بيرون آمد رو كرد به آمدن كه ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت كه آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد پس برخاست و حركت فرمود كه ناگاه باد سختى ديگر مانند آن آمد آن حضرت نشست تا او نيز ردّ شد ديگر باره برخواست برود برود مرتبه سيّم نيز همان نحو بادى رسيد و آن حضرت نشست و چون ردّ شد برخاست و خود را به حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله رسانيد حضرت پرسيد كه يا اَبَاالحسن براى چه ديرآمدى عرض كرد كه سه مرتبه بادى به من رسيد كه بسيار سخت بود و مرا لرزه فراگرفت و مَكْثَم به جهت برطرف شدن آن بادها بود فرمود آيا دانستى آنها چه بود يا علىّ عرض كردنه فرمود آن اوّل جبرئيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و پس از آن اسرافيل بود با هزار ملائكه كه سلام كرد بر تو و سلام كردند و اينها فرود آمدند به جهت مَدَدِ ما فقير گويد كه اشاره به همين است قول آن كسى كه گفته كه از براى اميرالمؤ منين عليه السلام در يك شب سه هزار و سه منقبت بوده و اشاره به همين نموده سيّد حميرى در شعر خود در مدح آن حضرت :

اُقسِمُ بِاللّهِ وَ الا ئِهِ

وَالْمَرْءُ عَمّا قالَ مَسْؤُولٌ

سوگند خورم به خدا و نعمتهايش

و انسان از هر چه گويد بازخواست شود

اِنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبي طالِبٍعليه السلام

عَلَى التُّقى وَالْبِرِّ مَجْبُولٌ

براستى على بن ابيطالب

فطرتش به پرهيزكارى و نيكى سرشته شده

كانَ اِذَا الْحَربُ مَرَتْهَا الْقَنا

وَاَحْجَمَتْ عَنْهَا البَها ليلُ

چنان بود كه هنگامى كه نيزه ها تنور جنگ را مى افروخت

و دليران از آن گريزان بودند

يَمْشى اِلَى الْقِرْنِ وَفى كَفِّهِ

اَبْيَضُ ماضِى الْحَدِّ مَصْقُولٌ

بسوى هماورد خويش مى رفت و در دستش

شمشير بَراق و بُران و صيقلى شده بود

مَشْىَ الْعَفَرْنا بَيْنَ اَشْبالِهِ

اَبْرَزَهُ لِلْقَنَصِ الْغيلُ

چنانچه شير در ميان بچه هاى خود راه مى رود

در آن حال كه بيشه براى شكار او را بيرون فرستد

ذاكَ الَّذى سَلَّمَ فى لَيْلَةٍ

عَلَيْهِ ميكالٌ وَجِبْريلٌ

على همان كسى است كه در يكشب بر او

سلام كرد ميكائيل و جبرئيل

ميكالُ فى اَلْفٍ وَجِبْريلُ فى

اَلْفٍ وَيَتْلُوهُمْ سَرافيلُ

ميكائيل با هزار فرشته و جبرئيل نيز با

هزار فرشته و پشت سر آنها نيز اسرافيل آمد

لَيْلَةَ بَدْرٍ مَدَداً اُنْزِلُوا

كَاَنَّهُمْ طَيْرٌ اَبابيلُ

در شب بدر كه براى كمك فرود آمدند

همانند مرغهاى ابابيل (كه به مكه آمدند)

 

 

اعمال مشتركه شبهاى قدر

ü فهرست

شب نوزدهم اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد كرد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس ‍ آن چند چيز است :

اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند .

دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد ((الخبر))

سوّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ

خدايا از تو خواهم به حق كتاب

الْمُنْزَلِ وَما فيهِ وَفيهِ اسْمُكَ الاْكْبَرُ وَاَسْماَّؤُكَ الْحُسْنى وَما يُخافُ

فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس

وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِكَ مِنَ النّارِ

و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهد .

چهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد و بر سر بگذارد و بگويد :

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ

خدايا به حق اين قرآن و بحق آنكس كه او را بدان فرستادى و بحق هر مؤ منى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و بحقى كه تو بر ايشان

فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ                 پس ده مرتبه بگويد                      بِكَ يا اَللّهُ         و ده مرتبه          بِمُحَمَّدٍ

دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد* * * * * * * * بحق خودت اى خدا     * * * * * *   بحق محمدصلى الله عليه و آله

و ده مرتبه      بِعَلي           و ده مرتبه         بِفاطِمَةَ         و ده مرتبه           بِالْحَسَنِ     و ده مرتبه         بِالْحُسَيْنِ

* * * * بحق على عليه السلام * * * * بحق فاطمه سلام الله عليها * * * *بحق حسن عليه السلام * * * * بحق حسين عليه السلام

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ    و ده مرتبه          بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِي          و ده مرتبه   بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

* * * * بحق على بن الحسين عليه السلام * * * * بحق محمد بن على عليه السلام * * * * بحق جعفر بن محمدعليه السلام

و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ                 و ده مرتبه              بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى       و ده مرتبه

* * * * * بحق موسى بن جعفرعليه السلام * * * * * * بحق على بن موسى عليه السلام * * * *

بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِي                 و ده مرتبه               بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ   و ده مرتبه         بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِي

بحق محمد بن على عليه السلام * * * * بحق على بن محمدعليه السلام * * * * بحق حسن بن على عليه السلام

و ده مرتبه            بِالْحُجَّةِ

* * * * به حق حضرت حجت عليه السلام

پس هر حاجت كه دارى طلب كن .

پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده .

ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد .

هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم

اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ

از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى

قُوَّتى وَقِلَّةِ حيلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْجِزْ لى ما

خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه

وَعَدْتَنى وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

بر من و همه مؤ منين و مؤ منات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست

الْفَقيرُ الْمَهينُ اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى وَلا [غافِلاً]

خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

لاِِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى

احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

فى سَرّاَّءَ اَوْ ضَرّاَّءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخاَّءٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاَّءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا

نَعْماَّءَ اِنَّكَ سَميعُ الدُّعاَّءِ

در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى (ره ) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤ من زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعَليهمُ السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خودبخواهم فرمود عافيت را .

 

 

 

اعمال شب نوزدهم

ü فهرست

و امّا دوّم يعنى اعمال مخصوصه اين شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چيز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ .

سوّم بخواند دعاء يا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكيمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغيير و تبديلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه ) بنويسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزيم را وسيع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى اين كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنين و چنان كنى

 

 

اعمال شب بيست و يكم

ü فهرست

فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است و بايد اعمال آن شب را از غسل و احياء و زيارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير و غيرها در اين شب به عمل آورد و در روايات تاكيد شده در غسل و احياء و جدّ و جهد در عبادت در اين شب و شب بيست و سيّم و آنكه شب قدر يكى از اين دو شب است و در چند روايت است كه از معصوم سؤال كردند كه معيّن فرماييد كه شب قدر كداميك از اين دو شب است تعيين نكردند بلكه فرمودند ما اَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فيما تَطْلُبُ يا آنكه فرمودند ما عَليْكَ اَنْ تَفعَلَ خيرا فى لَيلَتَيْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَيْخُنَا الصَّدُوق فيما اَمْلى عَلَى الْمَشايِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِيَّةِ وَ مَنْ اَحْيى هاتَيْنِ اللَّيْلَتَيْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ

اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از اين شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله اين دعا است كه شيخ كلينى در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود مى گويى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ اءنْ يَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ يَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اينكه ماه رمضان از من بگذرد يا سپيده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَيْهِ

طلوع كند و باز هم از من در پيش تو گناه يا چيزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشيه بلد الا مين نقل كرده كه حضرت صادق عليه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرايض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدايا اداء كن از ما حق ايام گذشته ماه رمضان را و بيامرز

تَقْصيرَنا فيهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصير ما را در اين ماه و آن را پذيرفته از ما دريافت كن و مگير ما را به زياده رويهايى كه بر نفس خويش كرديم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومينَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومينَ

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگويد اين را بيامرزد حقّ تعالى تقصيرى كه از او سرزده درايّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقيّه ماه .
و از جمله سيد بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَيْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق عليه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدايا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهايى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فيهِ

از هدايت و تميز)) و بدين ترتيب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَيّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَياليهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدايا اين روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و اين شبهاى آن است كه آن نيز

وَقَدْ صِرْتُ يا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از اين ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعينَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِياَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پيامبران فرستاده ات و بندگان شايسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اينكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خويش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجيبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خويش بر من تفضل كنى و تقرب جويى مرا بپذيرى و دعايم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ يَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِيَومِ الْقِيامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قيامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظيمِ اَنْ يَنْقَضِىَ اَيّامُ

خدايا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظيمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَياليهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه يا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى يا

خَطَّيئَةٌ تُريدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَيِّدى سَيِّدى سَيِّدى

خطايى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نيامرزيده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضيتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نيست زيرا معبودى جز تو نيست كه اگر در اين ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضيتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خويش از من بيفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا اَللّهُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا مَنْ لَمْ يَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترين مهربانان اى خدا اى يكتا اى بى نياز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسيار بگو:    يا مُلَيِّنَ الْحَديدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نيست و براى او همتايى نباشد هيچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَيْهِ السَّلامُ يا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَيُّوبَ عَلَيْهِ

عليه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ايوب عليه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ يَعْقُوبَ عَلَيْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ يُوسُفَ

السلام اى گشاينده اندوه يعقوب عليه السلام اى زداينده غم يوسف

عَلَيْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

عليه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شايسته آنى كه درود فرستى

عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ و از

بر ايشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شايسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

دعاى شب بيست و يكم

ü فهرست

و از جمله اين دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در ليله اولى يعنى در شب بيست ويكم :

يا مُولِجَ اللَّيْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّيْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنْ الْحَىِّ يا

در شب و اى بيرون آورنده زنده از مرده و بيرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ يَشاَّءُ بِغَيْرِ حِسابٍ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا رَحيمُ يا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاينده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا… از آن تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در اين

اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نيكوكاريم را در بلندترين درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقينَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِيماناً يُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزيده كنى و به من يقينى عطا كنى كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و ترديد را از من دور سازد و بدانچه روزيم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنيا نعمت نيك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نيك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزيم كنى در اين شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت و توفيق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ايشان سلام باد

 

 

دعاى شب بيست و دوّم

ü فهرست

يا سالِخَ النَّهارِ مِنَ اللَّيْلِ فَاِذا نَحْنُ مُظْلِمُونَ وَمُجْرِىَ الشَّمْسِ

اى كه روز (روشن ) را از شب (تار) بركنى و ناگهان ما در تاريكى فرو رويم و اى روان كننده خورشيد

لِمُسْتَقَرِّها بِتَقْديرِكَ يا عَزيزُ يا عَليمُ وَمُقَدِّرَ الْقَمَرِ مَنازِلَ

روى مدارش به تقديرى كه فرمودى اى نيرومند اى دانا و اى اندازه گير ماه در منزلهاى معين

حَتّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَديمِ يا نُورَ كُلِّ نُورٍ وَمُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ

تا بازگردد چون شاخه خرماى لاغر خشك اى روشنى هر نور و آخرين سرحد هر شوق

وَوَلِىَّ كُلِّ نِعْمَةٍ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا قُدُّوسُ يا اَحَدُ يا واحِدُ

و سرپرست هر نعمت اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى منزه از هر عيب اى يگانه اى يكتا

يا فَرْدُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا

اى فرد اى خدا… از آن تو است نامهاى نيك و نمونه هاى والا

وَالْكِبْرِياءُ وَالاْلاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ

و بزرگى و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و خاندانش

وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

و قرار دهى نامم را در اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان

وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ

و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را آمرزيده و ديگر اينكه يقينى به من بدهى

بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى

كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من عطا كنى كه شك و ترديد را يكسره از من دور سازد و بدانچه نصيبم كرده اى خوشنودم ساز

وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنةً وَفِى الاَّْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِن ا عَذ ابَ النّ ارِ

و بده به ما در دنيا نعمت نيك و در آخرت نيز نعمت نيك و نگهدار ما را از عذاب آتش

الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغَبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ

سوزان و روزيم گردان در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت را

وَالتَّوفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

و موفق دارى مرا براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد وآل محمد عليهم السلام را

 

 

دعاى شب بيست و سوّم

ü فهرست

يا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ وَرَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ

اى پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز

وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ وَالظُّلَمِ والاْنْوارِ وَالاْرْضِ وَالسَّماَّءِ يا بارِئُ يا

و كوهها و درياها و تاريكى ها و روشنيها و زمين و آسمان اى پديدآرنده اى

مُصَوِّرُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا قَيُّومُ يا اَللّهُ يا بَديعُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا

صورت بخش اى عطابخش اى نعمت ده اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى پاينده اى خدا اى نوآفرين اى خدا اى خدا

اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُكَ

اى خدا از آن توست نامهاى نيك و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم كه

اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

درود فرستى بر محمد و آل محمد و قرار دهى نام مرا در اين شب در زمره

فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِسائَتى

سعادتمندان و روحم را با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را

مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذهِبُ الشَّكَّ

آمرزيده و يقينى به من ببخشى كه هميشه با دلم همراه باشد و ايمانى به من بدهى كه يكسره شك و ترديد را

عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ

از من دور كنى و بدانچه نصيبم كرده اى خوشنودم سازى و بده به ما در دنيا نيكى و نعمت و در آخرت نيز

حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ

نيكى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان و روزيم كن در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت

وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ والتَّوبَةَ والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ

و شوق و بازگشت و توبه بسوى خودت را و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل

مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

محمد عليهم السلام

و روايت كرده محمّد بن عيسى به سند خود از صالحين : كه فرمودند مكرّر مى كنى در شب بيست و سيّم از ماه رمضان اين دعا را در حال سجود و قيام و قعود و بر هر حالى كه هستى در تمام ماه و هر چه ممكنت شود و هر زمانى كه حاضر شود تو را يعنى يادت آيد اين دعا در روزگار حياتت مى گوئى بعد از ستايش كردن حقّ تعالى به بزرگوارى و فرستادن صلوات بر پيغمبر صلى الله عليه و آله :

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فلان بن فلان و بجاى فلان بن فلان بگو :

خدايا باش براى ولى خود (فلان پسر فلان )

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اباَّئِهِ فى

حضرت حجت فرزند امام حسن عسكرى درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در

هذِهِ السَّاعَةِ وَفى كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقاَّئِداً وَناصِراً وَدَليلا

اين ساعت و در هر ساعت يار و مددكار و نگهبان و رهبر و ياور و راهنما

وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً و مى خوانى نيز :

و ديده بان تا او را از روى ميل و رغبت مردم در روى زمين سكونت دهى و بهره مندش سازى زمانى دراز

يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ يا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ يا مُجْرِىَ الْبُحُورِ يا مُلَيِّنَ

اى تدبيركننده كارها اى برانگيزنده هركه در گورها است اى روان كننده درياها اى نرم كننده

الْحَديدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَافْعَلْ بى كَذا وَكَذا

آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و بكن نسبت به من چنين و چنان

و به جاى اين كلمه حاجات خود را بخواهد      اللَّيْلَةَ اللَّيْلَةَ

* * * * * * * * * * ** * * * * * * * همين امشب همين امشب

و بلند كن دستهاى خود را به سوى آسمان يعنى در وقت گفتن يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ تا آخر و بگو اين دعا را در حال ركوع و سجود و ايستاده و نشسته و مكرّر كن آنرا و بگو آنرا نيز در شب آخر ماه رَمَضان .

 

دعاى شب بيست و چهارم

ü فهرست

يا فالِقَ الاِْصْباحِ وَجاعِلَ اللَّيْلِ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْباناً يا

اى شكافنده سپيده صبح و اى قرار دهنده شب را وسيله آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب كردن اى

عَزيزُ يا عَليمُ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ وَالْقُوَّةِ وَالْحَوْلِ وَالْفَضْلِ والاِْنْعامِ

نيرومند اى دانا اى صاحب نعمت و بخشش و نيرو و جنبش و فضل و نعمت بخشى

وَالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا فَرْدُ يا وِتْرُ يا اَللّهُ يا

و جلالت و بزرگوارى اى خدا اى بخشاينده اى خدا اى يگانه يكتا اى خدا اى

ظاهِرُ يا باطِنُ يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ

آشكار و اى نهان اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست از آن تو است نامهاى نيك و نمونه هاى

الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْلاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و ديگر آنكه

وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

قرار دهى نام مرا در اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان

وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِسائَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ

و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را آمرزيده و يقينى به من ببخشى كه همواره

بِهِ قَلْبى وَايماناً يَذْهَبُ بِالشَّكِّ عَنّى وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا

با دلم مقرون باشد و ايمانى بدهى كه شك و ترديد را از من دور سازد و خوشنودى بدانچه نصيبم كرده اى و بده به ما

فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَهً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ

در دنيا نيكى و نعمت و در آخرت نيز نيكى و نعمت و بازمان دار از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالا نابَةَ وَالتَّوْبَهَ

و روزيم كن در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت را و ميل و رغبت و بازگشت و توبه كردن بسويت را

وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل محمد را درودهاى تو و بر او و بر ايشان باد

 

 

دعاى شب بيست و پنجم

ü فهرست

يا جاعِلَ اللَّيْلِ لِباساً وَالنَّهارِ مَعاشاً وَالاْرْضِ مِهاداً وَالْجِبالِ اَوْتاداً

اى كه شب را پوشش قراردادى و روز را وسيله درآوردن روزى وزمين را گهواره (يا بستر گسترده ) و كوهها را چون ميخ قراردادى

يا اَللّهُ يا قاهِرُ يا اَللّهُ يا جَبّارُ يا اَللّهُ يا سَميعُ يا اَللّهُ يا قَريبُ يا اَللّهُ يا

اى خدا اى چيره اى با جبروت اى خدا اى شنوا اى خدا اى نزديك اى خدا اى

مُجيبُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا

پاسخ ‌ده اى خدا… از آن تو است نامهاى نيك و نمونه هاى والا

وَالْكِبْرِياءُ وَالاْلاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ

و بزرگى و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و

تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

قرار دهى نامم را در اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان

وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِسائَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ

و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را آمرزيده و يقينى به من بدهى كه هميشه ملازم

بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا

دل من باشد و ايمانى به من عطا كنى كه شك و ترديد را از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه نصيبم كرده اى وبدهى به

فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ

من در دنيا نيكى و در آخرت نيكى و نگاهم دارى از آتش سوزان دوزخ

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ

و روزيم كنى در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به درگاهت

والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل محمد عليهم السلام را

 

دعاى شب بيست و ششم

ü فهرست

يا جاعِلَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ايَتَيْنِ يا مَنْ مَحا ايَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلَ ايَةَ

اى قرار دهنده شب و روز را دو نشانه (بر قدرتت ) اى كه نشانه شب را سياه و نشانه

النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْهُ وَرِضْواناً يا مُفَصِّلَ كُلِّشَىْءٍ

روز را روشنى بخش كردى تا فزونى جويند از فضل و خوشنودى پروردگار اى جداكننده هر چيز

تَفْصيلاً يا ماجِدُ يا وَهّابُيا اَللّهُ يا جَوادُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ

بخوبى اى صاحب مجد و شوكت اى پربخشش اى خدا اى بخشنده اى خدا… از آن تو است

الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ

نامهاى نيك و نمونه هاى والا و بزرگ و نعمتها از تو خواهم

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى

درود فرستى بر محمد و آل محمد و ديگر آنكه نامم را در اين شب در زمره

السُّعَدآءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِساَّئَتى

سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را

مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ

آمرزيده و ببخشى بر من يقينى كه همواره ملازم قلبم باشد و ايمانى كه يكسره شك و ترديد را

عَنّى وَتُرضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ

از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه نصيبم كرده اى و بدهى به من در دنيا نيكى و نعمت و در آخرت نيز

حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ

نيكى و نگاهمان دارى از عذاب آتش سوزان و روزيم كنى در اين شب ذكرت و سپاسگزاريت را

وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ [وَالتَّوْبَةَ] وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و شوق و رغبت و بازگشت و توبه بسويت و موفقم دارى بدانچه موفق داشتى بدان محمد

وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

و آل محمد را كه درود تو بر او و برايشان باد

 

دعاى شب بيست و هفتم

ü فهرست

يا ماَّدَّ الظِّلِّ وَلَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ ساكِناً وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَليلاً ثُمَّ

اى امتداد دهنده سايه كه اگر مى خواستى آن را در يكجا ساكن مى كردى و قراردادى خورشيد را بر آن سايه رهبر سپس

قَبَضْتَهُ [اِلَيْكَ] قَبْضاً يَسيراً يا ذَاالْجُودِ وَالطَّوْلِ وَالْكِبْرِياَّءِ وَالاْلاَّءِ لا

آن را به آسانى تدريجاً دربرگرفتى اى صاحب جود و عطا و كبرياء و نعمتهامعبودى جز تو

اِلهَ إ لاّ اَنْتَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ لا إ لهَ إ لاّ اَنْتَ يا

نيست كه داناى غيب و شهود و بخشاينده و مهربانى معبودى جز تو نيست اى

قُدُّوسُ يا سَلامُ يا مُؤْمِنُ يامُهَيْمِنُ يا عَزيزُ ياجَبّارُ يا مُتَكَبِّرُ يا اَللّهُ

منزه از هر عيب اى بى خلل اى ايمنى بخش اى مراقب بندگان اى نيرومند اى مقتدر اى بزرگوار اى خدا

يا خالِقُ يا بارِئُ يا مُصَوِّرُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى

اى آفريننده اى ايجاد كننده اى صورتگر اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است نامهاى نيكو

وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و نمونه هاى والا و كبرياء و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى

و آل محمد و اينكه نامم را در اين شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را

مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى

با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را آمرزيده و ببخشى بر من

يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما

يقينى كه همواره ملازم قلب من باشد و ايمانى كه شك و ترديد را يكسره از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه

قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ

نصيبم كرده اى و بده به من در دنيا نيكى و در آخرت نيكى و نگاهم دار از عذاب

النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ

آتش سوزان و روزيم گردان در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت را و شوق و رغبت بسويت و بازگشت

وَالتَّوْبَةَ والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ

و توبه به درگاهت و موفقم بدار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل محمد را درود تو بر او

وَعَلَيْهِمْ.

و بر ايشان باد.

 

دعاى شب بيست و هشتم

ü فهرست

يا خازِنَ اللَّيْلِ فِى الْهَواَّءِ وَخازِنَ النُّورِ فِى السَّماَّءِ وَمانِعَ السَّماَّءِ

اى جا دهنده تاريكى شب را در هوا و جا دهنده روشنى (روز) را در آسمان و جلوگيرنده آسمان از اينكه

اءَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ إ لاّ بِاِذْنِهِ وَح ابِسَهُم ا اَنْ تَزُولا ي ا عَليمُ ي ا [عَظيمُ]

بر زمين افتد مگر به اذن او و نگهدارنده آسمان و زمين از اينكه از جاى خود بدر روند اى داناى بزرگ

يا غَفُورُ يا دائِمُ يا اَللّهُ يا وارِثُ يا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ يا اَللّهُ يا اَللّهُ

اى آمرزنده اى جاويدان اى خدا اى ارث برنده اى برانگيزنده مردگان در ميان گورها اى خدا اى خدا

يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا از آن تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى والا و كبرياء و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و اينكه قرار دهى نامم را در اين

اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ

شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان و احسانم را در بلندترين درجات

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ

و گناهم را آمرزيده و ببخش بر من يقينى كه پيوسته همراه و ملازم دلم باشد و ايمانى به من ده كه يكسره

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى

شك و ترديد را از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه نصيبم كرده اى و بده به ما در دنيا نيكى و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نيكى و نگاهمان دار از آتش سوزان دوزخ و روزيمان گردان در اين شب ياد خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ [وَالتَّوْبَةَ] والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ

و سپاسگزاريت را و شوق و رغبت و بازگشت و توبه به سويت و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان

مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

محمد و آل محمد را درود خدا بر او و بر ايشان باد

 

دعاى شب بيست و نهم

ü فهرست

يا مُكَوِّرَ اللَّيْلِ عَلَى النَّهارِ وَمُكَوِّرَ النَّهارِ عَلَى اللَّيْلِ يا عَليمُ يا

اى خدائى كه شب را به روز پيچانى و روز را بر شب بپيچانى اى دانا اى

حَكيمُ يا رَبَّ الاْرْبابِ وَسَيِّدَ الساداتِ لا اِلهَ إ لاّ اَنْتَ ي ا اَقْرَبَ اِلَىَّ

فرزانه اى پروردگار همه پروردگاران و آقاى همه بزرگان معبودى جز تو نيست اى كه نزديكترى به من

مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ

از رگ گردن اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى

الْعُلْيا وَالْكِبْرِياءُ وَالاْلاَّءُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد

وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ

و قرار دهى نام مرا در اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان

وَاِحْسانى فى عِلِّيّيِنَ وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ

و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات و گناهم را آمرزيده و ببخشى بر من يقينى كه پيوسته ملازم

بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَ اتِنا

دل من باشد و ايمانى كه يكسره شك و ترديد را از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه بهره ام كرده اى و به ما

فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الا خِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ

عطا فرما در دنيا نيكى و در آخرت نيكى و نگاهمان دار از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ

و روزيم گردان در اين شب ذكر خود و سپاسگزاريت و شوق و رغبت بسويت و بازگشت و توبه

وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

به درگاهت را و موفقم دار بدانچه موفق داشتى بدان محمد و آل محمد را كه درود خدا بر او و بر ايشان باد

 

دعاى شب سى اُم

ü فهرست

اَلْحَمْدُ لِلّهِ لا شَريكَ لَهُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ كَما يَنْبَغى لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَعِزِّ جَلالِهِ

ستايش مخصوص خدايى است كه شريك ندارد ستايش خاص خدا چنانچه شايسته بزرگوارى ذات و شوكت جلال او است

وَكَما هُوَ اَهْلُهُ يا قُدُّوسُ يا نُورُ يا نُورَ الْقُدْسِ يا سُبُّوحُ يا مُنْتَهَى

و چنانچه سزاوار آن است اى منزه اى روشنى ده اى روشنى مقدس اى پاكيزه از هر عيب اى آخرين حد

التَّسْبيحِ يا رَحْمنُ يا فاعِلَ الرَّحْمَةِ يا اَللّهُ يا عَليمُ يا كَبيرُ يا اَللّهُ يا

پاكيزگى اى بخشاينده اى مهر پيشه اى خدا اى دانا اى بزرگوار اى خدا اى

لَطيفُ يا جَليلُ يا اَللّهُ يا سَميعُ يا بَصيرُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ يا اَللّهُ لَكَ

با لطف اى برجسته اى خدا اى شنوا اى بينا اى خدا اى خدا اى خدا از آن

الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياَّءُ وَالاْ لاَّءُ اَسْئَلُكَ

تو است نامهاى نيكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم

اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى

كه درود فرستى بر محمد و خاندانش و قرار دهى نامم را در

هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ

اين شب در زمره سعادتمندان و روحم را با شهيدان و احسان و نيكيم را در بلندترين درجات

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَايماناً يُذْهِبُ

و گناهم را آمرزيده و ببخشى به من يقينى كه پيوسته ملازم دل من باشد و ايمانى كه يكسره

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى

شك و ترديد را از من دور سازد و خوشنودم سازى بدانچه نصيبم كرده اى و بدهى به من در دنيا نيكى و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

آخرت نيكى و نگاهم دارى از عذاب آتش سوزان و روزيم كنى در اين شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْبَةَ والتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ

و سپاسگزاريت و شوق و رغبت بسويت و بازگشت و توبه بدرگاهت و موفقم بدارى بدانچه موفق داشتى بدان

مَحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ

محمد و آل محمد را درود خدا بر او و بر ايشان باد

 

بقيه اعمال شب بيست و يكم

ü فهرست

كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ وَهُدىً

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى

تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ وَقُوَّةً

به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى

تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً

به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ وَعافِيَةً

از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از

تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاَّءٍ وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ وَيَقيناً تُذْهِبُ

هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله

بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ وَدُعاَّءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاِْجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَفى

هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در

هذِهِ السّاعَةِ السّاعَةِ السّاعَةِ السّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ

همين ساعت … … … … اى بزرگوار و ترسى به من بده كه

كُلَّ رَحْمَةٍ وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ حَتّى اُفْلِحَ بِها

هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود

عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران ) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان

و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و دعا براى مؤ منين و مؤ منات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس ‍ چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالاَْبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است :

وَكانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ اِذا كانَ

رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون

الْعَشْرُ الاْواخِرَ اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ وَشَمَّرَ

دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم

الْميزَرَ وَطَوى فِراشَهُ

مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد

و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّدعَليهمُ السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعَليهمُ السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤ منين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرت است در اين روز.

بقيه اعمال شب بيست و سوّم

ü فهرست

در هَدِيّة الزّائر ذكر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مُستَفاد مى شود كه شب قدر همين است و اين شب جهنى است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدّر مى گردد وازبراى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريكست چند عمل ديگر است
اوّل خواندن سوره عنكبوت و رُوم كه حضرت صادق عليه السلام قَسم ياد فرموده كه خواننده اين دو سوره دراين شب از اهل بهشت است
دوّم خواندن حَّم دُخان
سوّم خواندن سوره قَدر هزار مرتبه
چهارم آنكه تكرار كند در اين شب بلكه در تمام اوقات اين دعا را اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ ((الخ )) و ذكر آن در ضمن ادعيه شبهاى دهه آخر بعد از دعاى شب بيست و سوّم گذشت
پنجم بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى

خدايا دراز كن عمرم را و فراخ كن روزيم را

وَاَصِحَّ لى جِسْمى وَبَلِّغْنى اَمَلى وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الاْشْقِياَّءِ فَاْمحُنى

و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزويم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را از

مِنَ الاْشْقِياَّءِ وَاْكتُبْنى مِنَ السُّعَداَّءِ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ

سلك آنان پاك كن و در زمره سعادتمندانم ثبت كن زيرا تو خودت در كتابى كه

عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يَمْحُو اللّهُ ما يَشاَّءُ وَيُثْبِتُ

بر پيامبر مرسلت صلى الله عليه و آله نازل فرمودى چنين گفتى : ((خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند

وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ

و نزد او است اصل كتاب ))

ششم بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما

خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و

تُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ

مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى از دستور حكيمانه ات در شب

الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ

قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست كه بنويسى مرا از حاجيان

بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ

خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنانكه حجشان مقبول و سعيشان

الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى

مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما در آنچه

وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى

حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى

هفتم بخواند اين دعا راكه در اقبال است :

يا باطِناً فى ظُهُورِهِ وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ وَيا باطِناً لَيْسَ

اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه در

يَخْفى وَيا ظاهِراً لَيْسَ يُرى يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ

خفا نيستى و اى آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد

مَوْصُوفٌ وَلا حَدُّ مَحْدُودٌ وَيا غاَّئِباً غَيْرَ مَفْقُودٍ وَيا شاهِداً غَيْرَ

و هيچ حدى محدودت نكند و اى كه پيدائى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهود

مَشْهُودٍ يُطْلَبُ فَيُصابُ وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمواتُ وَالاْرْضُ

نشوى تو را طلب كنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين

وَمابَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْنٍ لا يُدْرَكُ بِكَيْفٍ وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْنٍ وَلا بِحَيْثٍ

و مابين آندو يك چشم برهم زدن ، به چگونگى در نيائى و به جائى و سوئى اندر نشوى

اَنْتَ نُورُ النُّورِ وَرَبُّ الاْرْبابِ اَحَطْتَ بِجَميعِ الاُْمُورِ سُبْحانَ مَنْ

توئى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران به تمام امور احاطه دارى منزه خدائى كه

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا وَلا هكَذا غَيْرُهُ

نيست مانندش چيزى و او است شنواى بينا منزه است آنكه او چنين است و جز او ديگرى چنين نخواهد بود

پس دعا مى كنى بدانچه بخواهى
هشتم آنكه غير از غسل اوّل شب غسلى نيز در آخر شب كند و بدانكه از براى غسل و احياء اين شب و زيارت امام حسين عليه السلام و صد ركعت نماز فضيلت بسيار و تاءكيد شده شيخ در تهذيب روايت كرده از ابوبصير از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود در شبى كه اميد مى رود شب قَدر باشد صد ركعت نماز كن بخوان در هر ركعت قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ را ده مرتبه گفتم فدايت شوم اگر قوّت نداشته باشم ايستاده بجا آورم فرمود نشسته بجا آور گفتم اگر قوّت نداشته باشم نشسته بجا آورم فرمود بجا آور به همان حالى كه به قفا خفته اى در فراش خود و از دعائم الاسلام روايتست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى كرد و كمر خود را محكم مى بست براى عبادت و در شب بيست و سيّم اهل خود را بيدار مى كرد و آنها را كه خواب رُبُوده بود آب بصورتشان مى پاچيد و حضرت فاطمه صلوات الله عليها نمى گذاشت در اين شب احدى از اهلش بخوابد و علاج مى فرمود خواب آنها را به كمى طعام و مهيّا مى كرد آنها را براى احياء آن شب از روز يعنى امر مى فرمود كه روز را خواب و استراحت كنند كه شب خوابشان نبرد و احيا بدارندومى فرمود محروم كسى است كه ازخير امشب محروم بماند و روايت شده كه حضرت صادق عليه السلام سخت مريض شده بود چون شب بيست و سيّم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود كه حركتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح علامه مجلسى (ره ) فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخواند و دعاهاى صحيفه كامله را بخواند خصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است.
شب بيست و هفتم بالخصوص غسل وارد شده و منقول است كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در اين شب اين دعا را مكرر مى خواند از اول شب تا به آخر شب :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنِى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَالاِْنابَةَ

خدايا روزيم كن دورى گزيدن از خانه فريب (ناپايدار) و بازگشت

اِلى دارِ الْخُلُودِ وَالاِْسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ

بسوى خانه جاويدان و آماده شدن براى مرگ پيش از رسيدن آن

 

اعمال شب آخر ماه

ü فهرست

شب بسيار مباركى است و از براى اين شب چند عمل است
اوّل غسل
دوّم زيارت امام حسين عليه السلام
سوّم خواندن سوره انعام و كهف و يَّس و صد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ

چهارم بخواند اين دعا را كه شيخ كلينى از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده :

اَللّهُمَّ هذا شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْانَ وَقَدْ تَصَرَّمَ وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ

خدايا اين ماه رمضانى است كه در آن قرآن را نازل فرمودى و اكنون رو برفتن است و پناه مى برم به ذات

الْكَريمِ يا رَبِّ اَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِ2نْ لَيْلَتى هذِهِ اَوْ يَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضانَ

بزرگوارت اى پروردگار من كه سپيده دم امشب بر من بزند يا ماه رمضان بر من بگذرد

وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُريدُ اَنْ تُعَذِّبَنى بِهِ يَوْمَ اَلْقاكَ

و از تو در پيش من پيگرد يا گناهى باشد كه بخواهى مرا در روز ديدارت عذاب فرمائى

پنجم بخواند دعاى يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ كه در اعمال شب بيست و سوّم گذشت
ششم وداع كند ماه رمضان را به دعاهاى وداع كه شيخ كلينى و صدوق و شيخ مفيد و طوسى و سيد بن طاووس رضوان الله عَلَيهم نقل كرده اند و شايد بهترين آنها دعاى چهل و پنجم صحيفه كامله باشد و سيّد بن طاووس روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام كه هر كه در شب آخر ماه رمضان وداع كند آن ماه شريف را و بگويد:

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيامى لِشَهْرِ

خدايا قرارش مده آخرين ديدار از روزه ام در ماه

رَمَضانَ وَاَعُوذُ بِكَ اَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هذِهِ اللَّيْلَةِ اِلاّ وَقَدْ غَفَرْتَ لى

رمضان و پناه مى برم به تو از آنكه سپيده دم امشب بر من بزند جز آنكه مرا آمرزيده باشى

بيامرزد حق تعالى او را پيش از آنكه صبح كند و روزى فرمايد او را توبه و اِنابه سيد و شيخ صدوق از جابربن عبدالله انصارى روايت كرده اند كه گفت رفتم به خدمت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در جمعه آخر ماه رمضان چون نظر آن حضرت بر من افتاد فرمود كه اى جابر اين آخر جمعه اى است از ماه رمضان پس آن را وداع كن و بگو:

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ

خدايا قرارش مده آخرين ديدار ما

مِنْ صِيامِنا اِيّاهُ فَاِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنى مَرْحُوما وَلا تَجْعَلنى مَحْرُوما

از روزه مان در ماه رمضان و اگر چنين كرده اى پس مرا مورد رحمت قرار ده و قرارم مده در زمره محرومان

پس بدرستى كه هر كه اين دعا را در اين روز بخواند به يكى از دو خصلت نيكو ظفر مى يابد يا به رسيدن به ماه رمضان آينده يا به آمرزش خدا و رحمت بى انتها و سيد بن طاووس و كفعمى نقل كرده اند از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه فرمود هر كه در شب آخر ماه رمضان ده ركعت نماز گذارد بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه بگويد در ركوع و سجود ده مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ و بعد از هر دو ركعت تشهّد بخواند و سلام دهد و چون از تمام ده ركعت فارغ شد و سلام داد هزار مرتبه استغفار كند [اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ] و بعد از استغفار سر به سجده گذارد و بگويد در حال سجود:

يا حِىُّ يا قَيُّومُ يا ذَاالْجَلالِ

اى زنده اى پاينده اى صاحب جلالت

وَالاِْكْرامِ يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالاْ خِرَةِ وَرَحيمَهُما يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا

و بزرگوارى اى بخشاينده دنيا و آخرت و مهربان آن دو اى مهربانترين مهربانان اى

اِلهَ الاْوَّلينَ وَالاْخِرينَ اِغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَتَقَبَّلْ مِنّا صَلواتَنا وَصِيامَنا وَقِيامَنا

معبود پيشينان و پسينيان گناهانمان را بيامرز و نمازها و روزه ها و شب زنده داريهامان را بپذير

قسم به حق آنكه مرا براستى به نبوت مبعوث فرموده كه جبرئيل مرا خبر داد از اسرافيل از پروردگار خود تبارك و تعالى كه سر از سجده برنداشته باشد كه بيامرزد خدا او را و قبول فرمايد از او ماه رمضان را و بگذرد از گناهان او ((الخبر)) و اين نماز در شب عيد فطر نيز روايت شده ولكن در آن روايتست كه تسبيح اربع را در ركوع و سجود عوض تسبيح ركوع و سجود بخواند و به جاى اِغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا تا به آخر دارد اِغْفِرْلى ذُنُوبى وَ تَقَبَّلْ صَوْمى وَ صَلوتى وَ قِيامى

 

روز سى ام

ü فهرست

سيد براى روز آخر دعائى نقل كرده كه اولش اين است اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ و چون در اين روز غالب مردم قرآن ختم مى كنند سزاوار است كه بعد از ختم بخوانند دعاى چهل و دوّم صحيفه كامله را و اگر خواسته باشند اين دعاى مختصر را بخوانند كه شيخ از اميرالمؤ منين عليه السلام نقل كرده :

اَللّهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْانِ صَدْرى

خدايا سينه ام را بوسيله قرآن بگشا

وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرانِ بَدَنى وَنَوِّرْ بِالْقُرانِ بَصَرى وَاَطْلِقْ بِالْقُرانِ

و به كار انداز به دستورات قرآن بدنم را و روشن گردان بوسيله قرآن ديده ام را و باز كن به قرآن

لِسانى وَاَعِنّى عَلَيْهِ ما اَبْقَيْتَنى فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ

زبانم را و كمكم ده به (عمل ) بدان تا زنده ام دارى زيرا هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به تو

و نيز بخواند اين دعا را كه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نيز روايت شده :

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ اِخْباتَ الْمُخْبِتينَ وَاِخْلاصَ الْمُوقِنينَ وَمُرافَقَةَ الاْبْرارِ وَاسْتِحْقاقَ

خدايا از تو خواهم اطمينان و خشوع خاشعان درگاهت را و اخلاص اهل يقين و رفاقت با نيكان و استحقاق پيدا كردن

حَقائِقِ الاْ يمانِ وَالْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالسَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ وَوُجُوبَ

براى درك حقايق ايمان و نصيبى از هر خير و سلامتى از هر گناه و لازم شدن

رَحْمَتِكَ وَعَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ

مهر و رحمتت و موجبات آمرزشت و رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخ

 

نمازهاى شبهاى ماه رمضان

ü فهرست

خاتمه )) در بيان نمازهاى شبها و دعاهاى روزها كه مشهور است و علاّمه مجلسى (ره ) در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان ذكر فرموده و احقر در اينجا اكتفا مى كنم به آنچه كه آن بزرگوار نگاشته فرموده

نماز شب

اول چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد
دوم چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بيست مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ
سوم ده ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد
چهارم هشت ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ
پنجم دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبه اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
ششم چهار ركعت در هر ركعت حمد و سوره تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ
هفتم چهار ركعت در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ
هشتم دو ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و بعد از سلام هزار مرتبه سُبْحانَ اللّهِ
نهم شش ركعت ميان نماز شام و خفتن در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و بعد از اتمام پنجاه مرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
دهم بيست ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد
يازدهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
دوازدهم هشت ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ
سيزدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد
چهاردهم شش ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ
پانزدهم چهار ركعت در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد
شانزدهم دوازده ركعت در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه اَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ
هفدهم دو ركعت در ركعت اوّل حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اِلهَ اِلا اللّهُ
هيجدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
نوزدهم پنجاه ركعت با حمد و پنجاه مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ و گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك مرتبه بخواند زيرا كه مشكل است در يك شب دو هزار و پانصد مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ خواندن
بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم در هر يك هشت ركعت به هر سوره كه ميسّر شود
بيست و پنجم هشت ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد
بيست و ششم هشت ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه توحيد
بيست و هفتم چهار ركعت در هر ركعت حمد و تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ و اگر نتواند بيست و پنج مرتبه توحيد
بيست و هشتم شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه كَوْثَرْ و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد فقير گويد نماز شب
بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين كيفيّت است شش ركعت نماز كند به فاتحة الكتاب و ده مرتبه آية الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه قل هوالله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله
بيست و نهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد سى ام دوازده ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و بعد از فارغ شدن صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد و اين نمازها چنانچه مذكور شد هر دو ركعت به يك سلام است

 

دعاهاى روزهاى ماه رمضان

ü فهرست

از ابن عباس روايت كرده اند كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فضيلت بسيار از براى روزه هر روز ماه مبارك رمضان بيان فرمود و از براى هر روز دعاى مخصوصى با فضيلت و ثواب بسيار از براى آن دعا ذكر كرده و ما به اصل دعا اكتفا مى نمائيم .

 

دعاى روز اوّل :

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِيامى فيهِ صِيامَ الصّاَّئِمينَ وَقِيامى فيهِ

خدايا قرار ده روزه ام را در اين ماه روزه روزه داران واقعى و شب زنده داريم را

قيامَ الْقاَّئِمينَ وَنَبِّهْنى فيهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغافِلينَ وَهَبْ لى جُرْمى فيهِ

نيز همانند شب زنده داران و بيدارم كن در آن از خواب بيخبران و جنايتم را بر من ببخش

يا اِلهَ الْعالَمينَ وَاعْفُ عَنّى يا عافِياً عَنِ الْمُجْرِمينَ

اى معبود جهانيان و درگذر از من اى درگذرنده از جنايتكاران

روز دوّم :

اَللّهُمَّ قَرِّبْنى فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ وَجَنِّبْنى فيهِ مِنْ سَخَطِكَ وَنَقِماتِكَ

خدايا نزديكم كن در اين ماه بسوى موجبات خوشنوديت و دورم ساز در آن از خشم و عذابت

وَوَفِّقْنى فيهِ لِقِرآئِةِ اياتِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و موفقم دار در اين روز بخواندن آيات قرآنيت به رحمت خود اى مهربانترين مهربانان

 

روز سوّم :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ الذِّهْنَ وَالتَّنْبيهَ وَباعِدْنى فيهِ مِنَ السَّفاهَةِ

خدايا روزيم كن در اين ماه تيزهوشى و بيدارى و دورم گردان در آن از بيخردى

وَالْتَّمْويهِ وَاجْعَلْ لى نَصيباً مِنْ كُلِّ خَيْرٍ تُنْزِلُ فيهِ بِجُودِكَ يا اَجْوَدَ الاْجْوَدينَ

و اشتباه كارى و مقرر فرما برايم بهره اى از هر خيرى كه در آن نازل گردانى بجود و كرمت اى باجودترين جودمندان

روز چهارم :

اَللّهُمَّ قَوِّنى فيهِ عَلى اِقامَةِ اَمْرِكَ وَاَذِقْنى فيهِ

خدايا نيرو ده مرا در اين ماه براى برپا داشتن فرمان و دستورت و بچشان به من

حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وَاَوْزِعْنى فيهِ لاِدآءِ شُكْرِكَ بِكَرَمِكَ وَاحْفَظْنى فيهِ

شيرينى ذكرت و به من ياد ده در اين ماه طرز بجا آوردن سپاسگزارى خود را به بزرگواريت و نگاهم دار در آن

بِحِفْظِكَ وَسَِتْرِكَ يا اَبْصَرَ النّاظِرينَ

به نگهدارى و محافظت خود اى بيناترين بينايان

روز پنجم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ اْلقانِتينَ وَاجْعَلنى

خدايا قرارم ده در اين ماه از آمرزش خواهان و قرارم ده در آن از بندگان شايسته فرمانبردارت و بگردانم

فيهِ مِنْ اَوْلِياَّئِكَ الْمُقَرَّبينَ بِرَاءْفَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

در اين روز از اولياء مقرب درگاهت به مهرت اى مهربانترين مهربانان

 

روز ششم :

اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنى فيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ وَلاتَضْرِبْنى بِسِياطِ نَقِمَتِكَ

خدايا در اين ماه به خاطر دست زدن به نافرمانيت خوارم مساز و تازيانه هاى عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت

وَزَحْزِحْنى فيهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ وَاَياديكَ يا مُنْتَهى

بدان نعمت بخشى و الطافى كه نسبت به بندگان دارى دورم بدار اى آخرين حد

رَغْبَةِ الرّاغِبينَ

اشتياق مشتاقان

 

روز هفتم :

اَللّهُمَّ اَعِنّى فيهِ عَلى صِيامِهِ وَقِيامِهِ

خدايا ياريم كن در اين ماه بر روزه و شب زنده داريش

وَجَنِّبْنى فيهِ مِنْ هَفَواتِهِ وَ اثامِهِ وَارْزُقْنى فيهِ ذِكْرَكَ بِدَوامِهِ

و دورم بدار در آن از لغزشها و گناهانش و روزيم كن در آن ذكر خود را بطور دوام و يكسره

بِتَوْفيقِكَ يا هادِىَ الْمُضِلّينَ

به توفيق خود اى راهنماى گمراهان

 

روز هشتم :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ رَحْمَةَ

خدايا روزيم گردان در اين ماه مهرورزى نسبت به

الاْيْتامِ وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ وَاِفْشآءَ السَّلامِ وَصُحْبَةَ الْكِرامِ بِطَوْلِكَ يا

يتيمان و خوراندن طعام و به آشكار كردن سلام و هم نشينى با كريمان به فضل و كرمت اى

مَلْجَاَ الاْمِلينَ

پناه آرزومندان

 

روز نهم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فيهِ نَصيباً مِنْ رَحْمَتِكَ

خدايا قرار ده برايم در اين روز بهره اى از رحمت

الْواسِعَةِ وَاهْدِنى فيهِ لِبَراهينِكَ السّاطِعَةِ وَخُذْ بِناصِيَتى اِلى

وسيعت و راهنمائيم كن در اين ماه بسوى دليلهاى درخشانت و مرا بسوى موجبات

مَرْضاتِكَ الْجامِعَةِ بِمَحَبَّتِكَ يا اَمَلَ الْمُشْتاقينَ

خوشنودى همه جانبه ات سوق ده به حق محبتت اى آرزوى مشتاقان

 

روز دهم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْفاَّئِزينَ لَدَيْكَ

خدايا قرارم ده در اين ماه از توكل كنندگان بر خودت و بگردانم در آن از سعادتمندان درگاهت

وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُقَرَّبينَ اِلَيْكَ بِاِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالِبينَ

و قرارم ده در آن از مقربان پيشگاهت به حق احسانت اى هدف نهائى جويندگان

 

روز يازدهم :

اَللّهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ فيهِ الاِْحْسانَ وَكَرِّهْ اِلَىَّ فيهِ الْفُسُوقَ

خدايادوست گردان نزد من در اين ماه احسان و نيكى را و ناخوش دار در پيش من در اين روز فسق

وَالْعِصْيانَ وَحَرِّمْ عَلَىَّ فيهِ السَّخَطَ وَالنّيرانَ بِعَوْنِكَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ

و نافرمانى و گناه را و حرام گردان در اين روز بر من خشم كيفربار و آتش (سوزان ) را به كمك خودت اى فريادرس فريادخواهان

 

روز دوازدهم :

اَللّهُمَّ زَيِّنّى فيهِ بِالسَِّتْرِ وَالْعَفافِ وَاسْتُرْنى

خدايا در اين ماه مرا به زيور پوشش از گناه و پاكدامنى بياراى

فيهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْكِفافِ وَاحْمِلْنى فيهِ عَلَى الْعَدْلِ وَالاِْنْصافِ

و جامه قناعت و اكتفاى به مقدار حاجت را به برم كن و وادارم كن در اين روز به عدالت و انصاف

وَ امِنّى فيهِ مِنْ كُلِّ ما اَخافُ بِعِصْمَتِكَ يا عِصْمَةَ الْخاَّئِفينَ

و ايمنيم بخش در آن از هر چه كه از آن مى ترسم به نگهدارى خودت اى نگهدارنده ترسناكان

روز سيزدهم :

اَللّهُمَّ طَهِّرْنى فيهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالاْقْذارِ وَصَبِّرْنى فيهِ عَلى كاَّئِناتِ

خدايا پاكم كن در اين ماه از چركى و كثافات و شكيبايم كن بر مقدراتى كه

الاْقْدارِ وَوَفِّقْنى فيهِ لِلتُّقى وَصُحْبَةِ الاْبْرارِ بِعَوْنِكَ يا قُرَّةَ عَيْنِ الْمَساكينَ

خواهد شد و موفقم دار در اين ماه به پرهيزكارى و هم نشينى با نيكان به كمك خودت اى روشنايى ديده مسكينان

 

روز چهاردهم :

اَللّهُمَّ لا تُؤاخِذْنى فيهِ بِالْعَثَراتِ وَاَقِلْنى فيهِ

خدايا مگير مرا در اين ماه به لغزشها و بازم دار در آن

مِنَ الْخَطايا وَالْهَفَواتِ وَلا تَجْعَلْنى فيهِ غَرَضاً لِلْبَلايا وَالاْفاتِ

از خطاها و لغزشها و قرارم مده در اين روز هدف بلاها و آفات

بِعِزَّتِكَ يا عِزَّ الْمُسْلِمينَ

به عزتت اى عزت بخش مسلمانان

روز پانزدهم :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ طاعَةَ

خدايا فرمانبردارى فروتنان را در اين ماه

الْخاشِعينَ وَاشْرَحْ فيهِ صَدْرى بِاِنابَةِالْمُخْبِتينَ بِاَمانِكَ يا اَمانَ الْخاَّئِفينَ

روزى من گردان و بگشا سينه ام را براى بازگشتن بسويت همانند بازگشتن خاشعان به امان بخشيت اى امان بخش ترسناكان

 

روز شانزدهم :

اَللّهُمَّ وَفِّقْنى فيهِ لِمُوافَقَةِ الاْبْرارِ وَجَنِّبْنى

خدايا موفقم دار در اين ماه به همراهى كردن با نيكان و دورم دار

فيهِ مُرافَقَةَ الاْشْرارِ وَآوِنى فيهِ بِرَحْمَتِكَ اِلى دارِ الْقَرارِ بِاِلهِيَّتِكَ

در آن از رفاقت با اشرار و جايم ده در آن بوسيله رحمت خود به خانه قرار و آرامش به معبوديّت خود

يا اِلهَ الْعالَمينَ

اى معبود جهانيان

 

روز هفدهم :

اَللّهُمَّ اهْدِنى فيهِ لِصالِحِ الاْعْمالِ وَاقْضِ

خدايا راهنمائيم كن در آن به كارهاى شايسته و برآور در آن حاجات

لى فيهِ الْحَواَّئِجَ وَالاْمالَ يا مَنْ لا يَحْتاجُ اِلَى التَّفْسيرِ وَالسُّؤ الِ يا

و آرزوهاى مرا اى كسى كه نيازى به شرح حال و درخواست ندارى اى

عالِماً بِما فى صُدُورِ الْعالَمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطّاهِرينَ

دانا و آگاه بدانچه در دل مردم جهانيان است درود فرست بر محمد و آل پاكش

 

روزهيجدهم :

اَللّهُمَّ نَبِّهْنى فيهِ لِبَرَكاتِ اَسْحارِهِ وَنَوِّرْ فيهِ قَلْبى بِضياَّءِ

خدايا آگاهم ساز در اين ماه از بركات سحرهاى آن و نورانى كن در آن دلم را به پرتو

اَنْوارِهِ وَخُذْ بِكُلِّ اَعْضاَّئى اِلىَ اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِكَ يا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفينَ

انوار آن و بگمار تمام اعضاء و جوارحم را به پيروى كردن آثارش به نور خود اى روشنى دهنده دلهاى عارفان

 

روز نوزدهم :

اَللّهُمَّ وَفِّرْ فيهِ حَظّى مِنْ بَرَكاتِهِ وَسَهِّلْ سَبيلى

خدايا سرشار كن در اين ماه بهره ام را از بركات آن و هموار ساز راهم را

اِلى خَيْراتِهِ وَلا تَحْرِمْنى قَبُولَ حَسَناتِهِ يا هادِياً اِلَى الْحَقِّ الْمُبينِ

به سوى خيرات آن و محرومم مساز از پذيرفتن حسناتش اى راهنماى بسوى حقيقت آشكار

 

روز بيستم :

اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ الْجِنانِ وَاَغْلِقْ عَنّى فيهِ اَبْوابَ

خدايا بگشا در اين ماه برويم درهاى بهشت را و ببند برويم در آن درهاى

النّيرانِ وَوَفِّقْنى فيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْانِ يا مُنْزِلَ السَّكينَةِ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ

دوزخ را و موفقم دار به تلاوت قرآن اى فرو فرستنده آرامش در دلهاى مؤ منان

 

روز بيست و يكم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ دَليلاً وَلا

خدايا برايم در اين ماه دليلى به موجبات خوشنودى خود مقرر فرما و

تَجْعَلْ لِلشَّيْطانِ فيهِ عَلَىَّ سَبيلاً وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ لى مَنْزِلاً وَمَقيلاً يا

راهى براى تسلط شيطان بر من باقى مگذار و بهشت را منزل و آسايشگاهم قرار ده اى

قاضِىَ حَواَّئِجِ الطّالِبينَ

برآرنده حاجات جويندگان

 

روز بيست و دوّم :

اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ

خدايا باز كن برويم در اين ماه درهاى

فَضْلِكَ وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فيهِ بَرَكاتِكَ وَوَفِّقْنى فيهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِكَ

فضلت را و بركاتت را در آن بر من نازل فرما و موفقم دار در آن به موجبات خشنوديت

وَاَسْكِنّى فيهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِكَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ

و مسكنم ده در آن وسطهاى بهشتت اى اجابت كننده دعاى درماندگان

 

روز بيست و سوّم :

اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فيهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَطَهِّرْنى فيهِ مِنَ

خدايا شست شويم ده در اين ماه از گناهان و پاكم كن در آن از

الْعُيُوبِ وَامْتَحِنْ قَلْبى فيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ يا مُقيلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ

عيبها و آزمايش كن در آن دلم را به پرهيزكارى دلها اى ناديده گيرنده لغزشهاى گنه كاران

 

روز بيست و چهارم :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيهِ ما يُرْضيكَ

خدايا از تو خواهم در اين ماه آنچه تو را خوشنود سازد

وَاَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ وَاَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاِنْ اُطيعَكَ وَلا

و پناه برم به تو از آنچه تو را بيازارد و از تو خواهم در آن توفيق براى اينكه پيرويت كنم و

اَعْصِيَكَ يا جَوادَ السّاَّئِلينَ

نافرمانيت نكنم اى بخشنده به خواستاران

 

روز بيست و پنجم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مُحِبَّاً

خدايا قرارم ده در اين ماه دوستدار

لاِوْلِياَّئِكَ وَمُعادِياً لاِعْداَّئِكَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتَِمِ اَنْبِياَّئِكَ يا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيّينَ

دوستانت و دشمن دارنده دشمنانت و پيرو راه و روش خاتم پيمبرانت اى نگهدارنده دلهاى پيمبران

 

روز بيست و ششم :

اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيى فيهِ مَشْكُورا

خدايا قرار ده كوششم را در اين ماه مورد سپاس و تقدير

وَذَنْبى فيهِ مَغْفُورا وَعَمَلى فيهِ مَقْبُولاً وَعَيْبى فيهِ مَسْتُوراً يا اَسْمَعَ السّامِعينَ

و گناهم را در آن آمرزيده و عملم را در آن پذيرفته و عيبم را در آن پوشيد اى شنواترين شنوايان

 

روز بيست و هفتم :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَصَيِّرْ

خدايا فضيلت شب قدر را در اين ماه روزيم گردان و بگردان

اُمُورى فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْيُسْرِ وَاقْبَلْ مَعاذيرى وَحُطَّ عَنّىِ

كارهايم را در آن از سختى به آسانى و عذرهايم را بپذير و ورز و

الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ

گناهم را بريز اى مهربان به بندگان شايسته ات

 

روز بيست و هشتم :

اَللّهُمَّ وَفِّرْ حَظّى فيهِ مِنَ النَّوافِلِ وَاَكْرِمْنى فيهِ بِاِحْضارِ الْمَساَّئِلِ وَقَرِّبْ فيهِ

خدايا سرشار كن بهره ام را در اين ماه از انجام مستحبات و نوافل و گراميم دار به ياد داشتن مسائل و نزديك گردان در آن

وَسيلَتى اِلَيْكَ مِنْ بَيْنِ الْوَساَّئِلِ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ

وسيله ام را بسويت از ميان ساير وسائل اى كه سرگرمش نكند سماجت سماجت كنندگان

 

روزبيست و نهم :

اَللّهُمَّ غَشِّنى فيهِ بِالرَّحْمَةِ وَارْزُقْنى فيهِ التَّوْفيقَ

خدايا فراگير مرا در اين ماه به مهر خود و روزيم كن در آن به توفيق

وَالْعِصْمَةَ وَطَهِّرْ قَلْبى مِنْ غَياهِبِ التُّهَمَةِ يا رَحيماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ

و خودنگهدارى و پاك كن دلم را از تيرگيهاى تهمت اى مهربان نسبت به بندگان مؤ من خود

 

روز سى ام :

اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِيامى فيهِ بِالشُّكْرِ وَالْقَبُولِ عَلى ما تَرْضاهُ

خدايا چنان كن روزه ام را در اين ماه كه مورد قدردانى و پذيرش بوده و بر طبق خوشنودى تو

وَيَرْضاهُ الرَّسُولُ مُحْكَمَةً فُرُوعُهُ بِالاُْصُولِ بِحَقِّ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ

و خوشنودى رسولت باشد و محكم باشد فروع آن بوسيله اصول به حق آقاى ما محمد

وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

و آل پاكش و ستايش خاص پروردگار جهانيان است

مؤ لّف گويد: كه در تقديم و تاخير دعاها و عبادات هر يك در كتب دعوات مختلف ذكر كرده اند چون روايتش را معتبر نمى دانم متعرّض ذكر آنها نشدم و دعاى روز بيست و هفتم را كفعمى در روز بيست و نهم ذكر كرده است و موافق مذهب شيعه در روز بيست و سوّم خواندن دور نيست كه اَنسَب باشد انتهى .